Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

موقت یا دائم بودن این پست بستگی به عکس العمل شما داره :)))

آبی که مامانتون براتون میاره ، هیچ فرقی با آبی که کله تون رو میزارید به شیر میخورید نداره ، اینکه جون آدم خنک میشه مربوط به قانون دوم پاتریکه .

رساله الپاتریکیه ، باب المعجزه آف ننه ، جلد سِون پیج شوزده .

پ.ن: دانشمند جدیدم ، ناموسن عَـ*ـنمو درنیارید :|||

۱۷ نظر
SИ♡Ѡ MΛИ
۰۶ شهریور ۱۸:۳۶
دقیقا (:
مشت مامان با مشت بروسلی هیچ فرقی نداره
اینکه با اولی حال میکنی مربوط به خل چل بودنته |:
عصن هیچی (:
نه بابا انقدر شاخ هس به منو تو ع*ن درار نمیرسه D:
خانم انار
۰۶ شهریور ۱۱:۴۳
ابی که بچه واسه ننه ببره چی؟!
خانم انار
۰۶ شهریور ۱۱:۴۳
ابی که بچه واسه ننه ببره چی؟!
خانم انار
۰۶ شهریور ۱۱:۴۱
ابی که بچه واسه ننه ببره چی؟!
คຖē Şhērlฯ
۰۶ شهریور ۱۰:۳۴
من کم به مامانم میگم اب میخوام و هروقتم که میگم باکمال میل قبول میکنه.
:)
صخره .
۰۶ شهریور ۱۰:۲۶
عاشقتم بهار:-D[قهقهه]
مَهسا هَسدَم ツ.
۰۶ شهریور ۱۰:۱۳
من که هروقت به مامانم گفتم آب میخوام گفته برو بخور برا منم بیار :/

بهار :/
علی صفری
۰۶ شهریور ۰۷:۲۵
کاری که خودت انجام بدی یه چیزدیگست

ـــــ ققنوس ـــــ
۰۶ شهریور ۰۲:۰۷
الان عن رو سانسور کرده بودی مثلا ؟
Haa Med
۰۶ شهریور ۰۱:۲۳
آب شیر بهتره.
سالهاست آب شیر مینوشم.
آقاگل ‌‌‌‌
۰۶ شهریور ۰۰:۵۰
نه دیگه اشتباه کردی!
نتیجه محاسباتت اشتباهه! یک جایی به جای منها جمع کردی اشتباه شده.
چون باید بیشتر بچسبه به آدم!

آرین :)
۰۶ شهریور ۰۰:۳۹
چرا خیلى فرق دارن :|
آبى که مامان میاره مزه تمبلى میده 😂😂😂
ولى آبى که خودمون میخوریم مزه خستگى :|
yalda shirazi
۰۶ شهریور ۰۰:۳۸
یکی از تفریحات سالم من (که البته الان میفهمم چقدر مامانم رو اذیت میکردم و خدا منو ببخشه!) این بود که در عنفوان جوانی( تا برم مدرسه مثلا!) هر نصفه شب مامانمو بیدار میکردم که من آب میخوام! و اونقد اون آب یخ و خوشمزه(!) بود که واقعا جیگر آدم خنک میشد!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان