Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

مثل هر بار میخورم زمین ولی ، مثل هر بار پا میشم وایمیستم ..

/ بازدید : ۱۲۳
۱. چندمین فاینالیه که میام اینجا میگم استرس دارم رو نمیدونم ، ولی بازم فردا فایناله ، بازم استرس دارم ، بازم بازم .. فردا هم مدرسه نمیرم ، خداکنه پاس بشم ، خداکنه .. 
۲. فقط دلم میخواد یه جایی باشه و من بشینم زار بزنم ، هیچکس دیگه ای هم نباشه ، قبلا از این کارا کردم البته ، نمیدونم تو کودوم یکی از پستام نوشته بودم ، چراغارو خاموش میکنی ، میشینی گوشه ای ترین نقطه ی خونه و هر چی دلت میخواد میگی ، هر چی که مونده و نمیشه گفتش .. میگی ، داد میزنی ، گریه میکنی ، خودزنی حتی . انقدر میگی که شرمنده بشی از حرفات ، انقدر میگی و میگی که خسته بشی ..
۳. چهارشنبه دو تا از دوستام داشتن گریه میکردن و بچه ها دورشون کرده بودن و دلداری و اینا ، تهش رو نتونستم در بیارم ، ولی مثل اینکه قصد داشتن خودکشی کنن ، و من فقط لبخند زدم ، به اینکه کسی که واقعاً بخواد بمیره به روی هیچکس نمیاره ، یه پستوی دلی ، یه گوشه کناری ، فقط میگه کم آورده ، هذیون میگه و میره .. 
۴. کلا از خودکشی زیاد حرف میزنن برامون ، همشم از اصطلاح حماقت استفاده میکنن ، آخوند میارن ، خود دبیرا تاکید دارن ، چرا ؟ پرسیدم از آخونده ، گفت چون آدم باهوش بفهمه کجا چه خبره تا عاشق خدا نشده باشه نمیتونه زندگی کنه . نباید این حرفو میزد ، نباید ..
۵. دلم میخواد پست رگباری بزارم ، حرف بزنم ، به کامنتا جواب بدم ، ولی نمیتونم .. اصلا جونش رو ندارم ، مورد دوم فقط لطفاً ..
۶. بازم چرت و پرت گفتم ، بازم مزخرف گفتم ، بازم بازم ..
۷. فردا جلسه اولیا مربیانه .. خدایا رحم کن .. 
۸. موقت ، شاید .
۹. چی گوش بدم ؟! بغض ابی رو یا بغض احسان خواجه امیری رو ؟
۱۰. نیاز مبرم به یک خانه ی تاریک ، گوشه ای خلوت و بارانی که بند آمدن بلد نباشد ..
نویسنده : بهــ ــار.. ۲ لایک:)
ژرف آژنگ
۲۱ آذر ۱۸:۲۳
به این که یه روزی همه چیز همونجوری میشه که میخوای
(هر چند غیرر ممکن)
ژرف آژنگ
۲۰ آذر ۰۲:۴۷
در تمامی حالات ممکن و حتی ناممکن نظرم اینه:
امیدوار باش
پاسخ :
به چی اونوقت دقیقاً ؟
جودی آبوت
۲۰ آذر ۰۰:۳۸
گریه خوبه،به قدری دل رو آروم کنه :)

کاش همه عاشق خدا بشیم :)

آرامش سهم دلت بهار جان
پاسخ :
مرسی عزیزم :)
مجتبی مطوری
۲۰ آذر ۰۰:۰۷
بابا اینقد ناراحت نباش پاس میشی انشالله 
واسه روحیت بده ها گفته باشم
تازه شم استرس خعلی بده مخصوصا تو همچین موقعه ها ممکنه بیماری بدی به بوجود بیاره
پاس نشدی هم خعلی خودتو ناراحت نکن چون تلاشتو  کردی و همون تلاش و کوشش تو اندازه ی همون ارزش داره
امیدوارم که موفق بشی(:
پاسخ :
ممنون
مهسا سادات
۱۹ آذر ۲۳:۵۵
اینا همش به خاطر یه فایناله؟
پاسخ :
:)
Poker Face
۱۹ آذر ۲۳:۲۹
:) پاس میشی بابا!
کاش میشد منم نرم مدرسه بشینم بخونم:!
قرار نیست که 25نمره کم بیاری!
حله:))
پاسخ :
:))) کم آوردم ..
منِ مجازی
۱۹ آذر ۲۳:۱۲
قطعا پاس میشی :)

نمیتونم گریه کنم :( بلد نیستم شاد .. :(

بابایِ من هیچ وقت نمیاد مدرسه :| مگه این که خودشون زنگ بزنن بگن بیا ، جلسه و اینا رو هم پشتِ گوش میندازه :/

دورِهمی (ماهان زد) رو گوش کن :دی خدایی شاد میشی باهاش -___-

پاسخ :
دورهمی خیلی خوبه :))
گیره 📎📎
۱۹ آذر ۲۳:۱۲
جالبه ک کلی فشار وارد میکنن با حرفاشون و رفتاراشون و میدونن عاقبت شاید خودکشی باشه یکیو میارن تا نهی کنه:|
خب نکنین مربیان و والدین عزیز:/
پاسخ :
هعی 
Haa Med
۱۹ آذر ۲۳:۰۵
اینطور مواقع دوست دارم برم خارج شهر. جایی مثل کوه. بلند باشه. اینقدر داد بزنم که نگو.
پاسخ :
منم همین طور
Mr. Moradi
۱۹ آذر ۲۳:۰۲
1. نگران نباشید ... ان شاالله موفق میشین ...
3 و 4. هرچند نفهمیدم آخونده دقیقاً چی گفتش ، ولی با بخش دومِ حرفش موافقم! آدمیزاد تا خودش و خدای خودش رو نشناسه نمیتونه به آرامش واقعی برسه و درست زندگی کنه و دیگه اینکه خودکشی واقعا واقعا واقعا حماقته! ببینید ، واقعا هااا!! :|
7. امسال که اولیا مربیان حرف خاصی نزدن ؛ ولی از اینکه امسال اولیام وقت نکرد بره برای دیدار با دبیرها ناراحت شدم حتی :))) دبیرها بدِ شاگرد زرنگ رو نمیگن :))
پاسخ :
واقعاً حماقت نیست ، واقعاً نیست :))))))
منم جای شما بودم ناراحت میشدم خاب 
مریم y.
۱۹ آذر ۲۲:۵۶
چرا فکر میکنی چرت و پرت میگی ؟ تازه اینجا وب توعه اگرم بخوایی چرت و پرت بگی هم به کسی ربطی نداره 
فقط مورد ده ینی فقط ده
پاسخ :
فقط ..
About Me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان