Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

ای یار ای یار یار تو چه‌قدر سرخوشی! D:

/ بازدید : ۸۶

بشنویم حالمون خوب بشه؟ 

بشنویم :))

نویسنده : بهــ ــار.. ۵ لایک:)
Faber Castel
۰۷ مرداد ۲۱:۲۶
نشنویم حالمون بد میشه؟ :)
پاسخ :
نه ولی گوش بدی حالت بهتر میشه مثلا :))
توکان سبز
۰۷ مرداد ۱۵:۳۶
خیلی عالیههههههههه:)
پاسخ :
خوشحالم دوسش داشتی :))
Pary darya
۰۷ مرداد ۱۵:۰۴
(( :‌
پاسخ :
از این طرفاااا؟ :))
بهار پاتریکیان D:
۰۷ مرداد ۱۴:۵۳
آقا کامنت ۷۷۰۰ بود دوست داشتم خودم بزارمش اصلا :دی
پاسخ :
تو خوب نمیشی بهار -_-
Judy ^^
۰۷ مرداد ۱۴:۵۱
vocaroo.com/media_command.php?media=s1mVbEkWWxxW&command=download_flac

اینم قشنگه ^^
پاسخ :
مرسی جودی جان :*
سها .ج
۰۷ مرداد ۱۴:۴۶
به به،آهنگ ساعت سه نصفه شب امشبمم جور شد:دی
پاسخ :
وای عصن می‌بینم اینارو یکی دانلود می‌کنه اینقدر ذوق می‌کنم که نگو!:)))
وال کوهان دار
۰۷ مرداد ۱۴:۴۴
عالی بود بهار :)))
پاسخ :
خودمم دوستش دارم!:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About Me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان