Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

همانا دوای درد شما نزد پاتریک است :]

چندی است پاتریک الله همایونی رضی الله عنه اعصابش پورت است ، راستش را بخواهید پورت را خودم هم نمیدانم چیست ، ولی از اینجا منشا گرفت که عید میخواستیم خانه مان را رنگ کنیم ، بعد نقاشی که آمده بود گفت : پورتش میزنیم حل میشه ، بعد مثلا صدایمان میکرد میگفت یه پورت رنگ بده و اینها خاب . 

علت اعصاب خاردی ام را خودم خوب میدانم ، خیلی خوب میدانم ولی به شما ربطی ندارد ، یعنی به هیچکس ربطی ندارد و من میخواهم آنقدر نگویمش تا بترکم . راستش من وقتی خیلی کودک بودم یک بار تصمیم گرفتم دیگر نخوابم ، البته شب ها میخوابیدم و صبح فردا احساس میکردم که اوه ، هَو خفن عای عم دت عای هدنت اسلیپ انی لانگر ، بعد ظهر ها هم میخوابیدم و عذاب وجدان داشتم که خاله پروانه (مربی مهدکودکمان) میفهمد من میخوابم ، یک همچین موجودی هستم خاب .

دقت کرده اید من اصلا نیامده ام که این خزعبلات را بگویم ؟! دقت نمیکنید خاب . همین میشود دیگر ، وقتی جزوه نمینویسید و زیر جملات موهوم خط نمیکشید همین میشود ، اصلا کلاس شما بدترین کلاسی است که تا حالا داشته ام ، فردا ازتان امتحان میگیرم تا آدم شوید ، ایش . 

آمده بودم بگویم روان نویس هایم جدیداً به جای من توف میکنند ، هر چه من صبوری به خرج میدهم اینها توف میکنند به روزگار ، مخصوصاً وقتی بچه ها از دستم میگیردنشان بیشتر توف میکنند ، این نشان میدهد خیلی باشعورند ، نیستند ؟! هستند خاب .

به علت رنگ دادن های بیش از حد و اینها دیگر کفر پاتریک داشت در می آمد ، [جزوه هایتان را دراورید دیگر تنبل ها ، الان میخواهم نکات مهمی بگویم] فلذا جایی را پیدا کرد که آب با آن نیرویی دگرچسبی داشته باشد ، نمیدانم شاید هم همچسبی داشته باشد یا اصلا نداشته باشد ، فقط جایی را پیدا کرد که آب را جذب نکند مثلا شیشه یا میز . بعد این بار خودش طی یک اقدام کاملا انتحاری و انهدامی قطره ای آب روی میز گذاشته و کله ی همه ی روان نویس هارا خواباندانْد توی آب ، بعد رنگ همه ی روان نویس ها رفت خاب .

بعد که با آنها مینویسیم دیگر رنگ پس نمیدهند . و اینها دیگر .

ددابظ خاب :)

۱۸ نظر
گیره 📎📎
۳۰ مهر ۰۰:۳۱
من ناظر هستم کسی تقلب نکنه:دی

پاسخ :

:))
آرزو ^_^
۲۹ مهر ۲۱:۳۳
خیلی باحال نوشتی ، شانس بیارم این خاب نیفته سرِ زبونم :))
من عاشق این معلم سوم دبستانت شدم ، خیلی ملیح و زیبا بود تیکه‌کلامَش :)))

پاسخ :

نور چشم رهبری :دی
دالتون وارن
۲۹ مهر ۲۰:۵۹
استاد نمونه سوالا رو کی میذارین رو سایت؟!

پاسخ :

نمیذاریم ، دانشجو خودش باید بخونه :))
Mr. Beautiful Mind
۲۹ مهر ۲۰:۳۶
متن جالبی بود دیوونه :)))

پاسخ :

مرسی :))
شادوَرد __
۲۹ مهر ۲۰:۳۱
استاد نه و نیم رو ده میدی قبول شیم؟
:)

پاسخ :

ده بیاری نه و نیم میدم بیفتی :))
مه‍ شید
۲۹ مهر ۲۰:۳۱
کاکو شومو چرا لهجه‌ت عوض رفته :|

پاسخ :

وا :|
Fatemeh シ.
۲۹ مهر ۲۰:۲۵
خدارو شکر نمی‌خوای دبیر شی بهار 😂

پاسخ :

دبیر به این نازنینی :))
bahar ...
۲۹ مهر ۲۰:۱۸
بی ربط نوشت:سرکلاس انشا(-:باید یه حکایتوبازنویسی میکردیم یکی از بچه ها اسم اون حیوان شریف را پاتریک گذاشته بود گفتم درجریان باشی و برای توهین به پاتریک الله همایونی رضی الله بیایی خفتش کنی 

پاسخ :

خودشه عصن :|
آقایِ ریقو
۲۹ مهر ۲۰:۱۷
بچه که بودید چه تصمیم های عجیبی میگرفتید :-)
ههههه امتحان؟

پاسخ :

بله امتحان میگیرم :))))۶
gandom baanoo
۲۹ مهر ۲۰:۱۷
چه راهکار خفنی ارائه دادی واسه خودنویس!! ^___^
لایک

پاسخ :

لایک بک گندمی :)))
امیری حسین و نعم الامیر
۲۹ مهر ۲۰:۰۹
میشه پیچوند خانوم؟

پاسخ :

نع خیر :)))
bahar ...
۲۹ مهر ۲۰:۰۹
(-:مرسی راهکارتان برای روان نویس ها خاب

پاسخ :

خواهش :)))
مهندس مکانیک خودرو
۲۹ مهر ۲۰:۰۸
اخه استادهم بایداینجورباشه ،استااااااااااااااااااااااااااااادلطفاااارحمی بفرمااااا؟؟؟

پاسخ :

ناچ ناچ :)))))))
פـریـر ...
۲۹ مهر ۲۰:۰۵
آغا من واس امتحانا نمی خونم با همون آموخته ی قبلی بیام سرجلسه قبوله؟ :دی

پاسخ :

ده نمیاری هااا :)))
مهندس مکانیک خودرو
۲۹ مهر ۲۰:۰۲
ساعتش کیه؟؟؟
یکم ازسایتتوگلچین میکنی؟؟؟
آخه خیلی مطلباش زیاااده؟؟

پاسخ :

نه دیگه کم کاری داشنجویان به استاد ربط نداره که 8)
والا :))
مهندس مکانیک خودرو
۲۹ مهر ۱۹:۵۹
وای منبعشونوبگوتابرم بخونمممممم

پاسخ :

همین ولباگ عاغا :)))
ɐɹɐɓol •_•
۲۹ مهر ۱۹:۵۸
هع -__-
رفتم بوخودا...منفی ندین :دی

پاسخ :

منفی ؟!
اخراجی دادا =))))
ɐɹɐɓol •_•
۲۹ مهر ۱۹:۵۵
وای نه امتحان ‌>_<

خانوم سوالاتون سختن؟ (چرت ترین سوالی که همیشه دانش اموزا میپرسن :دی)

پاسخ :

آره سختن .
خجالت نمیکشی اینجایی ؟! الان باید سر درست باشی نور چشم رهبری [تیکه کلام دبیر سوم دبستانم :/]
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان