Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

مورد نویسی 6 ـُم

۱. من چرا اینقدر عاشق این سبکم ؟! یادمه اولین بار تحت عنوان [پ.ن نویسی] تو اسکل آباد نوشتمش ، خیلی خوبه ، آدم هر چی میخواد میگه اصلا .

۲. گفتم اسکل آباد ، من مثلا بیخیال اسکل آباد شدم که بتونم اینجا عمیقاً [شخصی] بنویسم ، ولی خب نمیدونم چرا هر روز پر خواننده تر و پر خواننده تر میشه .

۳. برنامه ی جالبی تو ذهنم دارم ، میخوام تو همون دفتر پنج تومنی کف آ سط یه جدول بیست و چهار در هفت بکشم ، ساعت به ساعتِ روزای هفته رو مبنی بر استفاده ای که ازشون کردم رنگ کنم ، بعد در ادامه ش نکته و خلاصه بنویسم تا هفته ی بعد .

۴. همیشه آرزو داشتم بتونم این کارو بکنم . 

۵. لاکِ سبزِ خیلی تیره زده بودم ، نزدیک به مشکی . استادم اومده بالا سرم میگه لاک تیره نزن ، قرمزی چیزی ! والا قدیما استادا فقط درسشون رو میدادن ، الان نمیدونم چی شده که درباره ی همه چی نظر میدن .

۶. خواهرم یه پاک کن بهم هدیه داده ، یه گله ، خیلی دوستش دارم هر چند میدونم بیشتر از هزار تومن جاش پول نداده ، مهم نفس کاره که دنبال خوشحال کردنمه .

۷. یه لحظه به خودم اومدم ، من با این همه آدمِ خوب که واسه خوشحالیم تلاش میکنن اصلا بدبخت نیستم ، من دوستام رو دارم ، خانوادم رو دارم ، از همه مهم تر بالا سری رو .

۸. یه آهنگ شاد پیدا کردم ، دختر خبرچین از عاصف ، لیوان آب دستتونه بزارید زمین و دانلودش کنید و شاد شید .

۹. من بالاخره یه روزی بابام رو متقاعد میکنم که پول برای خرج کردنه .

۱۰. یه لحظه خجالت کشیدم بابت اینکه پستام این شکلی هستن ، دوست داشتم دیگه ننویسم .

۱۱. بعد پیش خودم گفتم مثل این میمونه که من از تفکراتم خجالت بکشم ، اگه به نظرم خجالت آوره باید دست از نوشتن بکشم .

۱۲. خجالت نداره ، قرار نیست همه مثل هم باشن ، من هم کسی رو مجبور به خوندن نکردم ، غیر از اینه ؟

۱۳. خیلی وقتا میشه با آهنگای شاد گریه کرد ، مثل وقتی که میگه دوری و ازم جدایی ولی کنج دل یه جایی داری ..

۱۴. هیچ وقت با آدمای اشتباهی رفاقت نکنین ، نه اینکه طرف آدمِ بدی باشه ، نه ! ممکنه بهترین آدم باشه ولی واسه زندگیِ شما اشتباهی باشه .

۱۵. هر آدمی که ظاهراً ادعای دوستی داره ولی بهت ضربه ی روحی میزنه اشتباهیه .

۱۶. میدونی ؟! تو اشتباه ترین آدم زندگیِ من بودی ، خیلی از داشته هائی که فکر میکردم هیچ وقت از دستشون نمیدم رو ازم گرفتی .

۱۷. هیچ رقمه نمیتونم بهت حق بدم ، خیلی گند زدی ، خیلی . پای هیچ کودومم نایستادی ، به درک . ولی پررو بازی در نیار دیگه .

۱۸. هر جا احساس کردید بعضی موارد مخاطب دارن جلوی ذهنتون رو بگیرید و قانعش کنید که من منظورم یکی از دوستام بوده که از قضا دختره . با تشکر عزیزان اکوری پکوری .

۱۹. به عنوان یه عضو از خانواده ای که چهار تا پزشک داره ، میتونم به جرأت بگم با توجه به اینکه جامع آماری رشته ی تجربی اینقدر بالاست ، یعنی مردم به اینکه بچه هاشون پزشک بشن علاقمندن ، منتهی از این همه شرکت کننده تعداد معدودی قبول میشن ، باقی یک سری بازیگرِ کم شعور میشن [کاری با باقی هنرمندا ندارم ، بعضاً آدم های فوق العاده قابل احترامی هستن] و به پزشکا فحاشی میکنن .

۲۰. جدیداً انقدر از هم دور شدیم که همزمان بودنِ حضورِ خواهرم و برادرم و همسراشون تو خونه ، مثل گذر ثانیه ایِ شهاب سنگیه که هر ۱۴۷۹۶۵۰ سال یک بار تو زاویه ی سی و هفت و نیم درجه ی شمال غربی قابل مشاهده ست ؛ شده .

۲۱. دیروز یه عکس مبنی بر این دیدم که طرفدارای ایرانیِ رونالدو بهش لقبِ پدرسَـ.. دادن ، مرسی حماسه آفرینی . خوب شد الان ؟! 

۲۲. میدونی یکه و تنها بودن به این نیست که گوشیت میس کال و اینا نداشته باشه ، به اینه که هر روز هشت صد مرتبه عکس سیاه سفید لایک کنی و کسی دعوتت نکرده باشه به چالشِ مسخره ی عکس سیاهُ سفید .

۲۳. من حتی اگه دعوت میشدم هم یه عکس درست درمون از خودم ندارم که سیاه سفیدش کنم .

۲۴. هاردم و فلشم و حافظه ی تبلتم همش از عکسای اعضای خانوادم پره ، چون همیشه من عکس میگیرم و کسی نیست ازم عکس بگیره .

۲۵. عکاس هم که اصلا نکته ی مهمی نیست .

۲۶. یه چیزی فراتر از بی حوصله و عصبی ـَم ، خاک تو سرم .

۲۷. این چیزا رو تو اینستا دیدین ؟! یه چیز ژله مانندیه طرف فشارش میده صدا میده ! دلم از اونا میخواد .

۲۸. میترسم دوباره بهشون بگم بریم سفر و این سری علاوه بر روحم ، جسمم رو هم بُکُشن .

۲۹. دیگه حالم داره از جمله ی "میگذره .." بهم میخوره ، کهیر زدم بسکی شنیدمش .

۳۰. چی من رو عوض کرد ؟! هنوز پیداش نکردم .

۳۱. شاید این همون پرتگاهِ بزرگ شدنه و من پرت شدم ، یعنی دیگه از دورانِ باحالِ زندگیم خارج شدم و واردِ این فضای جدید شدم و قراره همین طوری بمونم .

۳۲. مجدداً چاکرِ مرامِ هر کسی که وقت گذاشت و اینارو خوند .

۳۳. ددابظ .

۱۷ نظر
بای پولار
۱۹ مرداد ۱۷:۳۱
من نه دعوت به این چالش عکس سیاه و سفید رو داشتم با وجود کلی لایک و نه میس کال و زنگ و پیام و تلگرام و ...
صخره .
۱۱ مرداد ۲۲:۳۶
خواندیم
لالیم...

پاسخ :

مرسی که خوندی صخی :)))
Mr. Moradi
۱۱ مرداد ۲۰:۲۰
7. دقیقاً :) البته امیدوارم هرچیزی رو که "بدبختی" حساب میکنین هم بالعکس بشه و تبدیلِ به "خوشبختی"‌ :)

پاسخ :

منم امیدوارم :))
آبان دخت ...
۱۱ مرداد ۱۹:۳۲
به قول عمو کامیارمون
تکبیر :))

:: اینطور پراکنده نویسی خیلی می چسبه...آدم از هر دری توش حرف میزنه :)

:: لاکای تیره دوست داشتنی اند :) استاده چه پرروئه عا :| عجبزج :/

پاسخ :

آدرس عمو کامیار رو میشه بدی ؟! :)
خیلی میچسبه :)))
خیلی پرروئه !
مترسک ‌‌
۱۱ مرداد ۱۷:۵۹
خوندم ولی نظر خاصی ندارم، می‌شه ساکت همین گوشه بشینم؟ قول میدم شیطونی نکنم :)

پاسخ :

چرا نشه :))
میتونی بازی هم بکنی البته :))
ZaHrA ...
۱۱ مرداد ۱۷:۵۱
منم دلم میخواد برم مسافرت ولی به اینکه کسی اعصابم رو خرد کنه نمیارزه !
مسافرت برا خوش گذرونی ه بابا !:)

پاسخ :

دقیقن ! :))
هذیان سرا
۱۱ مرداد ۱۷:۴۲
آخ دردِ بزرگیه! منم همیشه از همه اعضای خونواده عکس میگیرم ولی کسی نیس از من عکس بگیره :(
ددابظ:( 

+ دیگه نمیگم میگذره، کهیر نزن لطفن:دی

پاسخ :

خیلی بزرگ ..
ددابظ :))
+دمت گرم :دی
ماهی گلی
۱۱ مرداد ۱۷:۴۱
مورد ۱۹ خخخخخ :)))))))

منم کلی عکس سیاه سفید لایکیدم هیشکی دعوتم نکرد:(
عکسای منم همه سلفی ن کسی ازم عکس نمیگیره..

اخ میدونی الان دلم چی خواس؟از اون ادمایی که بی هوا ازت عکس میگیرن:))
البته از اون مدلش که بعد قربون صدقت میرنا نه از اونا که سوژه ت میکنن

پاسخ :

والا :))) دروغ میگم مرضیه ؟!
عه تو هم ؟!
اره ، از اینا که بعدم عکستو نگه میدارن وقتی نیستی نگاش میکنن :دی
سُـرور ..
۱۱ مرداد ۱۷:۲۳
ددابظ آخر منو کشته اصلا!!

پاسخ :

ددابظ اخر حرفام کشته زیاد میده قالباً :دی
parisa .A
۱۱ مرداد ۱۶:۵۸
لاک تیره چشه مگه برا دلش ادم لاک میزنه :)))
۱۳_سااااامیییییی ژوووون :)))))♡
چرا سلفی نمیگیری؟
خب بهشون بگو یادتون باشه ، تگم نکردین ! 
اون ژله ماننده رو هم میشه تگم کنی؟ پلیز ! 
من به شخصه چاکر همه چیتم هستم ! فقط صوبتم نمیاد ! 

پاسخ :

والا :))
ژون ژون :)
سلفی میگیرم همش :)
عزیزم *_* چقدر تو خوبی آخه *_*
من تنها
۱۱ مرداد ۱۶:۵۸
۱.جالبه به نظرم
۲.چون خیلی خوب مینویسی،من تازه اومدم ولی خیلی وقته پستاتو میخونم.
۳.ایده جالبیه
۴. :)
۵. استادم استادای قدیم...
۶. مبارکه!
۷. ازهمه مهمتر اون بالاسریه
۸. چشم
۹. ...
۱۰. نه خوبه که :|
۱۱. ...
۱۲. نه
۱۳.اوهوم منم اینطوریم
۱۴. چشم
۱۵. ...
۱۶. ؟!؟
۱۷. ...
۱۸.؟
۱۹. خیلی معدود...خیلی
۲۰. بعضی وقتا از اینم احتمالش کمتره!
۲۱.نظری ندارم:|
۲۲. ...
۲۳. ههه
۲۴. یه حقیقته که خیلیا دچارشن.
۲۵. نه...مثه عوامل پشت صحنه میمونه
۲۶. خدانکنه
۲۷. ندیدم...چندش آوره که...
۲۸. ...
۲۹. اینم میگذره...》》 کهیییر!
۳۰. ...
۳۱. اینا فقط بخاطر خستگیه...
۳۲. خواهش میکنم!
۳۳. شَپَلَق!

پاسخ :

۱ممنونم ، لطف دارین :)
۲. شما خوب میخونید :)))
۳.جالبی از خودتونه :)
۵. والا ..
۶. سلامت باشین :)
۷.دقیقن ..
۸.روشن :)
۲۰. اره هی کمتر و کمتر میشه ..
۲۴. درسته ..
۲۵. خب کسی واسش مهم نیس :دی
۲۷. نه اصلا چندش نیست ، فوق العاده باحاله :)
۳۳. دوف دوف :دی
علی . ج
۱۱ مرداد ۱۶:۵۳
همه شو خوندم خواستم مثِ قبل واسه همشون بنویسم دیدم حسِش نی :(( ببخشید :))

پاسخ :

خواهش میکنم ، این چه حرفیه ؟!
کامنت نذاشته عزیزی :))
ree raa
۱۱ مرداد ۱۶:۵۳
این سبک رو منم دوست دارم. و خوندن این پستات رو هم...

پاسخ :

منم دوستت دارم *___*
گم نام
۱۱ مرداد ۱۶:۵۱
مجموعه نوشته های یک ذهن آشفته:)

پاسخ :

دقیقاً آشفته ..
mali chek
۱۱ مرداد ۱۶:۴۵
منم این سبک را بیسیار دوست میدارم ادم قشنگ ذهنش خالی میشه 
درگیر کف آ سط بودما خدا نکشتت 😂😅
میگفتی استاد چیکار به لاک من داری برو درستو بده 😐
هرکی دوستی مثل من داره خیلی خوشبخته قدر منو بدون 😎😜
دختر خبرچین ؟ خبرچین ابراز علاقس دیگه :)
خجالت نکش جانکم چون غیر ازین نیست 😊
من وقتی غمگین باشم با آهنگای شادم گریه میکنم 
واقعا از رفاقت با بعضی ادما پشیمونم اما چه میشه کرد 😕پشیمونی سودی نداره فقط باس عبرت گرفت
منم معمولا عکاسم البته به خواسته خودم :)
به خودت نگو خاک تو سرم 😒😡
خاکتم 😆✋

پاسخ :

دقیقاً همین طوره :)))
ای ژان *_*
بله که خوشبخته ، چند تا شملیلاااا هس مگه ؟! :)
قربانت بچسبم انقدر مهربونی :)))
چشم :)))
این چه حرفیه ، چاخلصتم من :))
سارا ف.ن
۱۱ مرداد ۱۶:۱۲
من عاااشق لاکای تیره عم:)

پاسخ :

منم :)
طاها :)
۱۱ مرداد ۱۶:۰۷
مورد نویسی
تا حالا ندیده بودمش!
ولی الان دیدم کار باحالیه :))
راستی من برگشتم :|

پاسخ :

زیارت قبول :دی
اره دیدم :)
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان