Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

باز من خسته شدم، پناه‌ آوردم به این وبلاگ‌کاری‌ها!

/ بازدید : ۱۱۲

دلم از این حرف‌های ناشناس می‌خواهد، از این‌ها که تیکِ ناشناس را می‌زنید بعد حرف‌هایتان را می‌زنید.

هرچه که باشد، فقط از این‌ها نباشد که بگوئید من مستقیماً حرف‌هایم را می‌زنم و آن تیک را نزنید، یا مثلا هی بگوئید تو مثل گلی و این حرف‌ها!

حرفی، حدیثی، سوالی، فحشی چیزی بود بدهید. جوابگو خواهم بود.

نویسنده : بهــ ــار.. ۳ لایک:)
زارع
۲۳ شهریور ۱۱:۵۱
سلام

خیلی مردی

ما اینقدر اومدیم به وبلاگت سر زدیم

تو حتی ما را آدم حساب نکردی

لااقل ی سری به سایت ما میزدی

ی نگاهی لا اقل بنداز

وبلاگت تو حلقم
:D :D :D :D

http://hamyar.biz/partner/index.php?act=login
ناشناس
۱۴ مرداد ۱۶:۵۶
اساسا به نظر من بنده اگر از فیلتر شکن استفاده نکنی کاملا میشه با آدرس آیپی تشخیص داد که اینی که پیام داده کی هست :|
کافی هست تو قسمت نظرات رو آیپی ظرف یک بار کلیک کنی کل نظرات قبلی برات میاد اونوقت معلوم میشه من کیم :)
پاسخ :
عرضم به حضورتون که تو کامنت ناشناس آی پی ای نمیاد که سایر نظرات رو بخواد بیاره مگر اینکه من برم از توی مشاهده آمار به صورت تفصیلی نگاه کنم کی اومده دونه دونه مطابقت بدم که خب در این حدم بیکار نیستم :))
ناشناس
۱۰ مرداد ۱۹:۰۵
ای دختره ی پروی بی تربیت
هی کامنت ببند!
من با شما قهرم بهار جانم!
پاسخ :
ببخشید خب، الان حتی ممکنه وبلاگمو ببندم، خودمو ببندم به تخت حتی.
البته خب کامنت بعضی پستارو نمیشه باز گذاشت..
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۶:۵۹
پا قدمم برا وبت نحس بوده انگار . وقتایی که نیستم اونطور ک دوس دارم مینویسی 
پاسخ :
کی هستی شما اون وقت؟ :-"
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۵:۰۵
من قبلا اینکارو کردم مچمو گرفتی :/
دیگه تو دامت نمیفتم :)))
پاسخ :
بازم گیس‌طلایی :)))
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۴:۴۰
دلم خواست یه نظری بدم. هرچی فکر میکنم نظرم نمیاد. ولی خوب نمیشه که همینطوری بذارمو برم. چی بگم؟ اوووم؟ آها.. نمیشه کامنتات باز باشه که اگه لازم شد گاهی زیر پستات یه چی بگیم؟ میشه... شدنیه. تو روحیه ت تاثیر مثبت میذاره.(م.ف.م.ژ.پ)
پاسخ :
ممنون و سعی میکنم :))
فقط اون م ف م ژ پ رو توضیح بدین مرسی اه.
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۴:۲۷
سعی کن همیشه شاد بمونی , هیچ چیز مهم تر از این نیس 

و در ضمن قدر منم خیلی بدون ;)
همیشه هم اینقد خل بمون :دی
پاسخ :
ای بابا شناختمت که :)))))
چشم ^_^
می‌دونم آقا می‌دونم :))
اونم چشم :))
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۴:۱۷
خوش به حال کسی که تو رو کنارش داره
پاسخ :
والا!
اینقدر که من ماهم ^_^
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۴:۱۶
آقا آی پیمو میشناسی دیگه نمیشه ناشناس گذاشت :/
پاسخ :
وقتی کامنت ناشناس میذارین من متوحه نمیشم کی گفته چون خود کامنت آی پی نداره، 
در سانی رفت و آمد تو این وبلاگ زیاده و منم کنترل نمیکنم که کودوم آی پی مال چه کسیه.. راحت باشین!:))
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۴:۱۳
لحنتیییییییییی یادم رف تیک ناشناسو بزنمممممم عرررررربده
پاسخ :
فدای سرت بابا :))
آندرومدا :)
۰۹ مرداد ۱۴:۱۲
خیلیَم دوسِد دارم. خیلی پ-پ- 😬
پاسخ :
منم دوستت دارم عزیزدلم :****
[بغل محکم]
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۴:۱۰
قدر باباتو خیلی بیشتر بدون. 
پاسخ :
تازه دارم میفهمم چقدررررر دوستم داره!
وای خیلییی! عصن نمیتونم بگم چقدر دوستش دارم و دوستم داره.. 
ایشالا که همیشه سایه‌ش بالا سرم باشه، قربونش برم من^_^
[میرود صدقه بدهد]
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۴:۰۸
هرجای دنیا بری خوشحالیت آرزومه...... دلم خوش شده به خوشبختی تو.......
پاسخ :
تشکر :|
:|
:|
:|
:|
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۴:۰۴
nazarato baz kon hamishe kesafat
پاسخ :
سعی می‌کنم!:))
+ چرا اینقدر کثافت؟ چرا؟ :||
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۴:۰۳
خیلی بزرگ تر از سنتی
خیلی میفهمی
اذیت ت میکنه این زیاد فهمیدنا 
جوونی کن
پاسخ :
لطف داری شما، 
چشم سعی میکنم :))
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۴:۰۲
تو گلـــــــــــــی :دی
پاسخ :
ممنون :دی 
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۴:۰۲
چی شد که دیگه نظراتو روی ما میبندی و پستای بلند و رنگی نمیزاری
حس میکنم داری بزرگ مشی
بزرگ شده تم خیلی دوست داریم عاشقتیم
ولی دلمونم برای اون بچه بازی های شاد و دیوانه بازی هات خیلی تنگه کثافت!!!!!
پاسخ :
شرمنده والا، 
آره فک کنم همین بزرگ شدنه‌س!:)))
لطف داری شما، عزیزی :**
ای بابا چرا همه میگن کثافت، از بقیه فحشا هم استفاده کنین خب.
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۴:۰۰
همیشه می ترسم از این به هم نرسیدن ها
کسی سراغ نداری تو را به من برساند ؟ 
پاسخ :
نه والا، 
تو کسی تو دست و بالت نیست؟ :دی
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۳:۵۴
تو اعضا ی خونواده کی از همه بیش تر دوستت داره ؟ 
پاسخ :
پدرم.
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۳:۵۲
چشم تو خواب می رود یا که تو ناز می کنی?
پاسخ :
یحتمل واقعاً خواب می‌رود :|| :))
+ اینا چیه می‌پرسین آخه!:)))
Mr. Moradi
۰۹ مرداد ۱۳:۵۲
چجور شناختی :||||
پاسخ :
فک کردی من کم خفنم؟ :))) نه آقا خیلی خفنم :دی 
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۳:۴۹
چرا یه نفر دیگه رو دنبال نمیکنی که دنبال شده ها بشن 100???
پاسخ :
دقت نکرده بودم خودم :|
خب کیو فالو کنم حالا 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۳:۴۶
چی بگم؟! :)))
پاسخ :
تو چشای من نگا کن، ‌گیس‌طلا نیستی؟ =))))
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۳:۴۶
امیدوارم بمیری پس
پاسخ :
برو بابا جمع کن خودتو 😂😐
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۳:۴۳
زقلتون بیشعور
تو امروز عصر میای میبینمت . دارم برات
پاسخ :
یا قمر بنی هاشم :|||
بی‌شوخی، خطم اکسپایر شده باید برم دفترخدماتی درستش کنم. الان یه‌طرفه‌م.
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۳:۴۳
چرا دیگه طنز گونه نمینویسید ؟
پاسخ :
باید حس و حالش باشه، 
الانم هست البته :| :))
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۳:۴۱
من حیلی دوست دارم
پاسخ :
حــــیلی ممنون :|
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۳:۳۸
واقعا شناختی ؟ 
اس ام اس میدم نمیشناسی پس ؟ 
پاسخ :
این اسمس آخری‌هات یکم بدخط بودن =)))
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۳:۳۶
هدفت برای آیندت چیه؟ 
پاسخ :
مختصراً آرامش.
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۳:۳۴
خاک بر سرت 😂
برگرد دگ
پاسخ :
خب عزیزم تابلو شدی شناختمت D:
نفر بعدی 😂😐
ناشناس
۰۹ مرداد ۱۳:۳۳
کی بر می گردی تلگرام؟ 
پاسخ :
ایشالا که هیچ‌وقت D:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About Me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان