Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

میزکار طوری :)))

راستش این روزا کانکت شدنم به نت یکم دوشواری داره ، همش میترسیدم مدت زمانش تموم بشه نتونم شرکت کنم :| الان فاصله بین دو تا کلاس ریاضی و شیمی در حالی که هنوز لباس بیرونی تنمه شرکتیدم :دی :))

مجبور شدم عکس رو ببرم ، چون چالش میزکار بود ، چالش کف اتاق مفروش با لباس نبود که :دی :))

[برود بچسبد به این پست آشناجان]

۳۳ ۱۹
نگــ ❤ـار
۲۴ آبان ۱۳:۳۲
واااای جامدادی منم این شکلیههههه
وایی جامدادیامون عین همهههههه
(آیکون ذوق مرگ) :|

پاسخ :

^___^
من دو تا دیگه هم دارم امسال :| :)
فیشـ ـنویس
۲۲ آبان ۱۸:۰۸
این میز خودت تنهاس!! :)

پاسخ :

بله :)
ree raa
۲۱ آبان ۱۹:۱۹
داشتم عکس همه شرکت کننده ها رو پشت سر هم میددیم از این رد شدم، گفتم این مال بهاره، برگشتم دیدم بعله:))

پاسخ :

اینقدر تابلو ؟! ^_^
خانوم بلوط
۲۱ آبان ۱۴:۲۱
سلام وبه خوبی داری 

دنبال میشی 

خوشحال میشم به وبه من سر بزنی و اگه مایلی دنبالم کن :)

پاسخ :

بشین تا بیام خاب ؟! :|
آوو کادو
۲۱ آبان ۱۴:۱۰
خیلی خوبه :-)
من جای شما بودم این عکسو به عنوان هدر بلاگم انتخاب میکردم!

پاسخ :

چه پیشنهاد خوبی :))
ساده خان
۲۱ آبان ۰۹:۱۷
خخوبعمم رفییخخخم , تو خوبی؟
الان داری ازمون میدی فک کنم , موفخ باشی رفیخیییی ^_^

پاسخ :

ممنون ، هر چند نبودم ..
Lady cyan ※※
۲۱ آبان ۰۸:۵۹
اوه میزووو شیره ^_-

پاسخ :

مرسی عزیزم :)
محمد حسین
۲۰ آبان ۲۳:۳۷
میزکار رنگارنگ :))

پاسخ :

بعله :))
گیره 📎📎
۲۰ آبان ۲۳:۳۴
وای بهار😍 چ خوشگل موشگل.دفتر کتاباشو نگا خودکار ماژیکاشووو😍😍 اصن روحیم شاد شد بهار جانم^___^

پاسخ :

لطف داری عزیزم ^_^
Poker Face
۲۰ آبان ۲۳:۲۷
چ رنگی رنگی:)

پاسخ :

:)))
Fatemeh シ.
۲۰ آبان ۲۳:۲۲
چقد خوبی آخههه کچل :)))

پاسخ :

کاریه که از دستم بر میاد :)))))
مکاترونیک خودرو
۲۰ آبان ۲۳:۰۴
چه دفترای خوشکلی من بدجورعاشق اون دفترپایینی سمت چپیه شدمم.....خیلی خوشکله

پاسخ :

قابل نداره :))
مترسک ‌‌
۲۰ آبان ۱۸:۴۹
من گرفتار اون ساعتت شدم :))

پاسخ :

قابل نداره :))
Fatemeh シ.
۲۰ آبان ۱۸:۳۵
بهار منم عکس میزمو میدم بذار تو وبت :)))
وب من رفت و آمد نداره 😁

پاسخ :

بده بزارم :))
yasna sadat
۲۰ آبان ۱۶:۴۱
روحیم شاد شد اصلا با میزت:))

پاسخ :

لطف داری جانم :))
פـریـر ...
۲۰ آبان ۱۶:۱۷
من این دفتر کتابای تو رو عااااشقم بهار ^_^

پاسخ :

آیکون ذوق مرگی ^___^
خانم انار
۲۰ آبان ۱۳:۳۲
بهار :) یه بیست تا از این دفترها به من بدی جامدادیمو بهت می دم:D

پاسخ :

نه اینا ناموسمن :)))
پرتقالِ دیوانه
۲۰ آبان ۱۳:۲۳
من هنه یِ دفتر هاتو
+
جاندادیت
شبونه میام میدزدم

پاسخ :

قابلتو نداره که عزیزم :)))
Samira ..
۲۰ آبان ۱۳:۰۴
چه خوشکل چه باکلاس میشه۵/۶تا ازین دفترا برام بخری؟!:/من ازینا داشتما انقد باذوق میخوندم الان نخبه بودم اصن:/

پاسخ :

کتابای درسیمن :))
قابل نداره والا :))
قاسم صفایی نژاد
۲۰ آبان ۱۲:۵۵
چقدر رنگارنگ و زیبا

پاسخ :

مچکرم ، لطف دارید :)
امیر بهزادپور
۲۰ آبان ۱۲:۴۳
کف اتاق مفروش با لباس :))))

پاسخ :

به همین برکت اینو باید چالش کنیم آبروی همه بره :))
مجتبی مطوری
۲۰ آبان ۱۲:۲۶
چ میزکار خوشگلی با این رنگ ها ادم حال میکنه واسه درس خوندن(:

پاسخ :

همین طور نیست :|
مسافر ...
۲۰ آبان ۱۲:۱۲
سلام 

:)

پاسخ :

علیک السلام :)
ستاره عبدالمیری
۲۰ آبان ۱۲:۰۴
سلام منم دقیقا یاد سایت رنکی رنگی میافتم

پاسخ :

^__^
ɐɹɐɓol •_•
۲۰ آبان ۱۲:۰۴
چه میز خوجل موجلایی D:

پاسخ :

خوجل میبینی :))
شِمِلـــ ـــیـــا
۲۰ آبان ۱۱:۵۴
چه گشنگ ❤😍

پاسخ :

میسی شملیلااا :))
منِ مجازی
۲۰ آبان ۱۱:۴۲
شیلخته -____-
:دی

اون شکلات تخم مرغی ها ^___^

پاسخ :

مرسی دقت نظر ^_^
یک آشنا
۲۰ آبان ۱۱:۳۶
مررسی بهار جان. من نظرمون تو خود پست یک آشنا می نویسم ^_^

پاسخ :

لطف کردی آشنا جان *.* 
مرسی بابت چالش قشنگت ^___^
پریسا ..
۲۰ آبان ۱۱:۳۴
یه رنگی رنگی واقعی :) دوست دارم میزت رو

پاسخ :

لطف داری عزیزم :))
gandom baanoo
۲۰ آبان ۱۱:۳۲
چه دفترای خوشکلی ^__^

پاسخ :

کتاب درسیِ :)))
ساده خان
۲۰ آبان ۱۱:۱۸
چ گل منگلی ^_^

پاسخ :

^__^ چطوری رفیخخخ ؟! :*
کفشدوزک بلاگ
۲۰ آبان ۱۱:۱۳
همه یه هندز فری هس رو میزشون انگار((-:

پاسخ :

عضو جداناشدنی میز ها ! :))
آرزو ^_^
۲۰ آبان ۱۰:۵۹
چه رنگ‌رنگی و خوشگل :)

پاسخ :

مرسی عزیزم ^_^
About me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان