Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

کلی بغض پشت این هنجره ی تیکه پاره ـَس >_<

چون خیلی قسمت هاش تعریف کردنی نیست ، من ترجیح میدم موردی بنویسم :))
 1. یکی از بزرگ ترین حسرتای زندگیم این بود که بشینم رو جایگاه عروس داماد ، همیشه هم به خواهر عروس که کنار عروس مینشست و با هم میخندیدن حسادت میکردم ، دیشب بهش رسیدم :)) 
 2. خیلی باحال بود اصلا ، هی منو نشون میدادن میگفتن اینم خواهر عروسه :))) شاد بودمااا ، شاد D:
 3. دوست ندارم هی بگم شوهرخواهرم :| میگم امیر :| دوستِ امیر گلفروشی داره ، یه دسته گل برای خواهرم درست کرد دوستش نداشت ، یکی درست کرد افتاد تو آب واسه جریانات باغ رفتن و این قرتی گیریا ، آخریش دیگه خوب بود به حول قوه ! :)) اون یکی که افتاد تو آب رو داد به من :)) تو عکس پست قبلی هست ..
 4. یه مهمون خیلی جالبم داشتیم ! دوستِ مامانم بهش زنگ زد گفت بیا بریم پارک ، مامانم گفت نمیتونه و عقد دخترشه و اینا ، بعد خانومه گفت من بیام طوریه ؟! مامان منم گفت نه چه طوری و بیاید و اینا .. اصلا جز دعوتی ها نبودن و خیلی هم خوشحال اومدن ، نکته ی جالبش اینجا بود که وقتی خواهرم دسته گلش رو پرت کرد افتاد دستِ دختره خانومه :)) 
  5. نمیشه آقا ، شما هر کاری هم که بکنی ، بالاخره یکی میاد تو مجلست که داد بزنه : بندرررری بزن :|
 6. واسه اولین بار نسبت به اون همه پولی که واسه کفش پاشنه  N سانتی حروم کردم راضی ـَم ، البته چیزی از کوفتگی پا و درد و اینا کم نمیکنه :| 
 7. رفتی ُ رفتش آرامشم .. : )
  8. ساعت یک نصفه شب با داداشم اینا و خواهرم اینا رفتیم دور دور ، خیلی حال داد D: ما بوق نمیزدیم دیروقت بود ، اون وقت هر کی از کنارمون رد میشد بوق بوق بوبوق بوق میکرد :)) 
  9. چرا این پسته اصلن به دل من ننشست ؟! :||
۱۷ نظر
نیلی
۱۱ شهریور ۲۳:۰۱
خوشم با خوشیت رفیق ❤
___ سلوچ
۱۱ شهریور ۲۰:۴۱
عه شما دسته گل پرت میکنین عین خارجیا؟! ما کسی از اینکارا نمیکنه
خوبه شاد بودی
نیاز داشتی فکر کنم چند روزه :)
المی ...
۱۱ شهریور ۱۹:۳۴
تو عقدم شما دست گل پرت میکنین؟:))))
ای جان من اون مورده رو خیلی دوس دست گلم افتاد دست دخترش:-D 

نیگا این که عقد بود من عروسیو میام:-D 
والا من تا بخوام خواهر عروس شم باید با دندون مصنوعیو عصا برم وسط قر بدم
نذار آرزو به دل بمونم ننه جان:-( 
ماهی گلی
۱۱ شهریور ۱۹:۰۵
خواهر عروس
خواهر عروس
خواهر عرووووسسسس:)))
ایشالا عروسی خودت
Poker Face
۱۱ شهریور ۱۹:۰۰
مبارک باشه خواهر عروس:))))))))))
جودی آبوت
۱۱ شهریور ۱۸:۵۳
ای جانم
ایشالا خودت عروس بشی بهار جان
😍😍😘😘🌹🌹
پریسا ..
۱۱ شهریور ۱۸:۳۷
چرا؟ من خیلی دوستش داشتم، مخصوصا اونجایی که دسته گل افتاد دست دختر اون خانومه، قسمتش بوده :-)
گم نام
۱۱ شهریور ۱۸:۰۲
اتفاقا به دل ما نشست
بازم مبارک باشه
Samira ..
۱۱ شهریور ۱۷:۴۲
خداقسمت نه ازین شبای خوشحالی وکیف وذوق زدگی
ستاره باران
۱۱ شهریور ۱۷:۳۰
منم عید 96 عروسی خواهرمه :) بزرگترین مشکلم اینه که لباس چی بگیرم که پوشیده باشه !! ان شاء الله خواهرت خوشبخت شه :) ان شاء الله عروسی خودت :)
ZaHrA ...
۱۱ شهریور ۱۷:۰۰
واااییی کی میشه منم خواهر عروس بشم ؟؟!!*__*
آرین :)
۱۱ شهریور ۱۶:۵۶
ولى این پیت به دل من رسوب کرد اصن :)))
خوشحالم که دیشبت به خوشحالى گذتش (;
نوبت خودتم میرسه :|
اریک لارسن
۱۱ شهریور ۱۶:۵۴
خواهر زن بودن خوبه کلا :)))))))
. عارفه .
۱۱ شهریور ۱۶:۴۵
خیلی خیلی مبارک باشه :)

پس چرا به دل ما نشست?! :؟ :)

پاسخ :

مرسی عزیزم ، خیلی خیلی سپاس گزارم :))
چون شما لطف دارین :)
Lady cyan ※※
۱۱ شهریور ۱۶:۳۷
ای جان دل ^_^
موردات رو هم خوندم
دلم بدجور هوای عروسی کرد اصلا
حدودا یک سالی هست که عروسی نرفتم :(
من خیلی با کفش پاشنه بلند اخت شدم :/
اصلا خسته نمیشم وقتی میپوشم :/
الان 3 ساله که بجای کفش معمولی پاشنه بلند میگیرم:/
ایشالا که خوشبخت شه :)
به دل من که بدجور نشست :)

پاسخ :

چیجوری تحمل میکنی ؟! 
من پام باد کرده احساس میکنم رگاش کشیده شدن اصلن :دی
لطف داری عزیزم :)
نی لبک ...
۱۱ شهریور ۱۶:۳۶
من که دوست داشتم..
ان شاءالله روزی خودت...
همیشه هم زندگیتون به شادی و عروسی باشه...:)

پاسخ :

نظر لطف شماست :))
خیلی ممنون ، به همچنین :))
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان