Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

نداره ، این زندگی اتفاق شاد نداره ..

+ امروز دوباره امتحان شیمی داشتم به جبران اون گندی که زدم ، شاید باورتون نشه ولی من قبل تر هاشم نمره ی تک داشتم ، البته فقط یه بار تک شدم ، اونم ریاضی سال هشتم بود که دبیر اصلا نتونسته بود بخونه من چی زر زدم تو برگه و همینجوری مرامی ۴ داده بود ، در دو ضرب شد شدم هشت :| یه سری دیگه هم صفر شدم که این تک نبود ، شاید بار هزارم باشه که دارم تعریف میکنم یه بار فیزیک صفر شدم ، در حالی که همش رو نوشته بودم ولی غلط بود خاب . و تا وقتی که من از ساختمون راهنمایی خارج بشم دبیر آشغالش اینو تاثیر میداد ، فک کن مثلا من از پایه ی هفتم گذشته بودم دیگه ، باز مستمر میداد شونزده :| خب بگذریم از اینا ، منو ول کنی تا صب چرت میگم :| آره خلاصه ، همون روز امتحان بلافاصله بعد از امتحان زدم زیر گریه ، بعد بچه ها گفتن یه امتحان دیگه بگیرین خانوم خاب ، بعد امروز اون لحظه که برگه رو تحویل میدادم دبیرمون گفت که بهتر شد ؟! گفتم نه ! گفت من واسه تو اینهمه وقت کلاس رو گرفتم که دختر ! و شرمنده شدم .. خیلی شرمنده شدم .. از هیچ جهتی خوب نبود اینکه همچین فاجعه ای آفریدم ، ولی از یه جهت دیگه خوشحالم .. خوشحالم که شرمنده شدم ، این شرمنده شدنِ خیلی چیزارو یادم آورده ، زنگ قبل از شیمی ورزش داشتیم ، سر زنگ ورزش هاله اومد گفت اینهمه خوندی عناصر گروه پونزده رو بگو ببینم ! و من اشتباه گفتمشون ، شروع کرد خندیدن و رفت . بغض کرده بودم بـــَـــد ! خیلی بد ، یکی از بچه ها هست سیده ، از اول ابتدایی باهاش همکلاسی بودم ، اون اومد بغلم کرد ، انگار منتظر بودم بگه مهم نیست .. گریه میکردم ، واسم مهم نبود که هاله چی فکر میکنه پیش خودش ، اصلا ً فکر میکنه یا نه .. بعد با فـ. رفتیم شیرکاکائویی که داشتمو سه تایی خوردیم ، کلی خندوندم ، انقدری که کف سالن پخش شدم :))) انعطاف که میزدیم ، من سی و هفت زدم ، هاله سی و پنج ، بعد جیغ جیغ میکرد که این (منو میگفت) سی و هفت بزنه ، من سی و پنج ؟! خانوم خـ. هم گفت تو چاقی یکم خب ! بعد که داشتیم لباس میپوشیدیم ، من آماده شده بودم داشتم کیک میخوردم که اومد نصف کیکم رو برداشت و برد :| واقعاً خودمو باخته بودم .. دیگه واقعاً چیزی ازم نمونده بود که بخواد بره امتحان بده ، من فقط به امید بچه ها رفتم .. دلم به این خوش شد که تو ختم قرآن صبح ، الف. به نیت خوب شدن امتحان من قرآن خونده بود ، عـ. به طرز جدی با هاله قهر کرده بود ، کـ. میگفت واسم دعا میکنه و الف.خـ. ماشین حسابش رو بهم داده بود .. قرار شده بود همزمان که اونایی که نمیخوان امتحان بدن فیلم میبینن ، ما امتحان بدیم ! بعد هاله میگفت خانوم اگه یه سری هم من کم شدم دوباره امتحان میگیرین یا فقط واسه دردونه هاتونه ؟! بعد خانوممون هی چشم و ابرو میومد .. باز میگفت خانوم فرق از این بیشتر ؟! لاقل واسه کسایی فرق بزارید که ارزششو داشته باشه ! مثلا ً من ! بقیه بچه ها برگشته بودن طرف من که امروز رفته بودم آخر کلاس ، میگفتن موفق میشم ، خوب میدم این لعنتی رو .. به عنوان آخرین حرفش گفت : حالا برید دعا کنید این یکی رو خوب بدید حداقل که دوباره نخواید از اول امتحان بدید وقت مارو بگیرید ! بعد شروع کرد پچ پچ کردن ، درخواست دادن که خانووووم صدای فیلم رو زیاد کنید ، نمیشنوم ! عـ. بهش گفت ای کاش همون طوری که نمیشنوی ، لالم بشی ، ساکت شو دارن امتحان میدن !

انقدر معلوم بود که خودم دیگه جون ندارم جوابش رو بدم .. هاله گند زد ، خراب کرد همه چی رو .. فردا هم تولدشه .. هه :| واقعاً هه ..

نهایتاً یک نمره غلط نوشتم ، نهایتاً .. 

+ متنفرم از فضای خونه .. از خودم .. از زندگیم .. از بی اعتمادی .. از همه چی .. انقدر منو از خودتون متنفر کنید ، که هر وقت که دستم باز شد جوری برم که فکر برگشتن به سرم نزنه .. کجا برگردم ..؟! چرا برگردم ..؟!

توضیح بیشتری نمیدم ، فقط اینهمه تنهاییِ یه جا ، حق من نیست .. بخدا نیست .. 

+ یه چند وقتی نیستم :)

۳۲ نظر
Poker Face
۲۱ آبان ۰۰:۰۲
فک کنم توهم زدم:/
فک میکردم واسه این پست کامنت گذاشتم:دی

+ چه ادم چرتیِ ناموسا:) این همه دوست خوب و ادم حسابی که این همه پشتتن:) بیخیال این شو:) این فقط داره عقده هاشو خالی میکنه:)
موفق باشی

پاسخ :

خیلی چرت و نکبت :دی
گیره 📎📎
۲۰ آبان ۲۳:۴۴
بهار جان اینهمه رفیق خوب کنارت دعا کردنت اونوقت تو چشمت به هاله اس؟!!! بهار؟؟؟

هاله جفت پا میخاد خخ همه بچهای کلاستون + مجازی ها یحتمل در خدمتیم :دی

پاسخ :

لطف دارین شما :))
منِ مجازی
۱۸ آبان ۲۲:۳۷
+ چقدر میفهممِت .. :(

پاسخ :

ممنون ..
گم نام
۱۸ آبان ۲۱:۴۲
اینهمه نوشتید بعد آخرش نوشتید نهایتا یه نمره غلط دارید
یعنی یه نمره واقعا ارزش این همه نوشتنو داشت:)))
من اگه احساس کنم یه امتحانیو دارم میوفتمم بعدش با بچه ها میگم میخندم
یعنی تا این حد درس برام مهمه:)))

پاسخ :

دم شما گرم ، الگو باید قرارتون بدم :دی
المی ...
۱۸ آبان ۲۱:۳۱
نمیدونم چرا هعی دنبال یک نظر مناسبترم ولی همش موقع خوندن یکی تو سرم داد میزد بیخیال بهار:/
خدایی وجدانمم دیوانه شده:/

من این دوره رو گذروندم
و با اینکه گند ترین دوران زندگیم بود(بجز 3 سال آخر دبیرستان)
ولی بازم الانا دلتنگ دوران مدرسم میشم:/

پاسخ :

دلتنگ چی میشی دقیقاً عزیزم ؟! :/
فاطمه
۱۸ آبان ۲۰:۵۰
کاملا اشتباه برداشت کردی پاتریکِ جان!! 

میگم شاید فکر کنی اینا که باهاشون هستم دوستای منن
اما اونا چیزی نیستن جز یه همکلاسی ساده... 


من تنهام
تنهاتر از چیزی که تو فکرشو بکنی! 
و اینکه حس میکنم به نسبت کسایی که در ظاهر با اونا دوستم،با دپستایی که تا حالا ندیدمشون و مجازی هستن و خودت خیلی خیلی خیلی راحت ترم

پاسخ :

ذوق مرگ شدم ^____^
دوستایی که مجازی هستن واقعاً خیلی خوبن لعنتیا :)))
همکلاسی ساده .. هعی هعی ..
parisa .A
۱۸ آبان ۲۰:۴۲
اقا منظور واضح بگو ضایع نشیم -_-

پاسخ :

چشم :دی
فاطمه
۱۸ آبان ۲۰:۴۱
اینی که گفتی دوست؟خوش به حالت(:


دقیقا در واکنش به چی بود؟
چرا خوش به حالم؟؟

پاسخ :

در واکنش به اینکه دوستی هست که ترجیحش بدی به همکلاسی هات ..
امیری حسین و نعم الامیر
۱۸ آبان ۲۰:۱۷
از لج بهار خادمی عوضش کردم...

پاسخ :

وا :/
Haa Med
۱۸ آبان ۱۹:۴۷
اومدم کامنتِ شاد بذارم دیدم آخر پست حالتون زیاد خوب نیست.
من میگم پول بدید قاتل استخدام کنید اون هاله رو محو کنید :-)

پاسخ :

همین کارو هم میکنم به زودی زود ! :)))
gandom baanoo
۱۸ آبان ۱۹:۲۶
ایشالا به زودی یه عالمه اتفاق خوب برات میافته عزیزم....
ایشالا خیلی زود یه عالمه اتفاق خوب واسه همه‌مون بیافته...

پاسخ :

یه اتفاق خوب گندم .. فقط یدونه ..
parisa .A
۱۸ آبان ۱۸:۱۰
بهآر ... یه ملت ُ شاد میکنی با بیخیال هاله شدن :)
توام تنها نیستی این همه نامبرده :))


+اگه میدونی نباشی حالت بهتر میشه ؛ خوب میشی ، پس برو :) ولی ی کاری نکن حالت بد تر بشع 

پاسخ :

:)))
+ مظورم یه چیز دیگه بود ، فعلا که پخشم همینجااا :))
دالتون وارِن
۱۸ آبان ۱۷:۵۸
بهار://نه واقعا چرااا؟!دوستی بااین هاله فقط و فقط خودتو اذیت میکنه!:((((

پاسخ :

دارم کمش میکنم .. :)
| Avonlea |
۱۸ آبان ۱۷:۵۵
واقعا این هاله داره عنشو درمیاره :| 
آخه دختر انقد لوس و عوضی و نکبت؟

پاسخ :

دقیقاً همینقدر :)
امیری حسین و نعم الامیر
۱۸ آبان ۱۷:۴۱
اون هاله یه پرنده است(همونی که دونه شو تو تابستونقایم میکنه تو زمستون پیداش نمیکنه...)
من جای تو بودم یه جوری هاله رو میزدم که صدا چیز بده...
از رفتار عـ خوشم اومد رفیقخوبیه...خدایی بهتر از هاله اس....
من انعطاف 43 میزنم...

پاسخ :

عکس پروفایلت چرا همچینیه ؟! :/
بابا همش پنج تا بیشتر میزنیا :)))
کفشدوزک بلاگ
۱۸ آبان ۱۷:۰۹
چقد بده که درست حدس زدم حالت خوب نیس!
اوف امثال هاله یکم بیش از حد کمبود دارن  وعقده این !
یکی قبلا داخل کلاسمون بود تومایه های هاله حتی یه بار جوابای درست برگه منوغلط کرده بود رفته بود گفته بود نمرمو کم کرد 
بیخیال این ادما باش دایورت کن به کلیه چپت(((((-:

پاسخ :

راستی مرسی که حالمو پرسیدی ^_^ خوشحالم کردی ..
چشم چشم :))
مسافر ...
۱۸ آبان ۱۶:۵۰
سلام 

جدول ؟ اونهمه ؟

حسود :|

پاسخ :

بله :))
والا ..
مه‍ شید
۱۸ آبان ۱۶:۴۵
من بعد عاله رو بخاطر خرخون بودن مسخره کن :)))

پاسخ :

چشم :))
فاطمه
۱۸ آبان ۱۶:۴۴
تا الان نمره های عمومیم بودن که به طرز اعجاب اوری گند زدن به کارنامه مهرم! 
تاریخ به همه ۲۰ داده
حتی اگه سوالی رو اشتباه گفتن
به من۱۵



از این دختر خبیث حالم به هم میخوره..
یادت باشه این که رابطه برای تو دوستیه،اسمش دوستی نیست چون از طرف هاله صرفا یه دشمنیه!


تنهایی
چه غریب ماندی ای دل
نه غمی نه غم گساری
نه به انتظار یاری
نه زیار انتظاری


میدونی
متوجه تنهائیت شدم و اینکه کاش منم تنها بودم اونجوری تا با این هم کلاسی ها(تاکید میکنم همکلاسی ها نه دوستام)بودم...


ما پر از نقاط اشتراکیم!
روزای خوبمون میرسن!
شاید دیر
شاید کم

اما میرسن

پاسخ :

فدای سرت :)) 


میدونم .. و دیگه هیچی نخواهد بود ، کمرنگش میکنم اینقدری که تموم بشه .. 
دوست ندارم علنی دشمنم باشه ..

دوست ؟ خوش به حالت :)

میرسه .. میرسه ..
0x13
۱۸ آبان ۱۶:۴۳
سلام..
کاری کردی که از هرچی هاله و حوله و ژاله و خاله و ... متنفر شدم :))
+از روزگار پرسیدم چرا رو چرخ و فلک تو بعضیا بالائن و بعضیا پایین؟ لبخند زد و گفت: نترس میچرخه..

پاسخ :

منم متنفرم :))
+ در راستای کامنت خصوصیتون باید بگم که اینطوری نیست :))
من تو هیچ زمینه ای جز زمینه ی روحی مشکل ندارم ..
ابو اسفنج بلاگفانی
۱۸ آبان ۱۶:۱۶
یه لحظه هم فکر کردم دارم اخبار اختلاس ها رو میخونم!
ح، خ، الف، ب، پ ، ت ، ج ، چ!

پاسخ :

:دییی
ابو اسفنج بلاگفانی
۱۸ آبان ۱۶:۱۵
در جواب عنوان باید بگم پس ما اینجا چی هستیم؟! بلاگفان یک اتفاق خوب تو تاریخ بشریته اصلا!
بعدشم. زیاد برای درس و مشق غصه نخورین. ملت با معدل دیپلم 11 موفق ترن از ملت با معدل دیپلم 19.
در رابطه با رفاقت های شما دخترها هم نظری ندارم.

پاسخ :

مرسی بلاگفان و بچه هاش :)))
آرزو ^_^
۱۸ آبان ۱۶:۱۵
هاله رو از پستت فاکتور بگیرم ، کلی حس خوب می‌مونه ازش :))
این‌همه هم‌کلاسیِ مهربون و بامرام ، 
بی‌خیال شو هاله رو خب و اگه بنا به مصالحی نمیشه ، حداقل خارج از فضای مدرسه دیگه بهش فکر نکن عزیزِ من .
با نظر خانم انار موافقم شَدید .

پاسخ :

انار کلا خوب حرف میزنه :دی
چشم .. 
خیلی حس خوب داشت :))
Niloufar .V
۱۸ آبان ۱۶:۱۱
@Mr.Moradi
ما هم جدول تناوبی رو بهمون گفته بودن که حفظ کنیم تازه اونم سال هشتم 
(نمونه دولتی میرم)

پاسخ :

مستر با شمان :))
فاطمه .ح
۱۸ آبان ۱۵:۵۹
من 45 زدم :| البته در اصل 48 زدم ولی چون زانوم یه نمه بالا اومد، سه امتیاز ازم کم کرد. 
به هاله بگو تا کف کنه :)))

پاسخ :

ماشالاااااا :)))
Mr. Moradi
۱۸ آبان ۱۵:۵۶
اووووف ... این هاله چقددددر حسوده آخه :| 
همش یه نمره غلط؟ از قبلی بهتره که :) 
شیمیتون خیلی سخته  ... اصن به ما نمیگه جدول تناوبی رو حفظ کنین و این حرفا ... اصلا :/ چقدر توی تیزهوشان سخت میگیرن :/

پاسخ :

خیلی :(
اره ، قبلی پنج نمره بود :دی
خیلی .. قاعدتاً شمام باید حفظ کنینااا
ساده خان
۱۸ آبان ۱۵:۵۴
سلام خاب
خب من اینطوری فهمیدم ک امروز روز خوبی بوده , کلی دوست داشتی ک کلی دوستت دارن,برای معلمات هم محبوبی خاب,امتحانتم نسبت ب قبل بهتر دادی ینی ی قدم رو ب جلو بودی خاب , ولی فک کنم واسه اینکه دوستات شیر کاکایوتو خوردن ناراحتی :-" :دی
خوب باش رفیخ خاب

پاسخ :

ینی خراب دیدگاهت نسبت به موضوعم :)))
خیلی روشنه .. 
پرواز ...
۱۸ آبان ۱۵:۵۱
عجب اخلاقی داره این هاله !
بهار اگه دوستی با این دختر اذیتت میکنه ، آرامشتو بهم میریزه و باعث میشه ناراحت بشی ، دلیلی نداره دیگه ادامه پیدا کنه !
البته هرطور که خودت صلاح میدونی :) ولی من میگم دوستیت کمرنگ بشه ، آرامشت بیشتر میشه ، البته نه اینکه قهر کنی ! فقط در حد یه همکلاسیِ ساده :))

پاسخ :

همکلاسیِ ساده هم واسش زیاده به جان خودم :)))))
اخلاق مزخرفی داره ..
امیر بهزادپور
۱۸ آبان ۱۵:۵۰
بهار عزیز. ناراحت نباش :(
ی روز خوب میاد..

پاسخ :

سعی میکنم ..
ان شالله :)
خانم انار
۱۸ آبان ۱۵:۴۵
کم کم باید یاد بگیری آدمهایِ کثیف و از زندگیت شوت کنی بیرون و بعدش هم حالت خوبه خوب باشه:)

پاسخ :

اره ، کمکم ..
پرتقالِ دیوانه
۱۸ آبان ۱۵:۳۹
بهار :(((

پاسخ :

جانم ؟ :)
Niloufar .V
۱۸ آبان ۱۵:۳۶
واقعا با یه همچین آدمی دوست بودی؟!؟!
بهار تنها نیستی وقتی این همه ادم هستن که ازت دفاع میکنن:)

پاسخ :

اره تقریبا :)))
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان