Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

وبلاگ ، خونه ی ماست ...!

فقط میتونم بگم شوکه شدم ..! خیلی شوکه شدم ..

خودتون بخونید ..

۲۰ نظر
امیر بهزادپور
۱۷ آبان ۱۴:۰۳
امان از این پاییز...:(

پاسخ :

هی هی ..
یک آشنا
۱۶ آبان ۱۳:۳۹
چی شده یعنی :/

پاسخ :

منم نمیدونم ..
کفشدوزک بلاگ
۱۶ آبان ۱۳:۲۵
واقعا هیچی نمیتونم بگم
بادیدن پستش هنوز توشوکم اخه فابر
هوف

پاسخ :

:):
مترسک ‌‌
۱۶ آبان ۰۸:۰۷
ضدحال بدی بود :/

پاسخ :

خیلی ..
مسافر ...
۱۶ آبان ۰۷:۰۲
سلام 

خودکشی !!! هه 

نمیدونم

پاسخ :

شما خودتونم یه مدت میخواستید خودکشی کنید که !
شِمِلـــ ـــیـــا
۱۵ آبان ۲۳:۴۶
ان شاءالله زودی برگرده :( 

پاسخ :

ان شالله
gandom baanoo
۱۵ آبان ۲۳:۱۶
@مجتبی خزائی
منم تازه امروز دنبال کننده‌ش شدم!!! و اولین پستی که خوندم پست خدافظی بود :(

پاسخ :

هعی .. :(
منِ مجازی
۱۵ آبان ۲۲:۵۹
هِعی :(( چقدر از رفتن بدم میاد :((

پاسخ :

منم :((
مجتبی مطوری
۱۵ آبان ۲۲:۵۸
کاش نرن:/ پست هایی که میفرستن خعلی خوبه

پاسخ :

خیلی ..! :):
مه‍ شید
۱۵ آبان ۲۲:۵۳
کجای پستش شوکه کننده بود؟ دی: تجربه نشون داده بلاگر جماعت نمیتونع دل بکنه بعد تجدید قوا برمیگرده

پاسخ :

امیدوارم که برگرده .. :)
پرواز ...
۱۵ آبان ۲۲:۵۳
من برای خودشونم نوشتم :)
بعضی وقتا آدما نیاز دارن که نباشن....غرق خودشون بشن....تغییر بدن....خستگیون رفع بشه و خیلی چیزای دیگه....
طبیعیه....ایشاالله پرانرژی تر و محکم تر ، بعد یه مدتی برمیگردن :))

پاسخ :

ان شالله :)
لیمو ‌‌
۱۵ آبان ۲۲:۴۲
خیلی هم عجیب نیست ... آدما عوض میشن... احتیاج به تغییر دارن ... احتیاج دارن پوست بندازن ... :)

پاسخ :

شاید ..
امیری حسین و نعم الامیر
۱۵ آبان ۲۲:۲۵
شوکی که من دارم 1000 تای اینه....

الان باید دعوات کنم؟
چرا تو فضای بلاگ پلاسی؟

پاسخ :

ببخشید الان میرم زیست میخونم :{
ree raa
۱۵ آبان ۲۲:۱۶
اعصابم خورد شد

پاسخ :

من نیز هم :-/
ابو اسفنج بلاگفانی
۱۵ آبان ۲۲:۱۳
خوندیم.

پاسخ :

خب ممنونیم .
مجتبی خزاعی
۱۵ آبان ۲۲:۱۳
همین یه ربع پیش ایشون رو توی لیست دنبال کنندگان وارد کردم
سه دقیقه بعدش این پستو گذاشتن:| الان من بدقدمم یعنی؟ :(

پاسخ :

این چه حرفیه ..
من فقط امیدوارم که نرن ..
Mr. Moradi
۱۵ آبان ۲۲:۱۲
:| 
اگه چندماه پیش بود میگفتم نباید نمی‌رفت، ای‌کاش نمی‌رفت ... ولی الان میدونم که خسته‌ست ... ان شاالله بعد از استراحتش خیلی زود بر می‌گرده... حتی اگه برنگرده، امیدوارم وضعیتش بهتر بشه ... امیدوارم ... 

پاسخ :

منم امیدوارم حالش خوب بشه و برگرده ..
Haa Med
۱۵ آبان ۲۲:۱۱
نمیشناسم ایشون رو.

پاسخ :

یکی از نویسنده های خوبمون هستن ..
ɐɹɐɓol •_•
۱۵ آبان ۲۲:۱۰
یه چیزی فرا تر از شوکه 

پاسخ :

واقعا :|
Lady cyan ※※
۱۵ آبان ۲۲:۱۰
هعی دیدی بهار؛(
فابر میاد

پاسخ :

امیدوارم ..
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان