Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

اون قد و بالارو ببین چی کرده :-"

/ بازدید : ۱۱۷
چندی‌ست ننه‌م هی توی خانه راه می‌رود هی دست می‌کشد روی قالی و موهای من را جمع می‌کند و به سان گرز رستم در هوا می‌چرخاند و نفسسسس‌کش گویان می‌گوید میروی کوتاه میکنی موهایت را تا کاسه‌ی ماست خوری را وارو نکرده‌ام توی کله ات و بقیه‌ی موهات را چتری کنم. حالا قرار است بروم آزمایش خون و ویتامین تزریقی و این کوفت و زهرمار هارا امتحان کنم شاید نریخت.
خانه‌ی ما همیشه یک وعضی است. اصلا یک جوری دکتردونی‌ست. مثلا برادرم عر میزند از آهن است. خواهرم شروع می‌کند استدلال کردن که نه داداچ اچتباه نزن از ویتامین دی‌عه! بعد یک‌نفر باید زن‌داداشم را از روی منبر بکشاند پائین تا هردویشان را قهوه‌ای نکند. زن‌داداشم همه‌چیز را به قد ربط می‌دهد. مثلا دیشب می‌گفت شاید به دلیل افزایش ترشح هورمون سوماتوتروپ (هورمون رشد) موهایت می‌ریزد. شاید داری قد می‌کشی. شاید داری از این هم نردبان تر میشوی. اه اه چه معنی می‌دهد این‌قدر بلند؟ بعدش هم رفت. می‌فهمید؟ رفت :|
حالا امروز ننه‌ام روی سرم حنا گذاشت. مدت زمان حنا گذاشتن هی عمه وسطی‌ام را فحش داد و گفت همش تقصیر اوست که من موهایم این شکلی‌ست و اذیتش می‌کند. می‌گفت یک ساعت است دارد موهایم را می‌پیچد و هنوز نصف کله‌ام مانده. فکر کرد تمام شده که دید قسمتی از موهایم را گذاشته ام پشت گوشم. دو دستش را گذاشت روی سرم و از گردن مستهلک بیچاره‌ام به عنوان تکیه گاه استفاده کرد :| این آخری‌ها این‌قدر دهانم را سرویس نمود که به ستوه آمدم :| قدیم ندیم ها مگر سر کچل ها غر نمی‌زدند؟ آخرالزّمون شده است به مولا!
وقتی روی آن کپّه‌‌ی سبز رنگ پلاستیک کشید و با هر حرکت سرم خش خش صدایش توی سرم فرو رفت و بعد رویش را با یک روسری داهاتی بست و گفت برو بخواب تا جذب بشه، فهمیدم که دارد میرود بیرون :| کجا؟ ددر :| دور دور :| تاب خوری :| بازار :| هی من می‌گویم آخرالزّمون شده‌ست شما هی ممانعت بورزید.
بعد رفتم این‌هارا شستم. حس می‌کردم یک نفر آمده ریـ..‌توی سرم. همین‌قدر حس بدی داشتم. گره‌هارا باز کردم. دیوارها را دیدم دچار گرخش شدید شدم. درد را در جایی که ننه‌ام می‌خواست نشگون بگیرد حس می‌کردم. دیوار ها همگی سبز شده بود، کف حموم سبز بود، من سبز بودم، فیونا ۲ بودم.
با شامپوی خواهرم موهایم را شستم. ما شامپوهامان جفت است ولی من عقده‌ای بازی دراورده‌ام و اسمم را روی قوطی نوشته ام. خواهرم از شامپوی من می‌زند و من از شامپوی او. دوتایمان هم فکر میکنیم داریم سر هم کلاه می‌گذاریم و تازه هردویمان هم این را میدانیم که دیگری از شامپویمان می‌زند.
الان دارم از گردن‌درد و سردرد های خرکی مقاوم به ژلوفن می‌میرم. دارم میروم کپه ام را روی بالشتی بگذارم که بوی حنا می‌دهد. ددابظ.
نویسنده : بهــ ــار.. ۷ لایک:)
ژنیک :) :)
۲۶ تیر ۱۲:۱۱
٦٦٦ روزه شدنت مبارک *.*
چرا نظراتو بستى؟
پاسخ :
مرسی عزیزم :**
اخه پستایی که میزارم یه جوری نیست که حرفی داشته باشین، نه؟ 
واسه پستای قشنگ تر حتماً باز میذارم :))
ژنیک :) :)
۲۵ تیر ۱۸:۵۴
واااى یخى فوق العادس! من مامانم نمیزاره یخى کنم -_-
عه :))) اتفاقا من الان نارنجى کردم تا وارد خونه میشم مامانم اهنگ انشرلى میزاره :)))
پاسخ :
وای کیانا عصن حواست بود امروز ۶۶۶ روزه‌س وبلاگم؟ :)))
من این چند رنگی هارو دوست دارم خیلی!:)) وای نارنجییییییییی *_* واییییی ^_^
مسافر ...
۲۵ تیر ۱۷:۱۴
حنا خوب بید 
ولی موهای آدمو مث سیم ظرف شویی میکنه 
مام امتحانش کردیم :/
پاسخ :
جدی؟ 
پس چرا من حس می‌کنم نرم شدن موهام؟ :||||
ــ یاس ــ
۲۵ تیر ۱۴:۱۹
با پاراگراف اخر نفسم از خنده براومد چقدر لامصب مینویسی بهار=)))) فیونا دو=))
پاسخ :
چاکرم من :)))
علی آقا:)
۲۵ تیر ۱۳:۱۰
من،هم‌بخاطراین‌موسفیدم،حناروتجربه‌کردم
اونم‌سیاهش:(
دخترتواصفهونی،مثل‌یکی‌ازخطه‌های
اصفهانی‌حرف‌میزنی
حنا،ریشه‌موروچیکارمیکنه،نمیدونم...
پاسخ :
مال من بی‌رنگ بود راستش.
نه اصفهانی نیستم :)
چقدر کاما می‌ذارین شما :|
___ سلوچ
۲۵ تیر ۱۱:۴۵
دلم برای ددابظ تنگ شده بود :/
پاسخ :
:))))
گُل نِگار
۲۵ تیر ۱۱:۳۳
پاتریک حنایی D:
صحنه هولناکیه وقتی میری سرت رو بشوری !! واصلا تمومی نداره...!
حنای عروسی ات دخترم[مثل پیرزن ها که دعا میکنند و  از این صوبتا]:/
پاسخ :
خیلی افتضاحه واقعا -_-
ایشالااااا [وانمود به سرخ و سفید شدگی می‌کند]
نگــ ❤ـار
۲۵ تیر ۰۴:۵۷
مام همش رو فرشامون و کف اتاقم که مامانم دس میکشه موهام بلند میشه :دی
بعضی وقتا از این فرچه ها که قالی میشورن باش میده دستم برم موها رو جمع کنم :/
میگم حنا گذاشتی قرمز نشد موهات؟!
پاسخ :
آخیش ^_^ داشتم احساس تنهایی میکردماااا :)))
به منم میدن :|
نه نشد، بی‌رنگ گذاشته بودم :))
الیــــ ــــوت
۲۵ تیر ۰۱:۲۰
بَه، خونه پر از دکتر هم مصیبتیه ها :) ما خونه مون همه علاف و ول‌معطلن باز هرطوری که میشه هرکی یه نظری میده! دیگه شما که برات طلب صبر دارم :)
حرکت زن داداش رو پسندیدم :))))))

*آقا، دیدیم که خیلی برای گذاشتن متنتون تو نمک شو عجله داشتین! حتما خفنه پس :))
پاسخ :
خیلی داغانه واقعاً -_-
که ول کرد رفت؟ :)))) 
+ عجله چیه آقا من حتی فرصت نداشتم ویرایش کنم..
هوپ ...
۲۵ تیر ۰۰:۱۵
میگم بهار تو هم تو نمک شو هستی دیگه؟ اگه باشی یکی از سه رتبه ی برتر مال توئه بی شک!
پاسخ :
بله هستم :)))
نه بابا من از این مرحله هم بالا نمیرم بقیه بچه ها عالی بودن :))
Poker Face
۲۵ تیر ۰۰:۱۲
حنا ها رو تنهاشستی؟ :))) باید به تو مدال صبر و بردباری و بدن بابااا . من هرموقع میخوان سرمو حنا بذارن شرط میکنم که عاقاااا خودتون باید بشوریدش 😂😂 از قدیم الایام گشادبوده و هستم:)))
موهام منم زیاد میریزه؛((((
پاسخ :
چقدر خوب :| سری بعد منم همین کارو میکنم :| 
چرا میریزه واقعاً؟  اگه می‌ریزه چرا وصله؟  اگه وصله چرا می‌ریزه؟ 
sina S.M
۲۴ تیر ۲۳:۵۰
فقط اون قسمت که یک نفر ری... تو سرتان 😂😂 

+ روسری داهاتی ! 

الان لابد داری خواب میبینی با تم بوی حنا 😂 خوش بگذره
پاسخ :
این کارو نکرد که، فقط احساس میکردم :))
+ والا :||
خیلی خوب خوابیدم اتفاقا، فارغ از بحث حنا :دی
آبان ...
۲۴ تیر ۲۳:۴۷
یک مدت کارم شده بود غصه خوردن واسه ریزش موهای بلندم ..اولش هی قرص خوردم ...بعد انواع دارو ها و سرم موها و تقویت کننده و ماسک مو امتحان کنم ..حالا اما خسته ام ...از اعصاب است ‌.خودم می دانم ...
اما کوتاه اس کنیم درست میشود ..فقط هنوز دلم نمیاید دل بکنم ..از موهای بلندم ....
پاسخ :
آقا منم دلم نمیاد دل بکنم ار موهای بلندم ولی دلمو میکنن می‌برن مصری میزنن میارن :((
پسرک فضایی
۲۴ تیر ۲۳:۳۳
منم ریزش موهام زیاد شده کم کم دارم میترسم :|
پاسخ :
کچل نشیم حالا :(
سها .ج
۲۴ تیر ۲۳:۰۱
موهاتو کوتاه نکنیا!بعد بیییییچاره میشی تا بلند بشن!
حنا باحاله؟بعد چه رنگی میشه موهات؟
پاسخ :
نه اصلا باحال نیست، خر نشی بزاریااا -_-
من بی رنگ گذاشتم، ولی بسته به مدت زمانی که میمونه رو سرت رنگ میگیره دیگه :-"
פـریـر بانو
۲۴ تیر ۲۲:۵۸
اتفاقا مامان میخواد موهای منم ببنده به حنا! حالا خوبه همش قد یه بند انگشتن :)))

خونۀ دکتردونی هم باحاله ها بهار!!! :)))
پاسخ :
چقدر خوب! راحت شسته میشن حریر؟ کوفت باد بر تو :)))
اره، بد نیست :دی 
ابراهیم ...
۲۴ تیر ۲۲:۵۵
با هر پستی که میذاری کلی خنده نثار ما می کنی آفرین :)
ولی این ریزشا همش کار خودشونه:)))

پاسخ :
آره بخدا، مرگ بر آمریکا :دی
+ :))
ژنیک :) :)
۲۴ تیر ۲۲:۴۳
منم قبلا یکی دو بار حنا گذاشتم! خییییلی خوشرنگ میشد کلی ذوق میکردم! البته مامانم با یه چیزایی قاطیش میکرد که خوش رنگ بشه!
بزرگ تر که شدم سرتق شدم و فهمیدم رنگ های جذاب تری وجود داره دیگه رنگ میکنم!
ولی تو رنگ نکن ناموسا! جدی کچل میشی این دفه :)) من جنس موهام خوبه دارم سواستفاده میکنم!
بعد کوتاه کردنم خیلی باحاله ها! ^.^ دوست نداری امتحانش کنی؟ }:)
پاسخ :
من بی رنگ گذاشتم،  
طاقت آنشرلی شدن نداشتم :))) اره مثلا زعفرون و قهوه و بابونه :| 
وای آره عاشق این فانتزی هام ^_^ منتظرم کنکور بدم برم همه ‌شو ترکیبی از آبی تا یخی رنگ کنم :دی
جنس موهای منم خوبه خاب :))) 
نه آقا -_- نه -_- تیریخیدااااا نه -_-
تنها همدم ماه
۲۴ تیر ۲۲:۳۳
حنا که خوبه من دوست دارم بوشو مخصوصا ^_^
حالا تو خوبه موهات پرپشتن من هم کچلم هم ریزش مو دارم :|:))

پاسخ :
منم گامی تا کچلی ندارم :|
شیوید شده موهام :((( 
About Me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان