Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

چه خوش بودی دلا ، گر روی او هرگز نمیدیدی ..!

. ترجیح میدم حرفی نزنم ..
. نظرات منتظر تائید میشن :)
. بشنویم
۱۴ ۹
amir
۱۳ آبان ۰۷:۵۹

من دچار درد شب بیداریم

روزهای بی تو بودن خواب را از من گرفت!

پاسخ :

چه قشنگ :)
محمد حسین
۱۲ آبان ۲۲:۱۰
منم دقیقا داشتم به این فکر میکردم اگه این علیشمش که نه اسمش مثل آدمیزاده و نه صداش قشنگ تو آهنگای مهدی جهانی نخونه خیلی بهتره ... :/ 

والا... 

پاسخ :

اسمش "علی شمس" بوده گویا ، مبنی بر شواهدی که از کودکی یادمه :دی :))
دقیقاً ، فقط میاد وسط آهنگ آدمو از حس و حال در میاره :|

والا :دی :))
محمد حسین
۱۲ آبان ۲۲:۰۰
اسم این آهنگ باید میذاشت شکست عشقی ((: 

پاسخ :

من ممنون میشم علیشمس نخونه !
مرسی ، اه :|
حرف نو
۱۲ آبان ۰۵:۵۵
سلام بیا تا حرف نو بشنوی و برای همیشه دنبالم کنی!!!         

پاسخ :

دارم میام پیشت جاده چه همواره :)))
___ سلوچ
۱۱ آبان ۲۳:۴۰
حالا کی خواس نظر بده اصن
اییییش :)))

پاسخ :

از دست شما :))
منِ مجازی
۱۱ آبان ۲۲:۱۷
چرا منِ لا مصب از این آهنگِ به این خوبی خوشم نمیاد خاب :|
:(

پاسخ :

نمیدونم :))
פـریـر ...
۱۱ آبان ۲۰:۱۹
حجمم کمه :/ ای بابا! شارژش کردم میام که منم هم پا با بقیه بشنوم :))

پاسخ :

قدمت سر چشم آبان جان :*
ساده خان
۱۱ آبان ۱۹:۳۰
بهارونا ._.

پاسخ :

جان ؟! :)))
+
درباره ی کامنت خصوصیت باید بگم که خیلی خووووبی لامصب :)))
شیرههههه :)
ree raa
۱۱ آبان ۱۹:۱۷
 من سکوت خویش را گم کرده‌ام!
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من، که خود افسانه می‌پرداختم،
عاقبت، افسانه‌ی مردم شدم!
ای سکوت، ای مادر فریادها،
ساز جانم از تو پرآوازه بود،
تا در آغوش تو راهی داشتم،
چون شراب کهنه، شعرم تازه بود.
در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یادها
من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت، ای مادر فریادها!
گم شدم در این هیاهو، گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من؟
گر سکوت خویش را می‌داشتم
زندگی پر بود از فریاد من!
«فریدون مشیری»

پاسخ :

چقدر خوووووبه این لعنتی .. :))
امیر بهزادپور
۱۱ آبان ۱۹:۰۶
بوی عشق میاد.. :)

پاسخ :

فقط بوش ؟! :دی
Mr. Beautiful Mind
۱۱ آبان ۱۸:۵۰
خداقوت :))

پاسخ :

ممنون :)
کفشدوزک بلاگ
۱۱ آبان ۱۸:۴۵
چقد قشنگ بود!
مخصوصا اون تکیش "منو میکشه یادگاریات عذابم میده این جداییات چی میشه بازم توبیایی نمیدونم توالان کجایی"

پاسخ :

هووووم .. 
کفشدوزک بلاگ
۱۱ آبان ۱۸:۴۴
توهم که مطمنی جاتو کسی نمیگیره!
عذاب رفتنت منو رها نکرد!

پاسخ :

هعی کفشدوزک جان ، هعی ..
+عرض خوشامد :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان