Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

چگونه بر تب غلبه کنیم ؟! (۱)

ابتدا همه ی چراغ هارا خاموش میکنیم

بعد مینشینیم روی زمین 

به این فکر میکنیم که خدا هست و میبنید

بعد میزنیم زیر گریه 

با صدای بلند عر میزنیم

صدایش میکنیم

بعد که خالی شدیم

میرویم آب میگذاریم برای چای

بعد که چای خوردیم

میرویم یک آهنگ از اندی بی نوا پلی میکنیم

طفلی زحمت میکشید برای آهنگ هایش خاب

بعد طی یک اقدام اعتراض منشانه شام نمیخوریم

میرویم و از اینها که توی عکس میبینید در می آوریم

میگذاریم روی چشم هایمان

بعد به هیچ چیز فکر نمیکنیم

دفتر ریاضی را پیدا میکنیم

فاز دبیر را یافته

ساقی اش را فحش میدهیم

بعد با صدای بلند شروع به حل تمارین میکنیم

طوریکه حواسمان پرت نشود

و اینگونه به سر میکنیم !

۲۸ ۷

صرفاً خوشم اومد از شعرش

۱۳

نیازمندی ها .

مثل یک دست 

که بنشیند روی پیشانیِ دردمندم .

۱۱

حجت الاسلام والمسلمین پاتریک (ره)

همانگونه که فرشتگان منتظرند آدمی حرفی را بر زبان بیاورد تا بنگارندش و در روز قیامت بکنندش توی چش و چالش ، برای بلاگر ها پست هایی که میگذارند هم نوشته میشود .

فلذا همانطور که افکار و نیات آدمی نوشته نمیشود ، پست های پیش نویس هم نوشته نمیشود خاب .


ترجمه ی کنز الحکم پاتریک الله ، باب السابع فی روایات الددابظیه .

۲۳ ۱۰

پست مثلا ثابت


بشنویم

۱۷

پونصدو بیس پنج

شده ام ابر

که با گریه فروبنشانم ..

آتش صاعقه ای را 

که خود افروخته ام ..

پ.ن : نگرانم برای حالی که خوب شدن بلد نیست ..

۱۷

پست چندم امروزه قاموسن ؟! :|

خیال را عاشقم

وقتی مرا

به تو میرساند ..

(از نمیدونم کی)

۱۹

همانا دوای درد شما نزد پاتریک است :]

چندی است پاتریک الله همایونی رضی الله عنه اعصابش پورت است ، راستش را بخواهید پورت را خودم هم نمیدانم چیست ، ولی از اینجا منشا گرفت که عید میخواستیم خانه مان را رنگ کنیم ، بعد نقاشی که آمده بود گفت : پورتش میزنیم حل میشه ، بعد مثلا صدایمان میکرد میگفت یه پورت رنگ بده و اینها خاب . 

علت اعصاب خاردی ام را خودم خوب میدانم ، خیلی خوب میدانم ولی به شما ربطی ندارد ، یعنی به هیچکس ربطی ندارد و من میخواهم آنقدر نگویمش تا بترکم . راستش من وقتی خیلی کودک بودم یک بار تصمیم گرفتم دیگر نخوابم ، البته شب ها میخوابیدم و صبح فردا احساس میکردم که اوه ، هَو خفن عای عم دت عای هدنت اسلیپ انی لانگر ، بعد ظهر ها هم میخوابیدم و عذاب وجدان داشتم که خاله پروانه (مربی مهدکودکمان) میفهمد من میخوابم ، یک همچین موجودی هستم خاب .

دقت کرده اید من اصلا نیامده ام که این خزعبلات را بگویم ؟! دقت نمیکنید خاب . همین میشود دیگر ، وقتی جزوه نمینویسید و زیر جملات موهوم خط نمیکشید همین میشود ، اصلا کلاس شما بدترین کلاسی است که تا حالا داشته ام ، فردا ازتان امتحان میگیرم تا آدم شوید ، ایش . 

آمده بودم بگویم روان نویس هایم جدیداً به جای من توف میکنند ، هر چه من صبوری به خرج میدهم اینها توف میکنند به روزگار ، مخصوصاً وقتی بچه ها از دستم میگیردنشان بیشتر توف میکنند ، این نشان میدهد خیلی باشعورند ، نیستند ؟! هستند خاب .

به علت رنگ دادن های بیش از حد و اینها دیگر کفر پاتریک داشت در می آمد ، [جزوه هایتان را دراورید دیگر تنبل ها ، الان میخواهم نکات مهمی بگویم] فلذا جایی را پیدا کرد که آب با آن نیرویی دگرچسبی داشته باشد ، نمیدانم شاید هم همچسبی داشته باشد یا اصلا نداشته باشد ، فقط جایی را پیدا کرد که آب را جذب نکند مثلا شیشه یا میز . بعد این بار خودش طی یک اقدام کاملا انتحاری و انهدامی قطره ای آب روی میز گذاشته و کله ی همه ی روان نویس هارا خواباندانْد توی آب ، بعد رنگ همه ی روان نویس ها رفت خاب .

بعد که با آنها مینویسیم دیگر رنگ پس نمیدهند . و اینها دیگر .

ددابظ خاب :)

۱۸ ۷

حال و روزم مثل سوسیس بد قیافه ایِ که هیچکس نخوردش .

بدون شرح ، حماسه آفرینی های من وقتی داریم از گشنگی میمیریم :|

۲۲ ۱۰

نه ، دیگه حرفی نیست ..!

میخواستم بیام هر چی شده رو بنویسم ولی ،

ترجیح میدم بمونه .. هر چی میخواد بشه بشه دیگه نهایتاً ..

+ و به هر نیک و بد ، زود شادان و زود اندوهگین مشو ، که این فعل کودکان باشد ..

+ if you want to shine like sun , first you should burn like that 

۱۲ ۱۰
About me

هر جای دنیایی دلم...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان