Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

وضعیت فیزیکی استفراغ از من رو پا تره به مولا

/ بازدید : ۱۰۷

حدود دوازده ساعت تمام من این لباسای مسخره ی سورمه ای تنم بود و مثل سیخ نشسته بودم سر کلاس ، البته اگه از ساعاتی که واقعاً بیهوش میشدم فاکتور بگیرم !!!

.

امروز دبیر شیمی ـم مدرسه بود ، صبح پامو گذاشتم توی کلاس شیمی رو دست بچه ها دیدم فهمیدم هر چه زودتر باید برم به مامانم زنگ بزنم که نیاد !!! وگرنه دهنم سرویس میشد اساسی ژور . حالا فردا ساعت اخر قراره بیاد ، عصن بهشون بگم نیان !! لج نکنه بام این مفنگی ؟!  

هر چی فک میکنم این یارو قدش تا سرشونه ی منه ، همون روز باید یه چک میخوابوندم تو دهنش ، عملی هم هست نمیتونه پاشه دیگه :/

جیغول بیس شدم ^____^ یه درس رو یه دقیقه مونده به امتحان تموم کردم بیست شدم ، یکی رو دو دور خوندم با افتخار هژده شدم :/ منم داغونما :/

.

گَزایول چیست ؟! چیزی که راننده سرویس رفیقم اینا ندارد . 

اعتراف میکنم خیلی ناشکرم ، بابام خیلی هم خوش اخلاقه ، خداروشکر راننده مینی بوس نیست ، اینقدر که این بشر امروز سر من و دوستم داد زد و سوال جواب کرد ، من تا حالا نه جواب مامانمو داده بودم نه بابام اینطوری صحبت کرده بود ، خیکیِ کثیفِ گامبوی نارنجی پوشِ بوگندوی عن .

.

دست سازه ی زیست چهار هفته وقت داشت و من تازه یادم افتاده ، رفتم با همون لباسای مسخره مقوا خریدم کردم تو پاچه ی خواهرم درست کنه واسم ، یاد بگیرید ، همیشه منو اولین اولویت خودتون قرار بدید ، مرسی اه .

.

معلم زبانمون خودش نمیاد سرمون ، ولی فایل پی دی اف میفرسته تو تلگرام معاون و معاون چهار برگه آچار دورو سوال میده بهمون . یکیشم پونصدو چهار یونیت هفت یا هشته ، از اونم امتحان دارم فردا .

.

بهار داداچ مطمئنی خسته ای ؟؟ :// 

.

این در حالیه که دوستام رفتن کافه ، من که میدونم سید الان نمیدونه اول چی رو بریزه تو حلقش ، من که میدونم :/ جام خالی :(

.

میترسم بخوابم و دیگه بیدار نشم ، پتانسیلش رو داشتم واقعاً .

.

دابّظ دیگه ، من حالیم نیست هی مینویسم ، شما چرا هی میخونید :// 

.

عسل بانوووو عسل گیسووووو عسل چشمممم منو یاد خودم بنداز دوبارههههه #_#

نویسنده : بهــ ــار.. ۳ لایک:)
آندرومدا :)
۰۵ بهمن ۲۲:۴۲
تازه شاید باورت نشه منم داغونما =\
پاسخ :
هر کی یه جوری داغونه جانم :))
mahya B.m
۰۵ بهمن ۲۱:۴۰
مرسی واقعا بابت این همه ابراز علاقات به اون عنوی محترم .خخخخخخ
جالبه آدم درس نخونه بهتر میشه نمره هاش.منم نمیخونم بهترم...فکر کنم باید روی این یه سری تحقیقات بشه که چرا چنین میشه..واقعا چرا...
شاید باورش براتون سخت باشه.ولی من دلم برای میز و نیمکت های مدرسه و اون مانتوهای حال بهم زن مسخره سورمه ای تنگ شده..
تا میتونید وحشی بازی و خوش گذرونی کنید .چون دیگه بزرگ شید اووووون همه انرژی دبیرستان رو ندارید...
خوش باشی بهار من...
و موفق..
غرم نزن میام میکشمتاااا
پاسخ :
کام آن محیا دلتنگی ندارن که :))))
عزیزمی :* رفیق قدیمی خودم :* 
چشم چشم :)))
Haa Med
۰۵ بهمن ۲۰:۵۰
دوازده ساعت اون لباس ها تنتون بود O_____0

پاسخ :
بله :)
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۰۵ بهمن ۱۹:۵۶
جیغول؟!
جغرافیه؟!
پاسخ :
هوم
مرد بنفش
۰۵ بهمن ۱۹:۱۶
خیکیِ کثیفِ گامبوی نارنجی پوشِ بوگندوی عن.
[به علت جر خوردن از خنده یارای صحبت ندارد]
پاسخ :
خوشحالم خندیدی :))
ببر بنگال
۰۵ بهمن ۱۹:۱۲
چقدر دلتون پره.
پاسخ :
خیلی :))
Fatemeh シ.
۰۵ بهمن ۱۸:۳۴
چقد این پستای خسته خوبن ^___^
پاسخ :
هوووم ^_^
About Me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان