Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

نه به سفتریاکسون

/ بازدید : ۱۴۷

درسته که چهارنفری منو گوشه ی اتاقم خِفت انداختن که میری دو تا سرم میزنی ، دو تا سفتریاکسون و پنادور تو هر کودوم ؛

ولی من کماکان سرسختانه مقاومت میکنم :|

حالا هی بگید خوش به حالت گواهی مینویسن :| 

بابام چِخده خاب :|

نویسنده : بهــ ــار.. ۳ لایک:)
گیره 📎📎
۰۲ آبان ۲۰:۴۶
بهارمان را دوست داریم خاب^__^
پاسخ :
منم دوستتون دارم :)
علی محمدرضایی
۰۲ آبان ۱۸:۵۴
نمیدونم تاحالازدمش یانه ولی من اگه بدترین امپول را بزنم هم اصلا نمی ترسم گرچه درد داره اما سرم رابه امپول ترجیح میدم
پاسخ :
من میترسم ولی
مترسک ‌‌
۰۲ آبان ۰۸:۱۰
الان خوبی بهارک؟
پاسخ :
والا تا خوب چی باشه .. :):
مجتبی مطوری
۰۲ آبان ۰۰:۴۱
من متن رو خوندم درد رو احساس کردم و برای اینکار سجده ای واجب است که من در این حالت نیستم و خدا رو شاکرم که سلامت و غبراق هستم حالا همه بگید امین😃
پاسخ :
الهی عامین :)
___ سلوچ
۰۲ آبان ۰۰:۰۵
من چه میدونم
والا منم تجربه شو نداشتم فقط قوه تخیلیم خیلی قوی بود :/
پاسخ :
خیلی ممنونم واقعاً :)))))))
آرزو ^_^
۰۱ آبان ۲۳:۲۵
وای چقدر سخت ، ( خیلی از آمپول و سرم و سوزنی‌جات می‌ترسم )
آخرین بار دقیقا شبِ امتحان ترم زیست سال اول بستری شدم و سوراخ‌سوراخ شدم درواقع :| هی آمپول ، آزمایش ، سرم :||

پاسخ :
مال من پارسال بود ، یه روز قبل از شب یلدا :)
گیره 📎📎
۰۱ آبان ۲۲:۴۹
آمپول زورکی و دردناک زجر نیس؛|
پاسخ :
من که نمیزنم :)))
محمد حسین
۰۱ آبان ۲۲:۴۵
آمپول وحشتناکیه سفتراکس :// 

هم سن شما بودم زیاد زدم متاسفانه به بهانه عفونت و این خزعبلات :( 
پاسخ :
خیلی .. :(( عصن اسمشم ترسناکه :(
پارسالم میخواستن مجبورم کنن بزنم من مقاومت ورزیدم :|
البته امسال خیلی حالم بد تره :|
ساده خان
۰۱ آبان ۲۲:۰۳
انصافا مریض میشی اصن خانوادگی برات کمسیون پزشکی میگیرن :دی
به به پنادر, ولی تو سرم قبول نیست , خطا محسوب میشه :بدجنسی حتی
ولی گنا داری خاب , اونام درست میگن بلاخره درسشو خوندن خاب
با کپسول نمیشه رد کرد؟
پاسخ :
چرا میشه ولی مدت زمان درمان خیلی زیاد میشه :))
اره بالاخره اون همه درسو یه جوری باید بکنن تو چش چال ما یا نه ؟! :دی :))))
شوعره خاب :))))))))
گمـــــــشده :)
۰۱ آبان ۲۲:۰۱
از نظر منم مقاومت کنی بهتره
:/
پاسخ :
صحیح :))
آرین :)
۰۱ آبان ۲۱:۳۲
ترجمه میکنم = چراغتخه = چرا عاخه :\
-_-
پاسخ :
چراش رو فهمیده بودماااا :))))
نمیدونم ..
___ سلوچ
۰۱ آبان ۲۱:۲۰
آخ آدم مریض باشه یکی بیاد پاهاشو ماساژ بده تو تشت آب گرم وای وای
بگو به جای سرم از اینکارا بکنن خوب خوب میشی
پاسخ :
تا حالا تجربه شو نداشتم :)
بعد مگه وقتی آدم تب داره تو آب سرد پاشویه نمیکنن ..؟! :|
آرین :)
۰۱ آبان ۲۱:۰۷
جرارغتخه؟ :\ 
دارى چوب اون گواهى هاى الکى رو میخورى :\
پاسخ :
چرا چی ؟! :/
الکی نبود هیچ کودوم :)
حسین مداحی
۰۱ آبان ۲۱:۰۶
خب ترس نداره که. قدر سلامتی رو بدونید.
پاسخ :
حتمن :|
Eli .
۰۱ آبان ۲۱:۰۵
باورت میشه من تا حالا یه بارم سرم نزدم؟!!
آخرین باری ک واکسن زدم سال 89 بود :| دیگه ازون موقع تا حالا با اون شی ء نوک تیز تماس نداشتم :دی
پاسخ :
من پارسال واکسن زدم تا هفته ها فلج بودم عصن :)))
gandom baanoo
۰۱ آبان ۲۱:۰۵
درد نداره که!! :) 
پاسخ :
چراااا :((
منِ مجازی
۰۱ آبان ۲۱:۰۱
راستی من حاضرم هزار بار سرم بزنم ولی آمپول نزنن بِهِم :| سرم بهتر تره :))
اگه هم خواستی من حاضرم به جات برم ! فردا نمیخوام برم مدرسه یا بگو واسه منم گواهی بنویسن :|
پاسخ :
بابا شما که کاریتون ندارن تو مدرسه :(
آره سرم بهتره ، ولی آدم سردش میشه اصلا یه جور بدیه :|
منِ مجازی
۰۱ آبان ۲۰:۵۸
خوش به حالت گواهی مینویسن :دی
چِخدی ؟ :/ چیخدی درست نیس ؟ :)

+ شما تو محاوره هم ترکی حرف میزنین ؟ آخه تو ویکی پدیا زده فارسی آخه -___-
پاسخ :
نمیدونم چی درسته ، ما که میگیم چخده :دی
+ استان ما یه جوریه که هم لر داره هم فارس هم ترک . ما ترکیم که ترکیمونم خیلی با شما فرق داره :))
Niloufar .V
۰۱ آبان ۲۰:۵۸
اما به نظرم دردش زیاده
پاسخ :
درد آمپول یس :))
Eli .
۰۱ آبان ۲۰:۵۸
4 نفری ینی خواهرت و دومادتون امیر و دیگه کی؟

بابان چیخدی؟! :دی

پاسخ :
برادرم و همسرش :|
ها :(
گیره 📎📎
۰۱ آبان ۲۰:۵۶
چقدر زجرت میدن بهار خخ
پاسخ :
زجر :| ؟!
Niloufar .V
۰۱ آبان ۲۰:۵۱
مقاومت کن من میدونم که میتونی 
(دردش زیاده انصافا)
پاسخ :
زخم شمشیر نخوردم که درد داشته باشه که :)))
مریم y.
۰۱ آبان ۲۰:۴۵
نه تو امشب کتک میخوایی 
بیا اینجا ببینم بچه 
پاسخ :
کجی بیام خاب ؟! :))
Mr. Moradi
۰۱ آبان ۲۰:۴۳
خط آخر را ترجمه نمایید... 
خب برید دیگه ...:)
پاسخ :
معنیش میشه پدرم درومد :))
درد داره خاب :|
مریم y.
۰۱ آبان ۲۰:۴۲
مقاومت نکن بهار تسلیم شو 
به مرخصیش میرزه :))
پاسخ :
نمی ارزه به خدا مریم ،
دیگه واقعاً حس میکنم روزای آخره :)))
About Me
دیشب خواب خوبی ندیدم برات!
با دیوونگیت ماه و پس میزدی!
به بغضای من انگ مستی زدن!
واسه شعر من داشتی دس میزدی!

حواست نبود از خودت رد شدی
با گرگا می رقصیدی تو خون و دود
بغل کردمت...رفته بودی ولی!
جنازم رو دستای من مونده بود...

پریدم ، ازین خواب سرما زده
یه کابوس بدتر توی راه بود
امیدم به دستای گرمت فقط...
یه آرامش خیلی کوتاه بود

تو رفتی، نباید بهت فک کنم
نباید به خوابم بیای بعد ازین...
بهم گفتی دیگه نمی بینمت!
بهت گفته بودم که گرده زمین!

میمیرم روی شونه های پتو!
بغل میکنم گریه هامو به جات
به شعرا ی تلخم سپردم تورو
که برگشتی آغوش باشن برات...

تو صد ساله بی من قدم میزنی...
تو رفتی که دنیای من دق کنه
تصور کن انقدر غمگین بشی...
خیابون به جای تو هق هق کنه!

حواسم به اشکامه! باشه.... نباش!
با دیوار حرفامو میگم برو:
میگم " دیگه دوست ندارم ولی
یه بار دیگه کاشکی ببینم تورو!"

تورو باد پاییز آورده بود..
که با دست تقدیر رفتی به باد...
به فکر یکی دیگه ام بعد تو...
یکی که منو واسه ی "من" بخواد!

یکی باشه، تنها یکی! یک نفر!
یکی که بفهمه که حالم بده
که وقتی دلم از خدا هم پره
کنارم بمونه...عذابم نده...

یکی باشه که چشم و ابروی تو....
یکی باشه که ، دست های تو رو...
یکی که تو باشی... تو باشی فقط...
یکی که مهم نیست اصلا... برو!

| اهورا فروزان |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان