Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

صندلی داغ طوری :)))

/ بازدید : ۲۹۶

اقااااا :))))

اینجا میتونین هر سوالی که دوست دارید از من پرسیده بشه بپرسید :))

مرسی از ساکن طبقه ی چهلم بابت برگزاری صندلی داغ :)

نویسنده : بهــ ــار.. ۲ لایک:)
mahya B.m
۰۱ دی ۰۰:۳۴
بهار گلی من کجاااااااییی؟؟؟؟
دلم واسه خل و چل بازیات تنگ شده بود💟💟💟💟
یک آشنا
۲۹ آذر ۲۲:۳۵
من سوال نداشتم - حالا چکار کنم ! عایا
Afshin √
۲۸ آذر ۲۲:۳۵
اگه کل دنیا بپوکه فقط تو بمونی و من پیش من زندگی میکنی؟
یا درهمسایگی ؟
یا دو تا کوچه اونور تر؟
یا سر میذاری به بیابون ؟
yasi adkd
۲۷ آذر ۱۲:۰۷
سوالامو پرسیدم :دی
آقای سین
۲۷ آذر ۰۰:۰۹
تجربه ثابت کرده من اصلا جنبه صندلی داغ ندارم


یهو یه سوال میپرسم همه مون سنگ میشیم :)))))))))
جودی آبوت
۲۶ آذر ۲۲:۳۱
جالبه :)

بهار تو ک هیچکدومشو جواب ندادی؟؟

من چرا هیچ سوالی ب ذهنم نمیرسه :دی
gandom baanoo
۲۶ آذر ۲۱:۴۵
چه سوالاتی هم پرسیدن ازت!! :)))
Mr. Moradi
۲۶ آذر ۱۶:۳۴
چی بپرسم که داغ باشه ؟! :))
المی ...
۲۶ آذر ۱۶:۳۴
باید فکرامو بکنم😀😀
Faber Castel
۲۶ آذر ۱۶:۰۳
سوالی نیست 
هر جا هستی سرت سلامت :)
pary darya
۲۶ آذر ۱۵:۴۶
(((=دی: سخت بپرسیم یا اسون خوشگله
About Me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان