Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

یا کنج قفس یا هیچی

/ بازدید : ۶۹

نمیخوام. سرم گیج میره. بیا یه چیزی بخور. سرم گیج میره. چایی بریزم؟ سرم گیج میره. بریم بیرون؟ سرم گیج میره. بستنی می‌خوای؟ سرم گیج میره. پیتزا مربعی؟ سرم گیج میره. بهار با تواما! سرم گیج میره. نمیخوری؟ سرم گیج میره. به درک بخوری. سرم گیج میره. من دیگه باهات حرف نمیزنم بداخلاق. سرم گیج میره. فردا میری خوابگاه هیچکس نمیتونه تحملت کنه ها! سرم گیج میره. میذارنت تو راهرو اتاق انفرادی بهت میدنا. بغض میکنم. میوه میخوری یا نه؟ بغض میکنم. باز کن دهنتو بخور این انگورای لعنتی رو. بغض میکنم. فکم درد میگیره. بغض میکنم. رفتی که چی؟ بغض میکنم. به درک. بغض میکنم. چی گفتی؟ گفتی سلول مژک‌دار چیکار میکنه؟ بغض میکنم. شیشه عینکم می‌افته لبه‌ش می‌پره. بغض میکنم. سرمو میذارم رو میز. میشنوی خدا؟ ببین اعصاب ندارما. میشنوی خدا؟ بنده ی الاغتم وظیفته هر جقدر بد باشم به حرفام گوش بدی. میشنوی خدا؟ تو هم مثل بنده هاتی؟ میشنوی خدا؟ کجایی؟ حواست هست اصلا؟ میشنوی خدا؟ کم آوردما. میشنوی خدا؟ خیلی بلندی، دستم بهت نمیرسه. میشنوی خدا؟ تو بیا پائین دست منو بگیر دیگه. میشنوی خدا؟ 

سرم گیج میره. بغض میکنم. میشنوی خدا؟ 

نویسنده : بهــ ــار.. ۱ لایک:)
میرزا ژوزف پولیتـزِر
۱۴ مرداد ۱۹:۴۰
عه... تا صبح خوب بودی که
پاسخ :
چی بگم والا، زندگیه و اتفاقات یهویی و حال‌به‌هم‌زن :|
سها .ج
۱۴ مرداد ۱۹:۲۰
بهار؟چی شده؟حالت خوبه؟:(((
پاسخ :
حال من خوب است اما باتو بهتر می‌شوم، یا حتی حال من خوب است اما تو باور نکن و از همین حرفا خلاصه :))
About Me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان