Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

هر خانه ، نیاز مبرم دارد به داشتنِ یک دختر :)

به دنیا که آمد ، در دست های کوچکش بغل بغل خوشبختی جای داده بود ، از صدای کفش هایش وقتی تاتی تاتی میکرد خوشش می آمد ، بر میگشت طرفم و با لبخند شیرینش برایم دست تکان میداد . تنها غصه ـَش این بود که چرا نمیتواند موهایش را دو گوشی ببندد ، دستِ کوچکش را میزد زیر چانه ـَش و راپانزل را با دقت میدید ، از غمِ اینکه چرا موهایش به اندازه ی راپانزل نیست چانه ـَش میلرزید ولی ، تا توی چشمانش نگاه میکردی و میگفتی تو راپانزلِ زندگیِ منی ، باز برایت شیرین میخندید .

موهای مشکی ـَش را آبشاری میبست بالاس سرش ، وقتی سخت مشغولِ کار بودم ، وقتی خودم را میان دغدغه هایم گم کرده بودم ، دست های کوچک و تپلش را می انداخت دورِ گردنم و میگفت : بابایی ؟! پول میدی برم پفک بخلم ؟! بعد میخندید و جای دندان تازه افتاده ـَش لبخندش را خواستنی تر میکرد . پول ؟! جانم به فدای لبخند هایت .. 

در اوجِ شیطنت و خندیدن هایش ، آرامشِ چشم هایش مرا به یادِ مادرش می انداخت ، گاهی دوست داشتم زمان را متوقف کنم و به شیرین زبانی هایش گوش کنم ، مثلِ وقتی که چشمانش میدرخشید و میگفت : بابا !

تازه یاد گرفته بود بند کفش هایش را خودش ببندد که فرمِ صورتیِ مدرسه ـَش را به ناچار پوشید ، آن مقنعه ی کج و کیفِ سنگین ، نشان میداد که جوجه ـَم حالا ، کلاسِ اول است ، برایم املا میگفت ، به مناسبتِ "بابا" نوشتنش جایزه میخواست ، تازه داشتم به اینکه هر شب مادرش با حوصله برایش املا بگوید و او هی بیست بگیرد عادت میکردم که تا آمدم به خودم بیایم دخترِ کوچکم بزرگ شد ، خانم شد .

یاد گرفت کیک ـَش را با بغل دستی ـَش شریک شود ، دلیل شادی باشد برای من و مادرش . آه ، زود تر از آنچه که من و مادرش فکرش را میکردیم همه ی زندگی مان در لبخند هایش خلاصه شد که بوی زندگی میداد :)

جانِ دلم ، من مطمئنم خدا همه ی نعمت هایی را که قرار بوده به من بده جمع کرده و در برقِ چشمانت به من هدیه داده ، ای به فدای "بابا" گفتنت ، تو بی شک آمده ای تا با دست های کوچکت خوشبختی های بزرگ بسازی ، آمده ای تا جان باشی در تنِ خسته ی من ، نور باشی در نگاهِ بی فروغِ من و لبخند باشی بر لبِ خشکیده ی من ..

دوستدارِ بی منتِ تو ، پدرت..

پ.ن: دوست داشتم از زبانِ یک پدر برای دخترش بنویسم ، متاسفانه من هیچ وقت نمیتونم درک کنم که حس پدر بودن چقدر باحاله ، ولی همه ی تلاشم رو کردم :)

پ.ن۲:هی نگین دخترا زیادن تو بیان ، از بین فالوئینگای من از ۱۶۸ تا ، همش ۷۵ تاش دختره ! والا به خدا :)

۲۳ نظر
بای پولار
۱۹ مرداد ۱۷:۳۸
جدا از آرزوی دخترداشتن دلم می خواد همچین بابایی هم باشم. صمیمی و رفیق با دخترش...

آره خدایی. این همه پسر کجا بودن تا حالا؟!!!
مریم بانو ...
۱۵ مرداد ۱۲:۳۹
روزت با تاخیر مبارک بهار جونم :)
امیری حسین و نعم الامیر
۱۴ مرداد ۲۰:۰۸
خیلی با متنت حال کردم خیلی خیلی خیلی...
روزت هم مبارک
ابراهیم ...
۱۴ مرداد ۱۸:۳۱
چه قدر تبریک گفتیم این روز را .
حالا یه بار دیگه با صدای بلند : روزتون مبارک :)
نگــ ❤ـار
۱۴ مرداد ۱۷:۵۱
بابای ما که اهل این ابراز علاقه ها نیس
خوش به حال این دختره
:(
آبان دخت ...
۱۴ مرداد ۱۷:۱۵
آع!ای جان...چه به دل نشست...
روزمون مباااارک ^__^
ZaHrA ...
۱۴ مرداد ۱۵:۱۴
زیاد باشیم ! چیه مگه ؟!:))
روزمون مبارک !:-D
طاها :)
۱۴ مرداد ۱۵:۰۹
خیلی زیادن
زیااااد
دخترا زیادن :|
مبارک باشه روزتون :)
آقاگل ‌‌‌‌
۱۴ مرداد ۱۵:۰۵
اصلا همه بیانی ها دخترن بگه اینکه خلافش ثابت بشه!
پسرا به انگشتای دست هم نمیرسن که.

Mr. Moradi
۱۴ مرداد ۱۴:۵۹
روزتون مبارک :)
bahar ...
۱۴ مرداد ۱۴:۵۵
(: روزت مبارک صدسال به اینا سالا(:(:
الی
۱۴ مرداد ۱۴:۳۰

چون دختر هستم از دختر تعریف نمی کنم. ولی واقعا اگه یه زندگی بدون دختر داشته باشیم یه نعمت خیلی بزرگو خدا بهمون نداده.

ان شاءالله خدا اول خودمونو صالح کنه بعد بچمون صالح بشه بعد بچمون دخترم باشه(;

yasna sadat
۱۴ مرداد ۱۴:۰۶
چه حسی دارن واقعا باباهاااا
روزت مباااااااااااااااااااااااااااااارک
مترسک ‌‌
۱۴ مرداد ۱۳:۵۰
اوخی :)) خط پاهای تپلی این فسقلی رو عشقه 3>
ree raa
۱۴ مرداد ۱۳:۳۶
خیلی بااحساس نوشته قود از زبان یه پدر... کلی چشمام قلبی شد:))
روزت میارک چشم و چراغ خونه:))❤️❤️

پاسخ :

روز تو هم مبارک جانِ دل *___*
من تنها
۱۴ مرداد ۱۳:۲۶
روزتون و روزمون مبارک♡_____♡

پاسخ :

من چرا فکر میکردم شما پسری پس ؟! :|
مقداد منطقی
۱۴ مرداد ۱۳:۲۲

سلام. مطالب اخیر شما را خواندم. خیلی خوب بود و بهره بردم.

*همچنین از شما دعوت میکنیم تا مطالب اخیر ما را هم ملاحظه کنید:

دکوراسیون منزل افراد مشهور-مایکل جکسون

پاسخ :

باشه الان میام کرور کرور کامنت میذارم واست ..!
لا اله الا الله :|
سارا ف.ن
۱۴ مرداد ۱۳:۲۱
مبارک:)

پاسخ :

مرسی ، بر تو نیز مبارک :)))
علی . ج
۱۴ مرداد ۱۳:۰۹
به خدا فهمیدیم که روز دختره :|
نمی دونم چرا 60 در صد بیانی ها هم دخترَن :/
روزتون مبارک ..

پاسخ :

آفرین :))) 
خیلی هم خوبه اصلا :)))
ممنونم *_*
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان