Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

اصلا ً حواستون بود امروز روز چهارصدم این وبلاگمه ؟! :|

-چرا کشتیش ؟!

+وقتی برگه هارو پخش میکرد نمره ی بچه هارو حفظ میکرد آقای قاضی !

۲۰ ۱۱
~ فو فا نو
۰۳ آبان ۲۱:۴۸
خودتم حواست نیست امروز روز 400 ام وبلاگ منه :| :))))
اولین نظرم اینجاس :دی نمیشناسی منو اصن :)) فقط تو اینستا گاهی لایکم میکنی. خلاصه ینی منتظر بودم از 399 بشم 400 بیام اینو بگم بخندم :))))

پاسخ :

ببخشید حواسم نبود :))
چه باحال :دی
___ سلوچ
۰۳ آبان ۰۸:۳۰
دمش گرم اصن :/

پاسخ :

دمش گرم ؟! :-"
مترسک ‌‌
۰۳ آبان ۰۸:۲۸
در جواب تیتر: نه! :))

پاسخ :

حواست باشه خاب :))
گیره 📎📎
۰۳ آبان ۰۴:۴۳
منکه تازه واردم:دی

خوب کردی کشتیش^__^

پاسخ :

یعس ^_^
مجتبی مطوری
۰۳ آبان ۰۰:۲۲
من حواسم میبود ولی تبریک نگفتم😃الان از همین تریبون استفاده میکنم و به شما تبریک میگم خاب😃
+قاتل حرفه ای هستی یا تازه کار؟
ی معلم داریم رو اعصابه میتونی محوش کنی😃

پاسخ :

موتوشکرم :)
+ حرفه ای :)
عاررره :دی :|
• عالمه •
۰۲ آبان ۲۳:۴۷
شت! برا من 402 روز! :))))

پاسخ :

به سلامتی ^_^
فاطمه
۰۲ آبان ۲۳:۴۴
مالک داد میزنه نمرتو میگه... 



مثلا فلانی یک

پاسخ :

چه بد ..
تا حالا این کارو نکرده :(:
هذیان سرا
۰۲ آبان ۲۳:۳۹
400 روزگیش مبارک خاب:)))

پاسخ :

مرسی ~_~
المی ...
۰۲ آبان ۲۳:۲۵
قاضی:خب شما تبرئه شدی فرزندم میتونی بری😀

پاسخ :

موتوشکرم عاغای قاضی :))
منِ مجازی
۰۲ آبان ۲۳:۰۶
بیا اینم بکش ، وقتی برگه ها رو میده نمره هارو بلند بلند میگه :|
تو که به قتل آلوده شدی ! زحمت اینم بکش :|

پاسخ :

یکی مث مالکه اینگار :)
Haa Med
۰۲ آبان ۲۳:۰۲
خوب بذار حفظ کنه.
چرا کشتیش ها؟

پاسخ :

چون بعد با حفظ کردنش بچه هارو اذیت میکنه :(
ماجده ◕ ‿ ◕
۰۲ آبان ۲۲:۲۹
نع نبود:/

پاسخ :

باعش :/
ɐɹɐɓol •_•
۰۲ آبان ۲۲:۲۶
بلی من حواسم بود :)

پاسخ :

ماشالا ماشالا :)
‌‌ ‍‌ صابر ‌ ‌
۰۲ آبان ۲۲:۲۰
ای وبلاگِ محترمه! 400 روزگیت مبارک :|

پاسخ :

دیری دیری دین ، دیری دیری دین دین دین دیرین دین :)))
Super TeD
۰۲ آبان ۲۲:۱۷
نوعچ!

پاسخ :

حواست باشه خاب :)
فاطمه
۰۲ آبان ۲۲:۱۷
و شاید:



این است مالک... 

پاسخ :

نه بابا مالک تا حالا برگه تصحیح نکرده ،
اینا برگه های عربیِ صمد بود ، هاله پخش میکرد :))
آرزو ^_^
۰۲ آبان ۲۲:۱۷
نه :(

پاسخ :

اشکال نداره حالا خب :))
ree raa
۰۲ آبان ۲۲:۱۲
امروز روز ۴۰۰ ام بود و من الان ۱۴مین حاضر بلاگ میتونم باشم مثلا :دی !  ربطش هم به خودم مربوطه اصن :دی
مبارک ^ـ^


پاسخ :

عاشقتم عصن :*
Mr. Moradi
۰۲ آبان ۲۲:۱۱
نمره‌ی بچه‌ها رو حفظ میکرد؟ ‌یا تعدادشون خیلی کم بوده یا حافظه‌اش خیلی خوب بوده! :) من وقتی برگه‌ها رو پخش می‌کنم، تنها کاری که میکنم بلند خوندن نمره‌هاست :دی مخصوصا برای اونایی که زیر ده شدن :)) 

پاسخ :

بلند نخونین خب گناه دارن بچه ها ..
اره دقیقاً ، بعد مثلا طرف نمره ش رو نمیگفت این از وسط کلاس نمره ش رو هوار میزد !
اصلا وضعیت خوبی نبود واسه کسایی که کامل نشده بودن ..
امیری حسین و نعم الامیر
۰۲ آبان ۲۲:۰۹
خخخخخخ

نه خدایی نبود

پاسخ :

حواستونو جمع کنید خاب :))
About me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان