Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

گند زدن به معنای واقعی کلمه اش

همه ی همه اش تقصیر خودم بود که تا دو و نیم شب ، چشم دوخته بودم به تاریکی و فکر میکردم . صبح کم مانده بود مادرم کف گیر بیندازد زیرم تا بپاشم ، حیف که پاششم نمی آمد . 

خوابالود به مدرسه شدم ، صبحگاه داشتیم . یک یارویی را آورده بودند برایمان که همه ی حرف هایی که خودمان میدانستیم و انجام نمیدادیم را دوباره میزد ، 

مدل حرف زدنش یک جوری ریتمیک بود ، من هم سرم را گذاشتم روی شانه ی عین.قیقی و خوابیدم ! 

واقعاً خوابیدم ، و این در حالی بود که سخنران روی من زوم کرده بود و از کمبود توجه ما گله میکرد . نمیدانم چرا اینقدر برای همه عزیز بود این مردک ، همه ی کادر مدرسه که شامل مدیر هم میشد مثل گروه کر صف گرفته بودند :|

مدیر به عین.قیقی میگفته است : بیدارش کن ! بیدارش کن ! اینها را خودم ندیده ام ، عین برایم تعریف کرده ، بعد خودم مدیر آمد بالای سرم و توبیخ گرانه صدایم زد

بیدار شدم :| 

دوست ندارم خجالت بکشم ، ارزشش را ندارد اصلا ، ولی یک حس عمیق درونی مرا مجبور میکند هر بار که یادم می آید دلم بخواهد آب بشوم بروم توی زمین .

۴۴ نظر
آرین :)
۰۷ آبان ۰۱:۴۵
نه اتفاقا اسمم بد نرفته
به عنوان آدم ترین دانش آموز مدرسه شناخته میشم :/
فقط یکم تو چشم :دیییییى

پاسخ :

بابا آدم ترین بچه ی مدرسه :دی
امیری حسین و نعم الامیر
۰۶ آبان ۱۷:۱۷
قلقلی چرا پست نمیزاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ :

گذاشتم :))
• عالمه •
۰۶ آبان ۱۵:۱۵
همه ی اینا خاطره میشه، خاطرات جداب ^-^

پاسخ :

و شاید خنده دار :)
بانوی لبخند
۰۶ آبان ۱۳:۵۵
من تمام ساعت های زیست سال اول و ریاضی سال چهارم رو رو شونه بغل دستیم خواب بودم
جذاب ترین خواب عالم همونه

پاسخ :

سر زیست نمیشه خوابید اخه :))
علی محمدرضایی
۰۶ آبان ۱۳:۳۲
خیلی هم کارخوبی کردی کاشکی این جرعتهای تورو ماهم داشتیم 

پاسخ :

جرات خاصی نیست که :)
هانیه شالباف
۰۶ آبان ۱۰:۴۴
حقش بود که بخوابی!
اول صبح وقتِ این حرفاست آخه ؟ :|

خوب کاری کردی عزیزم؛ اصلن هم خجالت نکش :))

پاسخ :

مرررسی *.*
gandom baanoo
۰۶ آبان ۱۰:۱۵
خیلی خوبه که!! :)))
من همش غصه میخورم چرا تو دوران تحصیل کاری نکردم که خاطره بشه!!! والا چی میمونه جز خاطره؟!! :))
تا میتونی از این کارای باحال کن ^___^

پاسخ :

مرسی گندمی جان :))
چشم :))
گیره 📎📎
۰۶ آبان ۰۵:۴۷
هی میخام کامنت نخونده کامنت بذارم هی نمیشه:/
ماشالا همه آنلاینن خخ

بگیر بخاب احساس شرمم نداشته باش.والا.

+فوفانو مدلشه همیشه همه جا کامنت طولانی دیدم ازش:دی

پاسخ :

نه آخه مدیر آدمو بیدار کنه یه جوریِ :)))
+ آره مدلشه :))
گمـــــــشده :)
۰۵ آبان ۲۳:۴۴
خوب کاری کردی والا
خجالتم نداره اصندش
:))

پاسخ :

^_^
چقدر خوبید شماها :)
ساده خان
۰۵ آبان ۲۳:۳۰
رفیخم,مشخولیاته دیه گاها نمیشه بود ولی ب یادتم خداییش

پاسخ :

منم به یادتم همیشه :))
یک آشنا
۰۵ آبان ۲۳:۲۹
ها ، تنها سوالی که میاند چطور وقتی که خواب آلوده بوده ای - رفتی سر صف اصلا ؟
از تو بعیده بهار

پاسخ :

اجباریه خب ، باید بریم 
وا چرا ؟! :|
~ فو فا نو
۰۵ آبان ۲۳:۱۵
ترسم برا وقتی بود که هنوز تو وبت نیومده بودم و صرفا عنوان رو دیده بودم :)) گفتم نکنه اتفاقی افتاده که حالت بد شده و اینا...
این جریان کفش فک کنم یه قصه فولکور بود :)) یادمه بچه بودم یه قصه ی اینجوری شنیده بودم.
+ خودمم یاد تام افتادم :/ :))

@ر. کازیمودو
اره معروفم کلا به کامنت طویل گذار از پست بیشتر :| :)) همت هم تشکر میکنه :دی

پاسخ :

آخه یادمه تام و جری یه قسمت داشت همین طوری بود :))
.
چاکر همت :دی
פـریـر ...
۰۵ آبان ۲۳:۱۱
عب نداره پیش میاد :دی
ولی خودمونیم! چجوری سر صف خوابیدی؟ :| مگه میشه ایستاده خوابید و نیفتاد؟ :)))

پاسخ :

به سادگی عزیزم :)
البته صندلی داریم ، نشسته بودم :)
صخره .
۰۵ آبان ۲۲:۵۶
همیشه این عذاب وجدان درونتو الگوی سامانم گذاشتم:-D
هنوز بابت اون نات ردی که خودتو تنبیه کردی هی میخوام بابت تعداد کثیر نات ردی هام خودمو تنبیه کنم بعد هی نمیشه:-D بدتر به خودم سور میدم حتی:-D
من بهت افتخار میکنم بهار
الان اگه من بودم با اقتدار از خوابیدنم یاد میکردم:/

پاسخ :

صخی :))))))))
خیلی خوبی تو اصلا :))))
لیمو ‌‌
۰۵ آبان ۲۲:۵۰
آخی بهار ... :))
خجالت چرا. با افتخار بخواب گلم . سرتو بالا بگیر ! :))

پاسخ :

ایرانی قهرمان :دی
امیری حسین و نعم الامیر
۰۵ آبان ۲۱:۵۷
قلقلی کوجایی پس؟

پاسخ :

همین جا ، همین جا :))
محمد حسین
۰۵ آبان ۲۱:۵۳
سرپا میشه خوابید عایا :|

پاسخ :

صندلی پلاستیکی داریم ، نشسته میشه خوابید هرچند که ایستاده ام بلدم بخوابم :)))
ر. کازیمودو
۰۵ آبان ۲۱:۴۰
:))

@فوفانو فکر کنم کامنتت از خود پست بلندتره! :دی  ماشاالله به همتت جوان

پاسخ :

:)))
آره ماشالله :)))
Haa Med
۰۵ آبان ۲۱:۰۳
سابقه نداشته تو مدرسه بخوابم. هرگز.
چرا اینقدر دیر خوابیدید؟

پاسخ :

واقعاً ؟! :))
من پارسال هر وقت ریاضی داشتیم میخوابیدم :))
داشتم فکر میکردم ..
قهرمان **
۰۵ آبان ۱۹:۵۱
خوب شب بخوابید تا صبح خواب نمونید.

پاسخ :

چشم :)
پرواز ...
۰۵ آبان ۱۹:۳۱
من هیچ وقت نشده که توی مدرسه خوابم ببره :))
ولی الان تو دانشگاه سر همه ی کلاسا خوابم میاد :||

پاسخ :

جان من ؟! :|
من هر وقت بخوام خوابم میبره :))
کفشدوزک
۰۵ آبان ۱۹:۲۰
فکرشوکنی خیلیم گندنزدیا پیش میاد ((-:

پاسخ :

آخه یه جوری بود واقعاً :|
قهرمان **
۰۵ آبان ۱۸:۳۶
عه خوب بخوابید اگه اخراج شدید چیکار میکنید؟

پاسخ :

سر همچین مسائلی اخراجم نمیکنن :))
منِ مجازی
۰۵ آبان ۱۷:۵۷
منم سرِ کلاسِ بعضی معلما میخوابم :) اونم قشنگ سرمو میزارم رو دستم دستمم رو صندلی میگیرم میخوابم ! 
معلم هم میبینه خوابیم میگه استراحت کنین :)))

پاسخ :

آی آی ، غیرانتفاعی های مرفه بی درد :|
‌‌ ‍‌ صابر ‌ ‌
۰۵ آبان ۱۷:۴۱
یادش به خیر :(
سه هفته پیش بود، دوتایی تنها بودیم. سرمو گذاشتم روی شونه‌ش و گفت: خجالت بکش، مثل بچه‌ها لوس بازی درمیاری.
...

پاسخ :

الان به صورت مستقیم گفتید من مثل بچه ها لوس بازی در میارم ؟! :|
مسافر ...
۰۵ آبان ۱۷:۳۷
سلام 

به مدیر میگفتید مگر شما خواب ندارید کله ی سحر 

:|

پاسخ :

سلام :)
والا چی بگم :دی :)))
امیر بهزادپور
۰۵ آبان ۱۷:۳۵
معلومه چیزی به نام وجدان و دانش آموزیّت در تو بیدارست هنوز..

پاسخ :

بله بله :))
ree raa
۰۵ آبان ۱۷:۰۴
بهار راضیم ازت :)))))) بریم سراغ مورد بعدی لیست "عجیبترین جاهایی که خوابم برده ..."
:))))

پاسخ :

سر گرامر پیری تو هم خوابیدم :))
امیری حسین و نعم الامیر
۰۵ آبان ۱۶:۱۶
سلا خابالو هم قافیه اس با سلام چاقالو...

پاسخ :

سلام ماکارونی دو میل ._.
مجتبی مطوری
۰۵ آبان ۱۶:۱۲
سلام خوابالو:-)

پاسخ :

سلام :))
مجتبی مطوری
۰۵ آبان ۱۶:۱۲
سلام خوابا:-)

پاسخ :

سلام علیکم :))
0x13
۰۵ آبان ۱۵:۵۸
فدای سرتون..
از الان کم کم تمرین کن دانشگاه با چشم باز جلوی استاد بخوابی :))

پاسخ :

تواناییشو دارم واقعن :)))
آقای سر به هوا ...
۰۵ آبان ۱۵:۵۵
خوابالود به مدرسه شدم ، صبحگاه داشتیم . یک یارویی را آورده بودند برایمان که همه ی حرف هایی که خودمان میدانستیم و انجام نمیدادیم را دوباره میزد ،

همیشه همین بود اه :|

پاسخ :

دقیقاً همیشه همینقدر مسخره ست :|
امیری حسین و نعم الامیر
۰۵ آبان ۱۵:۵۰
تیتر رو که خونده ام فک کردم گرد تر شدی....

سر صبحگاه خوابیدن مث خوابیدن تو سجده اول نماز صب حال میده

پاسخ :

دیگه یه روزه که نمیشه که :))
عصن داری یه کاری میکنی برم رژیم بگیرم :))
Fatemeh シ.
۰۵ آبان ۱۵:۴۹
ولا صوبت منم مثه بقیه دوستانه :/
آخه به این میگن گنند اخه؟
دیوونه
این یکی از لذتای بزرگ زندگیه اصن تو دوران دانش‌آموزی :)))

پاسخ :

پس به چی میگن گند ؟! 
مدیره آقا ، مدیر :/ از قصا منم حالم ازش بهم میخوره :/
راست میگی ولی ناموسن :))))
آقاگل ‌‌‌‌
۰۵ آبان ۱۵:۴۳
سر صبحگاه خوابت برد؟ دمت گرم!

پاسخ :

چاکرم ! :)
Mr. Moradi
۰۵ آبان ۱۵:۳۵
من هیچوقت اینقدر زود خوابم نمیبره :/ شونه‌اش رو تکون نمیاد این عین. قیقی؟! :)) 

پاسخ :

من خیلی خسته بودم ..
نه کلا آدم شونه نتکونیه :))
~ فو فا نو
۰۵ آبان ۱۵:۳۳
ولی یه چیزی. میتونی رو پلکت عکس چشم بکشی یا برچسب چشم بری از اونا که شبیه واقعیه پیدا کنی یا اصن بدی بسازن برات از رو چشم های خودت و بزنی رو پلکت که اینجور وقتا راحت ترم باشی :))))) هر چن اگر صدات کنن ضایع میشه :دی ولی میتونی بگی انقد تو عمق مطلب رفتم ک حواسم نبود صدام میکنین :-"
ایکون چرت و پرت گفتن :))

پاسخ :

یاد تام و جری افتادم :)))
آیکون اختیار داری عجیجم ._.
ساده خان
۰۵ آبان ۱۵:۳۲
عییی باااباااااع گفتم چ خبط و خطا و جنایت و منکری انجام دادی عایا , همش همین؟؟؟:دی

پاسخ :

همش همین به خدا :))
نبودی چند وقت ، حواسم هستااا :))
~ فو فا نو
۰۵ آبان ۱۵:۳۰
چقد حرف زدم :|

پاسخ :

:)))
خوب کردی :))
~ فو فا نو
۰۵ آبان ۱۵:۳۰
بیخیال بابا :)) وقتی تو بروز شده ها دیدم این عنوانو ترسیدم و با بسم الله اومدم تو بعد دیدم همش همین بود :| خداروشکر که چیز حادی نبود :))  باز خوبه فقط توبیخ گرانه صدات کرده. و بیشتر اذیتت نکردن :) اینا همش خاطره میشه و بعدا بهش میخندی :)) البته که هرکی احساسات خودشو داره و باید بش احترام گذاشت و منم میفهمم که چرا همچین حسی داری ولی چون نمیخوام اذیت شی میخوام بگم که اینجوری نگاش کن که بش بخندی. از پاتریک بعیده اصن که نخنده به ایناها :))
راستی پستتم که خوندم یاد خودم افتادم. من معروف بودم به خوابیدن تو کلاس. معلمم بالا سرم اومده بود و بچه هام بم خندیدن و حتی یکیشون منو میبرد تو حلقش اون جلو مینشوند ک نخوابم. و میگفتن برو صورتتو اب بزن خوابت بپره و ... و من میخندم به این خاطرات و میگم چه خوب که همه چی کسل کننده نبود. که هنوز برا خنده بهانه هست :) اون حس درونیت متاسفانه به خاطر چیزایی هست که تو گوشمون میخونن فک کنم. که هرکاری کنیم میگن زشته... سعی کن باش مبارزه کنی و برنده شی :)) تا وقتی یه کار واقعا زشت نکردی خودتو اذیت نکن... و البته خب در کنارش باید حس بقیه هم درک کنی که چرا اگر همچین کاری کردی اذیت میشن که باز از اونورم نگی چرا اگر کاری کردم که زشت نیس توبیخم میکنن. وقتی اینجوری نگاه کنی همه چیز اسون تر میشه :))

پاسخ :

یه دقیقه من برم چایی دم کنم الان میام بقیه ش رو میگم ! :))
+
واقعاً ترسیدی ؟! ترس نداشت که :))) اومد گفت "پاشو خانووووم" منم پاشیدم :|
اره سر کلاس عربی هشتمم همش خواب بودم ، بعد دبیر میگفت شب قبل کفش میدوزی که روزا خوابت میاد؟! آخی :))
هم خندم میگیره هم احساس شرم دارم :|
بزن قدش منم معروفم :)))) یه کار "واقعاً" زشت .. چشم سعی میکنم :))
مرسی ._.
آرین :)
۰۵ آبان ۱۵:۲۹
چه باحال =))))
منم امسال یه همچین حالتى سر صف دارم
مثلا چهار تا صف اون ورتر دارن حرف میزنن ولى مدیر میگه آقاى "فامیل" :\
این در حالیست که بنده دارم به مدیر زل میزنم و دهانم مثل اون صفى ها سه متر باز نیست :|
دیگه عادت کردم هر روز همین جریانه :\
دیگه خود بچه ها هم شاکى شدن دفه قبل گفتن آقا چیه این بد بخت که حرفى نزد چرت و پرت میگی :دى

پاسخ :

اسمت بد در رفته حتمن :)))
جداً باحاله ؟!
خدا قسمت کنه مدیر بیدارت کنه :)))
پوکرفیس باش تا کامروا شوی :))
ɐɹɐɓol •_•
۰۵ آبان ۱۵:۲۷
منم زنگ اخر خوابیدم :/
سرایدار اومد صدام زد ک برم خونه :/

واقعن من این همه محبت از طرف دوستامو نمیتونم هضم کنم -__-

پاسخ :

من یه سری تو نمازخونه خوابیدم سرایدار بیدارم کرد :))
yasi adkd
۰۵ آبان ۱۵:۲۲
:)))
یادمه ابتدایی که بودم ناظممون همیشه میگفت مدرسه رو با خونه اشتباه گرفتین :))
خخ 
یادش بخیر :)

پاسخ :

اره یادش به خیر :))
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان