Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

کائنات عزیز، باور کن جایی جز دهن من هم برای صاف کردن هست!

/ بازدید : ۱۲۹

ساعت دو تازه برگردی، ساعت چهار مهمون بیاد (!)، ساعت پنج واسه نماز بیدارت کنن، ساعت هفت بیدار شی صبحانه بچینی، حق داری وقتی ساعت نه میخوان بیدارت کنن یه "خفه‌شو آشغال"ِ تمیز نثار کنی.

پ.ن: سگ‌اعصابانیم.

نویسنده : بهــ ــار.. ۵ لایک:)
مینا
۱۹ مهر ۱۰:۴۵
مرسی عالی بود
علی محمدرضایی
۱۲ مرداد ۲۱:۳۷
خخخخخخ...
تاحالا ازین اتفاقات برام زیاد افتاده...
بهت حق میدم...
پاسخ :
ممنونم که حق میدیدن :)
:))
محمد حسین
۱۲ مرداد ۱۶:۱۵
ساعت 4 صب مهمون اومد؟
پاسخ :
بله
از یه شهر دبکه داشتن میومدن چهار صبح رسیدن خونه
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۱۲ مرداد ۱۴:۴۷
این تیتر پتانسیلشو داره که با آب طلا روی دفاتر دعا نوشته بشه :)
پاسخ :
:) لطف داری 
سها .ج
۱۲ مرداد ۱۳:۴۴
نه تنها برای گفتن جمله ی آخر بهت حق میدم،بلکه برای با دمپایی پلاستیکی به دنبالشون افتادن هم حق میدم!
پاسخ :
چاکر هم‌اسمی‌مونم هستیم ما :)
مترسک ‌‌
۱۲ مرداد ۱۳:۴۴
خدا صبرت بده :))
پاسخ :
هنوز که نداده :)
صخره .
۱۲ مرداد ۱۲:۴۱
استراتژی اصلی من خوابوندن تو دهن همه اس:/ وقتی نو اعصابم:/ همین قدر هاپو:/
پاسخ :
کاش میشد منم بزنم خواهرمو :/
توکان سبز
۱۲ مرداد ۱۱:۵۹
برای عنوان مردم:/
حق میدم بهت وحشتناکس
پاسخ :
خدانکنه :)
خیلی :|
رستاک :)
۱۲ مرداد ۱۱:۴۹
عنوان منو مرد:)))))))
کاملا حق باتوست:)))
پاسخ :
چاکرم :))
میرزا ژوزف پولیتـزِر
۱۲ مرداد ۱۱:۰۶
بسم الله..
پاسخ :
ولضالین :))
פـریـر بانو
۱۲ مرداد ۱۰:۲۲
کاملا حق داری عصبانی بشی! :|
پاسخ :
مرسی که حق میدی :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About Me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان