Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

از اون روزایی که واسه ی بابام مهم بود من ریاضی میفهمم یا نه ، 10 سال گذشته ..

وقتی داشتم دنبال وُیس ریکوردم میگشتم ، چشمم به یه جعبه ی چوبی قهوه ای روشن افتاد که با چسب چسبونده بودنش به بدنه اش ، احتمالا ً یه دختربچه ی پنج ساله ، وقتی نتونسته بود حساب کنه هشت با ده چند تا میشه کوبیده بودش به مبل ..

درشو که باز کردم ، یاد الف افتادم که میگفت مگنت من رنگی رنگیِ ، کارت های فوتبالی ش رو نشونم میداد و میگفت تو نداری .. یاد روزایی که میرفتم خونه ی خالم تا تنها نباشم و شیطنت میکردم ..

با این گلوله های فلزی چند نفرو انداخته باشم زمین خوبه ؟! :)) چقدر سر ارتفاع و شتاب و پل و دوران فکر کرده باشم خوبه ؟!

چقدر زود گذشت .. حالا دیگه نیازی به مگنت ندارم ، نیازی به تمرین جمع و تفریق ندارم ، دیگه دلم نمیخواد با گلوله هاش تیله بازی کنم ولی ،

به نشستن های دور هم چرا .. به خندیدنای از ته دل ، چرا ..

۱۹ نظر
گیره 📎📎
۲۸ مهر ۰۳:۴۵
چند نفرو انداختی زمین؟ :دی

پاسخ :

نشمردم :دی
آرزو ^_^
۲۷ مهر ۲۳:۴۰
جوری گفته‌بودی مراجعه شود به کامنت فابر که فکر کردم چندخط توضیح دادی ! بار اول اصلا ندیدمش چون دنبال یه کامنت نسبتا طولانی می‌گشتم :))

پاسخ :

=)))))))
منِ مجازی
۲۷ مهر ۲۲:۴۱
میشه با رسم شکل توضیح دهین اینا چیه ـن ؟ :/
مگه میشه با اینا ریاضی خوند ؟ :/

+ الان بعضی هاشون ترکیده ؟ :| چرا اینجوریه بعضیا ؟

پاسخ :

مراجعه شود به جواب کامنت فابر :)
اره ، در حد دو تا گلوله با سه تا میشه چند تا .. مربع چه شکلیه .. مثلث و اینا :)
+ مال پنج سالگیمه ..
ده سالشونه خب :|
محمد حسین
۲۷ مهر ۲۲:۳۱
این چی هسته ؟

پاسخ :

آهنربا هسته :)
פـریـر ...
۲۷ مهر ۲۲:۲۳
والا من اولین باره همچین چیزی می بینم :))

:: خط آخر پست...واقعا...نیاز داریم به این چیزا تا زنده بمونیم...
مصداق اون کسی که می گفت:
گاهی آدم یک دوستت دارم نیاز دارد تا نمیرد...

پاسخ :

واقعاً ؟! :))
:: نیاز داریم واقعاً ..!
خیلی وقته احیا نشدم البته :دی
ree raa
۲۷ مهر ۲۱:۲۸
اینا چی هستن ؟ 0_0

پاسخ :

آهنربا ، مگنت ، مغناطیس و اینا :)
آقاگل ‌‌‌‌
۲۷ مهر ۲۱:۲۴
این چیه؟ آهنربایی هستن؟

پاسخ :

بله :) 
تو جواب فابرم گفتم البته :)
Eli .
۲۷ مهر ۲۱:۱۴
من ازینا نداشتم.دارم فک میکنم چقد مظلوم بودم من :دی
مثلا میخوام برا خودم پازل هزار تیکه بخرم.
یا هنوزم کادوی محبوبم دفترنقاشی و مدادرنگیه :))
کودک درون مرده ولی اثراتش هست هنوز!
فک کنم هرچی برا بچه م بگیرم برا خودمم خواهم گرفت! :دی
منم تیله خیلی دوست :))

پاسخ :

مداد رنگی .. ^___^
خیلی دوست ! هنوزم وقتی میبینم میخرم ! 
اخرین بار ده تا از کاشان خریدم :))))
پازل ^___^ میخاااام :)))
آرین :)
۲۷ مهر ۲۱:۱۴
منم به جمله آخر نیاز دارم :)

پاسخ :

جمله ی آخرم به تو نیاز داره :))
مترسک ‌‌
۲۷ مهر ۲۱:۰۶
عه از اینا؛ این قدر دوست داشتم ^_^
خیلی خوبن :))

پاسخ :

منم خیلی دوست داشتم :))
خیلی ..!
مجتبی مطوری
۲۷ مهر ۲۱:۰۳
قشنگ میبود ولی من دارم از شامپو بچه دارم مجموعه ی تیله هارو جمع میکنم(:

پاسخ :

تیله هام رو هم دارم :)
شِمِلـــ ـــیـــا
۲۷ مهر ۲۱:۰۱
پس چندتا ؟!

دوازده تا D:

پاسخ :

-چرا دوازده تا ؟؟
+پس چند تا ؟! :))))))
Faber Castel
۲۷ مهر ۲۰:۵۶
نمیدونم چیه!
مگنت رو بیشتر توضیح میدی؟ :)

پاسخ :

آهنربا و فلزایی که جذب میکنه :)
بعد قطعات مختلف تو سایزای متفاوت داره که میشه باهاش (بروشور داره) شکلای مختلف ساخت :))
بعد همه ی قوانین فیزیکی رو میشه روش پیاده کرد 
تفریح سالمیه واسه بچه ها :))
آقایِ ریقو
۲۷ مهر ۲۰:۵۴
از این مگنت ها نداشتم.
ولی اون دورهمی هایِ قدیمی تا دلتون بخواد. واقعاً یادش به خیر.

پاسخ :

واقعاً یادش بخیر :):
وال کوهان دار
۲۷ مهر ۲۰:۵۴
دلم خواست برای خواهرم بخرم چنده؟ :)

پاسخ :

نمیدونم ، تو دوران طفولیت که نسبتاً گرون بودن ولی الان چون دیگه رو بورس نیستن خیلی گرون نیستن ..
بخر ^_^
شِمِلـــ ـــیـــا
۲۷ مهر ۲۰:۵۳
- حالا چرا شیش تا ؟!
+ پس چندتا ؟!

:))

چیه دلم میخواد هی کامنت بدم اصن -__-

پاسخ :

وب منو تو نداره که خاب :)))
- هشت تا !
+ چرا هشت تا ؟! :))
شِمِلـــ ـــیـــا
۲۷ مهر ۲۰:۵۲
کامنت فابر منو یاد اون پیام بازرگانی انداخت
همون پیرمرده که به پسرش میگه اون چیه ؟
گنجشکه
D:

پاسخ :

گمگیشت دخدرم :)))) گمگیشت :))))
Faber Castel
۲۷ مهر ۲۰:۵۱
این چیه؟ :)

پاسخ :

مگنت :)
شِمِلـــ ـــیـــا
۲۷ مهر ۲۰:۴۷
شانزده نفر D:

من ازین گولوووله ها میخوام ۶ تا -_-

پاسخ :

بیشتر :))) تازه دفعات متعدد ! :)))
حالا چرا شیش تا ؟! 
قابل نداره ..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان