Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

بی ثمر تر از این کجا یابم ؟! اون گوشه ی کابینت ، پشت شیشه مربای انجیر :|

یک عدد کودک سه ساله کنار اینجانب نشسته بود و پیوسته با انگشت اشاره اش چیز ها را میکرد توی چش و چالم ، من هم که میدانید چقدر هاپو هستم این روز ها . مادرش سرکی توی اتاقم کشید و گفت : ببخشید ماهان زیاد حرف میزنه . من هم گفتم : طوری نیست ، گوش نمیدم . 

کودک نامبرده ناگهان گفت : بهار تو خونتون دسشویی دارین ؟! 

من ابتدا به هر چه اختلاف سنی ست توف کردم ، توف به زمان هایی که ما پسرخاله دخترخاله هایمان را آجی داداش صدا میزدیم و حالا کیشمیش دم دارد ، ما نداریم و همان بهار خالی هستیم . 

در درجه ی دوم گفتم شاید کودک دسشویی ـمان را ندیده است تا حالا ، یا اصلا تا حالا دسشویی ندیده است مثلا ، گناه داشت طفلکی . بعد گفتم اسکل ! تو این سه سال چه غلطی میخورد پس ؟! لذا دلمان به حال کودک کانا سوخت و طی یک جمله ی انتحاری اظهار داشتیم که :

- نه ! ما از طبیعت استفاده میکنیم !

لذا یک هو صدای خندیدن دسته جمعی طوری آمد و من برای بار n ـُم بابت اسکل کردن کودکان خجالت زده شدم .

نتایج اخلاقی :

کودکان خود را به دسشویی ببریم .

بی اعصاب ها را رها کنیم .

حضور خود را با اهنی اوهونی دارقی مارقی پارقی چیزی اعلام کنیم .

روی عروسک بی اعصاب ها توف نکنیم .

شب ها مسواک بزنیم .

مرگ بر منافق .

ددابظ :|

۲۰ نظر
SИ♡Ѡ MΛИ
۰۹ شهریور ۱۷:۲۵
فک نکنم اون بچه دیگه همون بچه ی سابقشه |:
حتی حقوق بشرم معتقد بچه مهمونو باس زد (:
تارف نکنیا D:
fatemeh hajihoseini
۰۹ شهریور ۱۳:۲۷
و نتیجه ی اخلاقی آخر:دهه نودی ها در حال به پا خیزیدند |: (:
المی ...
۰۹ شهریور ۱۲:۰۸
:))))) به جات تا تو باشی بچه رو اذیت کنی
علی محمدرضایی
۰۹ شهریور ۱۰:۳۱
چه نتایج اخلاقی های باحالی
آقای سین
۰۹ شهریور ۰۹:۴۹
مرگ بر منافق :))))))))))))))))))))))))))))))))
مترسک ‌‌
۰۹ شهریور ۰۸:۱۹
در آخر اضافه کنم که دست تو دماغ نیز نکنیم :))
ژوپیتر :)
۰۹ شهریور ۰۸:۱۲
ینی صبر ایوب داری:))
من جا تو بودم تا الان کشته بودمش:|
Eli D
۰۹ شهریور ۰۳:۰۳
+کودکان را بیشتر اسکل کنیم D: یک کیفی میدهد ک نگو  :))
آقاگل ‌‌‌‌
۰۹ شهریور ۰۲:۰۴
یاد امیرحسین خودمون افتادم!:دی
کلا اسکل کردن بچه ها یک کیف عجیبی میده! 
یکبار وسط بازی با توپش باد میومد اعصابش داغون شد برگشت گفت اه! چرا اینقدر باد میاد!
من تا نیم ساعت داشتم براش دلیل فیزیکی توضیح میدادم! بچه بنده خدا هاج و واج نگاه میکرد. بقیه هم قش و ضعف میرفتند از خنده! :دی
آرین :)
۰۹ شهریور ۰۰:۱۷
حس میکنم اینجا نظر گذاشتم!
نذاشتم؟ :|
گمـــــــشده :)
۰۹ شهریور ۰۰:۱۵
تو نخ اون ددابظ هستم.
خخخخخخ
ZaHrA ...
۰۹ شهریور ۰۰:۱۵
از طبیعت هم به عنوان دستشویی استفاده نکنیم :)) با تشکر :))
آرین :)
۰۹ شهریور ۰۰:۱۲
چه قشنگ است اینجور ضایع شدن :))))
:|
Haa Med
۰۹ شهریور ۰۰:۰۲
از طبیعت استفاده کردن حال میده :-)))
بچه های این زمونن دیگه شما به دل نگیر.
Mr. Moradi
۰۸ شهریور ۲۲:۵۹
مرگ بر آمریکا اصلا :)
مَهسا هَسدَم ツ.
۰۸ شهریور ۲۲:۵۱
وای خدا مردم از خندهههههه 😅😅😅😅😅😅😅
بهااااررر عصن روحم شاد شد با خوندن این پست خخخخخخخخ

از طبیعت استفاده کن گلم 😅😅😅
Lady cyan ※※
۰۸ شهریور ۲۲:۴۴
این بچه ها را جدی بگیرید هم اضافه کن^_^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان