Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

رد دادم می‌فهمی؟ رد!!!

/ بازدید : ۱۷۶

رفته بودم چایی دم کنم، 

می‌خواستم آب‌جوش بریزم. اومدم بگم بسم الله الرحمن الرحیم؛ یهو گفتم سلام :|

به آب سلام کردم، می‌فهمی؟ آب.

نویسنده : بهــ ــار.. ۱۸ لایک:)
حامد
۰۸ مهر ۲۱:۳۹
سلام وبت عالیه
Mohsen Farajollahi シ
۱۴ مرداد ۱۶:۵۴
فکر کنم کتری به جوش اومد :| عاخه میدونید جواب سلام واجبه دیگه :دی
مسکلی نیست منم با حیوانات حرف میزنم مثلا وقتی یک گربه سیاه رو میبینم میگم هوی مفت خور برو اونور وگرنه میزنم لت و پارت میکنم ها -_-
پاسخ :
:دی
گناه داره طفلی که! :|
صخره .
۱۲ مرداد ۱۲:۴۳
یاد رامین افتادم که لیوان رو جای پارچ گذاشت تو یخچال:-D
پاسخ :
اره یادمه :))
مترسک ‌‌
۱۲ مرداد ۰۶:۰۷
سلام بهار! D:
پاسخ :
الان من خودمم یا آبجوش یا کتری؟ :)))
+ سلام متر :)
ــ یاس ــ
۱۱ مرداد ۱۳:۱۰
هنوز الو گفتن پای آیفون در رتبه ی اول اشتباهیاس ، سخت نگیر :/ =))
پاسخ :
وای راست میگی، 
تازه یاسی من یه بار یادمه یه اقایی اومده بود واسمون آیفون نصب کنه بعد هی زنگ میزد امتحان کنه من یه دفعه رفتم جواب دادم. خاک تو سرم :|
Unknown Human
۱۱ مرداد ۱۲:۴۵
نوچ بهار نمی‌فهمم :|||
پاسخ :
سعی کن بفهمی دادا :|
فِ. شین.
۱۱ مرداد ۱۰:۳۰
جواب سلامتو داد؟
پاسخ :
آره احوال‌پرسی هم کرد. :))
نگین ...
۱۱ مرداد ۰۲:۲۰
بازم خوبه امیدی هست :)))
پاسخ :
هیچ میدونستی این سعادتو داشتی که کامنت ۷۷۷۷ وبلاگو بذاری جانم؟ :)))
+ هست هست :))
علی محمدرضایی
۱۰ مرداد ۲۳:۳۵
مگه وقتی ابجوش میریزن ذکر میگن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی معلومه که فکرتون حسابی درگیره...
پاسخ :
بله میگن.
چی بگم والا..
مهیار حریری
۱۰ مرداد ۲۲:۵۷
:))
حالا جدا وقتی آبجوش میریزین ذکر میگین ؟

+ و من خوشحالم که اعتقادات هنوز زنده ست !

پاسخ :
بله میگیم.
+ :) ان‌شاءالله که همیشه زنده بمونه..
زِدْ عِِـچْ آرْ …
۱۰ مرداد ۲۲:۴۳
در بابِ همین مسئله
منم یه بار اومدم لیوانو بشورم قرصو هم بزارم تو کابینت
لیوانو گذاشتم تو کابینت قرصو هم شستم
=|
پاسخ :
تو فوقولاده ای عزیزم، فوقولاده. :))
sina S.M
۱۰ مرداد ۲۱:۳۳
خوب شد به جا سلام ، ذهنت تصمیم نگرفت سوره بقره رو بخونی ! 

مگرنه آیس تی میشد به جا چایی 
پاسخ :
:)))
خداحافظی هم میتونستم بکنم البته.
محمد حسین
۱۰ مرداد ۲۱:۱۳
:))))))))))))))
برا من زیاد پیش میاد
ینی بهم امیدی نیس؟ O_o
پاسخ :
چرا بابا هست :))
برای من از دو سال تحصیلی ِ پیش دیگه پیش نیومده بود 
گُل نِگار
۱۰ مرداد ۲۰:۲۳
پاتریک کی بودی تو ؟D;
پاسخ :
بابام :))
wit ch
۱۰ مرداد ۲۰:۰۰
خوب باش قربونت برم...
پاسخ :
دلارام :(
خدانکنه عزیزم.. چشم.سعی میکنم..
سها .ج
۱۰ مرداد ۱۹:۴۸
[کله اش را به دیوار میکوبد]
حالت خوبه دیگه؟
پاسخ :
دیوار را به سقف میکوبد.
اره بابا، خوبم.. :))
میرزا ژوزف پولیتـزِر
۱۰ مرداد ۱۹:۴۴
البته میشه وانمود کرد که مثلا با هم تقریبا فرقی ندارن. خوبه نگفتی والضالیــــــــن.
:D
پاسخ :
خداحافظی حتی!D:
פـریـر بانو
۱۰ مرداد ۱۹:۱۷
خوبی بهار؟
پاسخ :
آره جانم، خوبم.. :))
Ojdohay Khofteh
۱۰ مرداد ۱۹:۱۴
خوبه ازت راضیم ;))
پاسخ :
دیگه کاریه که از دستمون بر میاد :دی 
Behnam BN
۱۰ مرداد ۱۹:۱۳
خخخخ ، الآن خوبی ؟؟؟؟
ما رو چایی که فرض نمیکنی ؟؟؟؟ خخخخخخ :)
پاسخ :
بهترم ممنون :)
نه حالا :دی 
رستاک :)
۱۰ مرداد ۱۹:۰۷
من بارها سلامو خداحافظیو جا به جا گفتم!!
پاسخ :
من این کارم کردم، 
ولی امروز نه!:)))
[می‌رود شام بپزد]
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About Me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان