Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

هیچ‌کس نخندید، حتی جلف‌ترین بچه‌ها..

/ بازدید : ۸۹

استاد فیزیک اومد، جدید بود، اولین جلسه‌مون بود، جدی نبود، پیرهن مشکی پوشیده بود، وسط درس دادنش ازم کتاب خواست، گفت دانش‌آموز خوب اونیه که کتاب تست رو برداره از اولش بزنه تا آخرش، تموم که شد بلند شه.

یکی از بچه‌های مدرسه‌عادی که با ما میاد کلاس-بی‌شعوریم، ولی فقط واسه تقسیم هزینه حاضر شدیم- گفت استاد اجازه؟ من عادت دارم از این فصل یه تعداد تست بزنم، بعد برم فصل بعد، همش یه مبحث باشه خسته می‌شم. دلم تنوع می‌خواد.

خندید، با همون قیافه‌ی کریه‌المنظرش. با صدایی که تمسخر داشت گفت: هااا؟ چیه آروم و قرار نداری هی جلو و عقب می‌کنی؟ 

بعدش خندید، چشمک هم زد. 

چی‌ فکر می‌کرد در مورد ما؟ حق داشتیم دیگه باهاش حرف نزنیم، نیم ساعت زودتر بگیم برو و پول همین جلسه رو هم ندیم.

می‌خوام بگم وقتی شعور نداشته باشی، فرقی نمی‌کنه بهترین دبیر فیزیک شهر باشی یا یه تیکه آشغال، در هر صورت یه پاپاسی نمی‌ارزی!

نویسنده : بهــ ــار.. ۶ لایک:)
S҉A҉H҉A҉R҉ ...
۲۱ تیر ۱۵:۴۶
با همون کتاب تست میزدین تو دهنش پا نشه://////بیشعور:////////
پاسخ :
ارزششو نداشت..
مسافر ...
۲۱ تیر ۱۲:۲۷
آدم باید یه نمه حیا حالیش بشه 
عقده ای…
پاسخ :
یه لحظه احساس کردم کامنتتون زیر پست آخرمه. ترسیدم فکر کردم با منین -_-
آره والا -_-
میرزا ژوزف پولیتـزِر
۲۱ تیر ۱۰:۱۵
آروم و قرار نداری هی.... با لگد میرفتی تو شکمش... چرا نرفتی؟
پاسخ :
ارزش لگد زدن هم نداشت متاسفانه!:))
פـریـر بانو
۲۱ تیر ۰۱:۵۱
یه جایی هم نوشته بود:
خدایا خودمونیماااا خاک کم آوردی یه سریا رو با لجن ماس مالی کردی...

:/
پاسخ :
واقعاً هم :/
خیلی چندش بود :/
میم حا
۲۱ تیر ۰۰:۵۲
همون موقع که گفت دانش آمپز خوب باید از اول تا آخر تست بزنه بعد بلند شه باید میزدین تو دهنش تا کار به ادامش نکشه |:
پاسخ :
حالا این حرفش که خیلی بد نبود، 
ولی بعدش متاسفانه کاری کرد که دیگه باهاش کلاس نریم! :/
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۲۱ تیر ۰۰:۴۹
این قرار بود حیوون بشه با پلی آف اومد اینجا
پاسخ :
از دست تو :))
هوپ ...
۲۱ تیر ۰۰:۳۶
:-/
چی بر سر مرزهای اخلاقی اومده واقعا؟ :-/ 
منم با اون دختر مدرسه عادیه موافقم در ضمن ؛')

+ این وبت رو از بقیه وبهات بیشتر دوست دارم بهار :-)
پاسخ :
منم موافقم حتی. آدم زده میشه وقتی مبحث یکی بمونه! :)))
نمی‌دونم والا..
+ من خودمم خیلی دوستش دارم!:)
فِ. شین.
۲۱ تیر ۰۰:۳۴
بقول مراد نفهمیدم /:
ولی حالا مثل بقیه سوت زنان خارج میشیم ((:
پاسخ :
عای کنت بیلیو دت! -_-
از این ورزشیا یا بلبلی؟ D:
ابراهیم ...
۲۱ تیر ۰۰:۳۲
عجب!
سواد لزوما شعور به همراه نداره!!
پاسخ :
دقیقاً همین‌طوره.. :))
سها .ج
۲۱ تیر ۰۰:۲۸
وقتی خاک اضافه میاد:||
سوت که هیچی شیپورزنان به افق خیره میشم:|
پاسخ :
آره،
حس می‌کنم خدا کمیت رو بر کیفیت فروخته تو این فاز آدما.
~_~
نگــ ❤ـار
۲۱ تیر ۰۰:۱۲
من سوت زنان دور میشوم :|
پاسخ :
من ساعت‌هاست از این سوتا که معلم ورزشا دارن دهنمه :|
مهســــــ ــــــــا
۲۱ تیر ۰۰:۰۵
وا مگه همچی استادی داریم؟
توی دانشگاهم به تور ما نخورد از این استادا چه برسه به ما قبلِ دانشگاه!
عجب دوره و زمونه ای شده!
پاسخ :
اینم استاده مهسا، 
به زور گیرش آوردیم! هفت ماه منتظر بودیم که فقط کلاس بده بهمون. 
اینم شد نتیجه‌ی قشنگش :دی
Mr. Moradi
۲۱ تیر ۰۰:۰۳
حرف بدی زده یعنی؟! :| نفهمیدم نکته ی بدش رو :|
پاسخ :
فکر نکن بهش شما عصن، درگیر میشی :| :))
رستاک :)
۲۱ تیر ۰۰:۰۰
پوکر شده و محو میشود:|
پاسخ :
حق داری، منم محو شدم :|
About Me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان