Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

میشه این فرصت رو بهم بدی که حداقل ازت خواهش کنم منو ببخشی؟

/ بازدید : ۴۵
منو ببخش، بخاطر همه‌ی حرفای تلخی که بهت زدم و خودم هربار که می‌شنوم داغون میشم.
منو ببخش، بخاطر همه‌ی بد بودنام، بخاطر اینکه بلد نبودم خوب باشم، بلد نبودم اذیتت نکنم.
منو ببخش، بخاطر همه‌ی وقتایی که عصبی‌ت کردم.
منو ببخش، بخاطر همه‌ی روزایی که بخاطرِ منِ لعنتیِ بی‌خاصیت تلخ شد.
منو ببخش، بخاطر همه‌ی وقتایی که آویزونت شدم و مثل کوالا به خوش‌بختیت چسبیدم. وقتی پرت شدم؛ شکستم. خوش‌بختیِ تو هم با من افتاد.. منو ببخش بخاطر خوش‌بختی ترک‌خورده‌ت..
منو ببخش، بخاطر همه‌ی نفهمی کردنام، به نفهمی زدن‌هام، بی‌منطقی‌هام.
منو ببخش، بخاطر همه‌ی حرفایی که باید می‌زدم و نزدم.
منو ببخش، بخاطر همه‌ی حجم دوست داشتنی که ازت تو قلبم مونده و باهاش زندگی می‌کنم. ببخش ولی نمی‌تونم نداشته باشمش.
منو ببخش، بخاطر همه‌ی پافشاری‌هام.
منو ببخش، بخاطر همه‌ی کور بودنام در مقابل خوبی‌هات.
منو ببخش، بخاطر همه‌ی خود‌خواهی‌های احمقانه‌م. ببخش که فقط واسه خودم می‌خواستم همه‌چیزو.
منو ببخش، بخاطر همه‌ی پررو بودنام که هنوزم ازت می‌خوام منو ببخشی.
منو ببخش، بخاطر همه‌ی همه‌ی همه‌ی بدموقع دوست داشتنام.
منو ببخش..منو ببخش..منو ببخش..
میشه ببخشی؟ 
ببخش، من غلط کردم.. غلط کردم.. غلط کردم..
نویسنده : بهــ ــار.. ۳ لایک:)
About Me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان