Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

بحث کردن به هیچ وجه نتیجه نمیده !

سه ساعت تمام با پدرم حرف زدم ، آخرین باری که اینقدر همدیگه رو تحمل کردیم دقیق یادم نیست ، فقط قرار گذاشتم که حالا که قراره برم چیزی رو بخونم که اونا میخوان ، انتظار هدف نداشته باشن از من ، من مثل کسی ئَم که فقط با راه همراهی میکنه ..

میگه اگه تو شهرمون کسی رو قبول نداری پاشو بریم تهران ، اصفهان ، بالاخره یه نفر پیدا میشه که جوابت رو بده ، گفتم نیازی نیست ، ولی چقدر دلم میخواست بگم من به مشاور احتیاج ندارم ، بهم نگین تو هیچی نمیشی ، سرم داد نزنین ، خودم بالاخره یه غلطی میکنم با این همه استعداد خدادادی به قول خودتون ..

خودم شنیدم استادِ فیزیکم به پدرم گفت دیگه نیارش .. همه ی مباحث رو بلده ، ولی بابام به روی خودش نیاورد ، بعد که برگشتیم بهم گفت باید بیشتر تمرین کنم .. خب مثلا یه آفرین میگفت چی میشد ؟!

فردا پس فردا ، هر وقت آینده ی یه بچه افتاد تو دست من ، اگه گفت کوفت میخوام ، میبرمش مهدِ کوفتِ جهان تا به همه ثابت کنه وقتی هم استعداد هست هم علاقه ، حقایق جامعه هیچ غلطی نمیتونه بکنه ..

من وبلاگم رو نگه داشتم برای چی ؟! بیام چی بنویسم ؟! کسی که قراره راه خانواده ش رو ادامه بده وقت وبلاگ نویسی نداره که .. فقط وقت داره بره مبحث خون بخونه حالش بهم بخوره .. بره بمیره اصلا با این منطقشون ..

چی میگی بابا ؟! وبلاگ ؟!

خودت چرا زنده ای اصلا ؟! برو بمیر ، برو بمیر ببینن میتونن از مُرده ت دکتر در بیارن یا نه .. مرسی واقعا ، هیچ وقت حواسشون نیست ، هیچ وقت نیومدن مدرسه ببینن من چیکار میکنم ! اون وقت الان که وقت انتخاب کردن راه یک عمر زندگیه یادشون افتاده عهههههه ! این بچمونه !!!! چقدر بزرگ شد الکی !!! بزار بریم یکم حرفامونو بهش تحمیل کنیم !!! یکمم بگیم تو هیچی نمیشی !!! یکمم بگیم مهندسا خرن !!! دیگه ددابظ !!!

شرایط روحیِ داغون میدونی یعنی چی ؟! 

یعنی ما بهت تحمیل نمیکنیم که چی بخونی ، ولی هر روز هفته واست کلاس میگیرن که تو کنکور تجربی موفق باشی !

پ.ن: شدیداً به دعای شما برای هر چه سریع تر راهی دیار باقی شدن نیازمندیم .. 

۴۶ نظر
Tamana .....
۰۱ مرداد ۱۲:۳۱
دعات میکنم عزیزم 
بهار تو هرچی خودت میخای رو انجام بده یا حداقل اگه تحمیل شده انتخابی کردی انقد به خودت تلقین نکن .
برو ریاضی اونقدری موفق شو که بهت افتخار کنن نکردنم مهم نیس 

پاسخ :

صحیح :|
علی ...
۰۱ مرداد ۱۱:۵۹
تهدیدشون کن :/ [همون شکلکه که چشماش سفیده و رو به بالا نگاه میکنه] 

پاسخ :

تهدید کنم به چی ؟!
چیزی مهم نیست براشون ..
بای پولار
۰۱ مرداد ۰۸:۳۷
حتی توی سیاست چماق و هویج! هم یه هویجی به عنوان تشویق می ذارن. ولی آخ که بدم می آد از این پلیتیک چماق خالی...

روی من که جواب معکوس داد و نه تنها اونی نشدم که خانواده می خواست. خودم هم خواسته هام رو گم کردم و کلا شدم یه انگل اجتماع فی الواقع.....

پاسخ :

منم قراره انگل بشم :دی
امیری حسین و نعم الامیر
۳۱ تیر ۱۹:۱۲
جلو بابام نمیخونم^_^

پاسخ :

ولی بخون :)
reyhane aa
۳۱ تیر ۱۴:۱۴
دوست من عاشق وکالت بود دوتا مشکل 1.پدر و مادرش وکالت دوس نداشتن2 .%95 مدارس فرزانگان رشته انسانی ندارن و پدر و مادرش بشدت مخالف بودن که تو میخوای سمپادو ول کنی بری مدرسه معمولی که انسانی بخونی چی بشی تهش؟!
سال دوم و سومو بزور خوند کسی که مخ ریاضی فیزیک و ادبیات و عربی بود...امسال فقط گریه می کرد فقط گریه چون حالش از زیست و بیمارستان و خون بهم میخورد 

یه چیز دیگه م بگم نگا نکن الان برای رشته مهندسی کار خوب زیاد نیست واسه اینه که دهه60 هجوم به رشته ریاضی داشته(گرچه اطرافیان ما رشته ریاضی خوندن الان بسیار راضین کار و موقیعت عالی دارن)چند سال دیگه برعکس میشه

حتما برو پیش مشاور ،یکی از بچه ها باباش میگفت حتما بره تجربی با مشاور و مدیر زد وبند کردن به باباش نگفتن رفت ریاضی دوماه از سال گذشته بود بهش گفتن باباهه موند تو عمل انجام شده .رتبه کشوری کنکورش شد 33،باباش کل محدوده مدرس شو شیرینی داد داشت بال در میاورد

پاسخ :

مرسی از نظرت دوستِ من :)
yasi adkd
۳۱ تیر ۱۲:۰۴
درکت میکنم :)

منم به خاطر حرف پدر و مادرم مجبور شدم از ریاضی دست بکشم و برم تجربی :( ...

پاسخ :

عه تو هم ؟ :)
ح.آ :)
۳۱ تیر ۱۱:۱۰
می دونم عزیزم این حرفا رو ... من کاری ب دکترا ندارم ..دارم میگم استعدادتو توی همون رشته ای ب کار ببر ک دوس داری :))
دکترای خی لی زیادی بودن ک خی لی عالی بودن ...اما دور و برمون متاسفانه پزشک هایی هم هستند که فقط اسم شون پزشکه!من نخواستم بی احترامی بکنم ب دکترا ؛ منظورم این بود ک الان دیگه همه دارن میرن سمت تجربی و دکتر میشن و حتی کسایی ک استعدادشو ندارن ...فقط و فقط ب خاطر پول و شوهر دکتر و این چیزا!!
بعضیا البته اینجورین ک میشناسم شون ...
تو اگه فکر می کنی یک دکتری میشی که موفقه و هدفش فقط نجات جون مردمه و این حرفا پس برو سمتش ..اما اگه فکر می کنی توی همون ریاضی موفق تری پس ب نظرم تمام تلاش تو بکن ک بری ریاضی ؛ اگه هم نتونستی اون اول یا دوم دبیرستان دیگه تغییر رشته بده برو ریاضی یجوری و تا اون موقع نظر مامان باباتو عوض کن ...یاهم اینکه توی کنکور ریاضی شرکت می کنی...موفق باشی بهار جان :))

پاسخ :

آها ، خب درست میگین :))))
الان دیگه قانع شدم که برم تجربی ..
ممنونم از آرزوی موفقیت ، شما هم همین طور :-*
نیلی مثه آبی
۳۰ تیر ۲۳:۴۹
هر تصمیمی گرفتی برامون بگو ... اگه دوست داشتی :))))

پاسخ :

میرم تجربی :)
مریم y.
۲۹ تیر ۰۷:۲۴
بعضی مواقع منطق پدر مادرا به صفر مطلق میرسه :ا

پاسخ :

شاید ..
zoHre ss
۲۹ تیر ۰۰:۵۳
اگه میگن مشاور مخالفت نکن...
اتفاقن شاید بتونی از طریق مشاور راضیشون کنی!

پاسخ :

بعید میدونم .. 
Bi Khab
۲۸ تیر ۲۳:۰۲
عجبا
اونور هم واستون پیغام گذاشتم
حتما پای یک مشاور کاربلد رو به بحثتون باز کنید مطمئن باشید اگر اون مشاور حرفه ای باشه پدر و مادر شما که سهله،
یک شهر رو میتونه راضی کنه که چکار بکنن چکار نکنن
مشاور جماعت استاد قانع کردنه
من خودم تجربشو دارم.
در ضمن
گاهی انسان علایق زودگذر داره که به مرور زمان عوض میشن مثل خیلی از رفقای خودم که اومدن ریاضی فیزیک بعد گفتن ما عجب اشتباهی کردیم اومدیم این رشته ی خشک فلان فلان ولی منی که بهش علاقه داشتم از این هم جلوتر رفتم و توی دانشگاه یک رشته ی بسیار بسیار پایه انتخاب کردم که به هرکی میگم،
میگه چجوری نخشکیدی تاحالا؟؟؟؟؟
تمام این مشکلات با صحبت کردن با مشاور حل میشه.
اول خودتون با مشاور صحبت کنید و ازش واقعا کمک بخواهید بعد هم مادر و پدرتون رو وارد ماجرای مشاور کنید.
امیدوارم که حتما میتونید راه درست رو انتخاب کنید...

پاسخ :

ممنون از پیشنهادتون :)
مچکرم ، لطف دارید ..
پریسا ..
۲۸ تیر ۲۲:۴۹
خیلی شرایط سختیه، خیلی از موقع ها پدر و مادرها فکر می کنند صلاح بچه شون رو میدونن، بعد معلوم میشه نمی دونستن، اون موقع ها حال پدر و مادره خیلی بیشتر از بچه هه بد میشه، خیلی سخت و دردناکه :-(

ولی یه چیزی رو بهت بگم بهار جونم؟ واقعیت اینه که خیلی از چیزها رو باید تجربه کرد، به نظر من تو این مملکت رشته ها خیلی با هم فرق نمی کنند :-| ولی تجربی به طور خاص امکان مستقل کار کردن را خیلی خیلی خیلی بیشتر برایت فراهم می کنه، رشته های گروه ریاضی، حتی وقتی خفن ترینش رو در بهترین دانشگاه میخونی خیلی از موقعها تبدیل میشی به یک کارمند محض :-| (و چون هنوز چیزی به اسم کنکور داریم اینجا، با همه استعداد و توانایی و این حرفا ممکنه یک اتفاق غیرمنتظره بیفته و باعث بشه زبونم لال معماری قبول نشی مثلاً)

نمیگم خوبه یا بده، ولی در تجربی این مدل کارمندی نیست، داروسازی، پزشکی، و همه شاخه های جانبی اش مثل فیزیوتراپی، رادیولوژی و ... خیلی خیلی ساده تر می تونی مستقل کار کنی

حالا می خواهم بگم سر لج باهاشون زندگی خودت رو خراب نکن، ادامه تحصیل تو یک رشته خاص رو اون قدر رویا نکن، که مجبور بشی با رویای اونها زندگی بکنی

 بعدتر، وقتی که خیلی بزرگتر شدی، وقتی دانشگاهت تموم شد، سر کار رفتی و خیلی گذشت، می فهمی که اصلاً ارزشش رو نداشته، چون واقعاً رشته ها خیلی با هم فرق ندارن :-|

پاسخ :

اره .. میبینن بچه شون نه تنها موفق نشده ، که بدبخت ترینِ عالم شده ..
درست میگی ، کاملا ً قبول دارم :) 
صخره .
۲۸ تیر ۲۲:۴۶
این پست همزاد پنداری شدید میخوره

پاسخ :

مرسی ..
ف. ش.
۲۸ تیر ۲۲:۱۳
هی میگم نظر ندم، چون من جای تو نیستم و حالتو به طور کامل درک نمی کنم و فک نمی کنم کسی هم بتونه و مشاوره بده!
ولی میگم که امیدوارم بالاخره به یه سرانجام خوب برسی ((((((((:

پاسخ :

ممنونم هم دهه ای ، تو هم همین طور :)
گل نرگس
۲۸ تیر ۱۹:۲۱
ای جان عزیزم خودتو ناراحت نکن...آروم باهاشون حرف بزن.... راضی میشن مطمین باش...

پاسخ :

امیدوارم ..
یوکتو :)
۲۸ تیر ۱۶:۴۱
خب حتی اگه تا آخرش هم نتونستی متقاعدشون کنی ، و پزشکی هم قبول نشدی ، با وجود اینکه رشته ات تجربیه ، درنهایت میتونی دانشگاه آزاد معماری یا وکالت بخونی که علاقه خودته.

پاسخ :

دانشگاه آزاد ؟!
پول نداریم اقااااا :دی
ریحانه. الف :)
۲۸ تیر ۱۶:۳۹
مادر و پدرها خی لی دوس دارن بچه هاشون دکتر بشن و این طبیعیه و چیز عجیبی نیست ؛ اما اراده و علاقه ی خود اون دختر یا پسرمهمه ...و در این هم شکی نیست که اگر به چیزی علاقه داشته باشی بالاخره یه روزی بهش میرسی .... و اینکه حتی پوریاپورسرخ هیچوقت فکر نمی کرد بازیگر شه یا بعضی از بازیگرای دیگه ...
این حرفا که توی این مملکت علاقه و این چیزا مهم نیست همش الکیه ...یعنی چی علاقه مهم نیس؟مگه مملت ما چشه؟!درسته که همچین وضعیت خوبی هم نداره ایران ؛ اما خی لی از وکلا و مهندسا و خلبانا و ورزشکارایی بودن که برای ایران افتخار آفرینی کردن و شناخته هم شدن ؛ ولی فکر نکنم پزشکی بوده باشه که تا حالا افتخاری آفرینی کرده باشه!البته جدیدا رو میگم!کاری ب دکتر قریب و ابن سینا و آذر اندامی و غیره ندارم!
مامان منم همینطوریه!خوب دوس داره دخترش دکتر بشه و ب دخترش افتخار کنه ...اویل همین مشکلات و دعواها بود ولی بعد مدتی نرم تر شد و وقتی علاقه ی من رو دید کم کم متقائد شد ... فقط نیاز به زمان داری البته چون نهمی دیگه زمانی هم نداری :||
و فقط اینکه امیدوارم بتونی بری دنبال همون چیزی که دوسش داری و موفق هم بشی :)))

پاسخ :

قبول ندارم تا حدی ، همه ی دکترا خوب نیستن ولی نود درصدشون خوبن .. 
نزنید این حرف رو ، یه پزشک حتی اگه خوب طبابت نکنه ولی بازم بخاطر اون هفت سالی که زحمت کشیده تا کم کمش دکتر عمومی بشه قابل احترامه .. افتخار آفرینی ؟! بقیه مگه افتخار آفرینی کردن ..؟!
خیلی ممنون ، لطف دارید :)
پرواز ...
۲۸ تیر ۱۶:۲۳
یعنی داغ دل منو با این پستت تازه کردی :(
گرچه من سال دوم که بودم زورم زیاد بود(! ) با هزارتا دعوا و بدبختی رفتم رشته ریاضی....بماند که عواقب این انتخابم چی بود و چقد دعوام کردن و چیا که نشد.. 
ولی بعدش بالاخره تونستن منو "مجبور" به تغییر رشته کنن :((((
تو اشتباه منو تکرار نکن ! بمون سر هدفت ... هرچی گفتن، هر شرطی گذاشتن ، هر محرومیتی گذاشتن تو رو خدا توجه نکن....بعدا مث من میشی... میرسی به مرحله ای که دیگه واقعا هیچ درسی واست لذت بخش نیست و از هیچی لذت نمیبری....میرسی به هیچی و پوچی....
امیدوارم بتونی هدف خودتو انتخاب کنی:)

پاسخ :

منم امیدوارم به پوچی نرسم ..
مچکرم ازت دوستِ من :)
نگــ ❤ـار
۲۸ تیر ۱۳:۴۳
بهار برو دنبال چیزی که دوست داری
چون اینطوری که تو از پزشکی بدت میاد حتی اگه موفقم بشی توش نمیتونی با علاقه کار کنی
پزشکی یه شغل مقدسه که باید براش از جون و دل مایه بذاری.. باید با عشق مریض ویزیت کنی.. با عشق براش نسخه بپیچی...
اینجا دیگه باید جلوی خونواده ات بایستی، باید از علاقه ات دفاع کنی...
پس فردا که توی این حرفه واست مشکل پیش اومد خانواده ای که امروز هی بهت میگفتن برو تجربی اون موقع جواب گوت نیستن!
نمیدونم چرا یاد شهرزاد افتادم با این پست..
روزگار همینه بهار.. به راحتی چیزی بهت نمیده، برای هرچیزی که میخوای به دست بیاری باید بجنگی.....

پاسخ :

درسته ، باید جنگید ..
مرسی نگار جان :)
SИ♡Ѡ MΛИ
۲۸ تیر ۱۱:۳۶
من که حرفتامو بهت گفتم (:

پاسخ :

:)
Ane sherly
۲۸ تیر ۰۹:۵۹
الان دقیقا توچی دوسدالی؟

پاسخ :

تو کامنتای قبلی گفتم :)
نیلی مثه آبی
۲۸ تیر ۰۹:۲۷
'من ترجیح میدم تو کاری که دوسش دارم شکست بخورم ، تا اینکه تو کاری که دوسش ندارم موفق شم ' :)))))

پاسخ :

راضیم ازت نیلو :)))
نستی
۲۸ تیر ۰۹:۲۵
ببین،الان معلم های منم دارن با خودم کنکور میدن!همه دارن میان سمت این رشته ... هممممه ! تو اگه پی علاقت بری خیلی خوبه ، چون با عشق درس میخونی ! ولی خب وقتی اینهمه راه رو بری و در آینده نه درآمدی نه کار درست حسابی ... مجبوری برگردی همین جایی که الان دارن هلت میدن! سعی کن دوسش داشته باشی :)

پاسخ :

مجبورم دوستش داشته باشم :)
fatemeh hajihoseini
۲۸ تیر ۰۹:۱۱
چیزه...
الان ترسوندی منو |:
درسته هنوز وقت دارم اما اگه مامان بابای منم بخوان این کارا رو بکنن که بدبخت میشم که |:

پاسخ :

بدبخت نمیشی ، مجبور میشی :)
مترسک ‌‌
۲۸ تیر ۰۸:۱۸
در ادامه فرمایشات آقاگل جان عرض کنم که اگه تو بخوای، می‌تونی و هیچ عاملی هم نمی‌تونه مانع رسیدن به اهدف و علایقت بشه...

پاسخ :

امیدوارم ..
aliaa12 !!!
۲۸ تیر ۰۷:۳۸
نفس عمیق چیست!؟

پاسخ :

چیزی که من قادر به کشیدنش نیستم :)
محمد دانشمند
۲۸ تیر ۰۶:۴۱
بازم دم بابات گرم یچیزی میگه قابل درک...بابای من خعلی جالبه...میگه این جا جای دوست دارم نیست میگم خو چرا باید برم تجربی میگه چون دوست دارم....د آخه مرد مومن تو خونه ای که کل خانواده یه طرف من یه طرف انتظار داری بشم استیون هاوکینگ؟؟؟ انتظار داری بشم مریم میرزا خانی؟؟؟انیشتین؟؟؟کامران وفا؟؟؟
انتظار داری برم دانشگاه هاروارد؟؟؟ام آی تی؟؟؟؟ آکسفرد؟؟؟
نچ، نه نمیشه...الان سر لج بازی با بابام یه هفته اس نمازو گذاشتم کنار .... داشتیم بحث میکردیم برگشت گفت نازتو بخون که حد اقل ریاضی میری خدا کمکت کنه یه 2 بیاری... منم گفتم نماز نمیخونم...ریاضی هم میرم...میخوام ببینم کی میتونه نمره زیر 14 بهم بده....

پاسخ :

هر کاری میکنی نمازت رو بخون ، با بابات لج کردی با خدا که مشکلی نیست :)
ماشالاح بر تو :)
آقاگل ‌‌‌‌
۲۸ تیر ۰۲:۱۴
ببین اینتخاب رشته دبیرستان رو اینقدرهام جدی نگیر.
دو اینکه بعنوان یک مشاور و یک  پیشکسوت میگم اگه واقعا به موردی علاقه داری. و دلیل های محکمی هم برای این علاقه هست سفت بچسبش و با ناملایمات خونواده و اطرافیانت بجنگ. ولیی به شرط اینکه این علاقه واقعا آگاهانه باشه.
.
مورد بعدهم اینکه مهم نیست فعلا چه رشته ای میخونی. موقع کنکور اگه ریاضی باشی هم میتونی تجربی کنکور بدی و بلعکس! اگه تجربیی میتونی ریاضی کنکور بدی. فقط اینکه بعضی درس هارو خودت باید بخونی. و اگه کنکور هم قبول شدی تابستونش یکی دو تا درس رو غیرحضوری امتحانش رو بدی.
اینو من بخصوص به بچه هایی که قصد دارن برن تجربی میگم! اینکه بیان و یک سال اول رو ریاضی بخونن بعد تغییر رشته بدن مجدد به تجربی. این شکلی پایه ریاضیت هم قوی تر میشه.

پاسخ :

نمیشه آقاگل ، قانونش رو برداشتن .. باید اگه میخوام این کارو بکنم هم دیپلم ریاضی بگیرم هم تجربی ..
خواهر برادرمم همین کار رو کردن ، ولی الان مثل اینکه نمیشه ... نه که نشه ، سخت شده ..
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۲۸ تیر ۰۱:۱۰
بهــــار به همین ســـــوی چراغ قسم شیرمو حلالت نمیکنم پی علاقت نری😂😃😉😆

پاسخ :

:)
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۲۸ تیر ۰۱:۰۳
بهار همش دارم فک میکنم حق و ب خونوادت بدم نمیشه...
منم ازین ماجراها داشتمـ ولی خانواده گفت برو پـی علاقت ولی هر تو سختی و مشکل گیر کردنی گردن خودت...من رفتم پی هدفم پی علاقم به این فک کن بهار تو بری تو راه اون چیزی که علاقه نداری دیگه هـــیچ راه برگشتی نداری اونوقت تو با یه دنیا استعدادی که خونوادت میگن میمونی و حرفای بی حساب پافشـاری کن زود وا نده تلاش کن با وبلاگ پاک کردنت با رفتن تو راهی که هیچ علاقه ای نداری هیچـــوقت نمیتونی به اون چیزی که میخوای برسی الان تو قسمت سربالایی زندگیتی به خدا که وقتی ازـهدفت دور شی دیگه هیچ انگیزه ای واسه ادامه راه نمیمونه بهار جان ولی حتما به یه نفر اینارو بگو شاید درست شد حرفت که کاملا منطقیه از نظر امیدوارم با مشکلاتت با مرررگ [دور از جون] یا پاک کردن وبلاگت کنار نیای که میام برات میبافمت قاموسا❤😃

پاسخ :

مرسی سحر جان ، امیدوارم که موفق باشی تو راهی که انتخاب کردی :)
بنفشک ...
۲۸ تیر ۰۰:۴۳
همه ی افراد با استعداد هستند،اما اگر شما یک ماهی را بر اساس تواناییش در بالا رفتن از درخت بسنجید، آن ماهی تمام عمرش را بر این باور خواهد گذارند که یک بی دست و پای احمق است.
 اینشتین

پاسخ :

تکبیر بگم ؟! :)
رهگذر ...
۲۸ تیر ۰۰:۳۷
بهااار جان کجا میخوای بری عزیزم؟
حالا درسته سرت شلوغه ولی اینجارو حذف نکن
ی وقتایی ک خیلی خسته ای،یا ناراحت یا عصبانی ،بیا اینجا و بنویس

ما رو تنها نذار .... :(

پاسخ :

شرمنده والا ، هستیم خدمتتون ..
ژنیک :) :)
۲۸ تیر ۰۰:۲۲
دیدم که میخواى برى از وبلاگ، ولى یه تصمیم شخصیه و من توش دخالتى نمیکنم
ولى واسه این قضیه ى ناراحت کننده ى انتخاب رشتت، چرا به حرفشون گوش نمیدى و نمیرى پیش یه مشاور "خوب" ؟ 
مشاور فقط کارش این نیست که تو رو قانع کنه برى تجربى، بعضى وقتا کارش اینه که حرفاى تو رو با زیونى که اونا میفهمن به مامان و بابات منتقل کنه!
برو همینا رو به مشاور بگو، آخرین سنگتم بنداز! شاید اون بتونه باهاشون حرف بزنه که دردت چیه :)

پاسخ :

مرسی کیانا جانم :)
نمیدونم ..
ree raa
۲۸ تیر ۰۰:۱۶
واقعا که بهار ، ازت ناراحتم . اونبار که برگشتی قول دادی بیخیال وبلاگ نمیشی
جا زدن اسون ترین کاره
موفق باشی

پاسخ :

میشه ببخشی لطفن ..؟!
علی . ج
۲۸ تیر ۰۰:۱۱
چرا آخه ، یه دلیل محکمی وجود نداره ؟ مگه معماری و وکالت چیشه ؟
به خدا اگه از نظر آینده باشه کسی که به وکالت علاقه داشته باشه ماهی حداقل چند ده میلیون رو میزاره جیبش ..
همین وکیل پدرم ، میدونین چند صد ملیون از ما فقط تو این یه ساله پول گرفته ..
مگه اینجا علاقه صدق نمی کنه ؟ مگه علاقه مهم ترینش نیس ؟
من خودم به فنی خیلی خیلی علاقه دارم بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی.. هر جوری هم باشه باید برم فنی ، هر جوری ..
خواهم هم رفت ، میبینی ولی این دلیل نمی شه که خیلی خیلی ببخشید علاقه پدرتون شرطِ رشته نیست که آخه :((

پاسخ :

حرفی که بابام زد دقیقا این بود : این مملکتی ک ما داریم جای علاقه و من دوست دارم نیست ، ببین منطق چی میگه ...
خوش به حالت ، موفق باشی :)
آره خب :(
Mr. Moradi
۲۸ تیر ۰۰:۰۵
خودتون گفتین دوست دارین تجربی برین که! به جان خودم خودتون تو کامنتتون گفتید :| 
میدونم حالتون بده هااا! ولی بخاطر این چیزا حرص نخورین ... ارزش نداره واقعا :|

پاسخ :

ای کاش ارزش نداشت ..
علی گوهری
۲۷ تیر ۲۳:۲۳
میدونین
میشه در کنار کارهایی که میکنیم به علایق خودمونم بپردازیم
لزوما نباید مهندسی خواند تا مهندس شد
با کتاب و منابع برین جلو واسه خودتون لااقل

پاسخ :

علاقه هام رو حتماً دنبال میکنم :)
وال کوهان دار
۲۷ تیر ۲۳:۲۰
من نمی دونم با چه دیدی اونا رو دوست داری؟ ولی یه راه حلی  که برات وجود داره اینه که کنار درسای تجربیت اونارم جلو ببری. ولی لطفا خوب تحقیق کن ببین واقعا معماری و وکالت همون چیزیه که تو میبینی تو بازار کارو مخصوصا جامعه ایران خیلی همه چیز متفاوته با فانتری هایی که از شغلا ارائه میشه

پاسخ :

فانتزی ؟! :|
ماهی گلی
۲۷ تیر ۲۳:۱۸
اگر رشته های پزشکی رو دوس نداری زیر بار حرفشون نرو..شاید الان ازت ناراحت شن اما دوروز دیگه یادشون میره.خونواده شمام که ماشالا همه دکتر تو برو دنبال علاقه خودت.
من خودم فدای ارزوی بابام شدم.خواهرم حرفشونو گوش نکرد رف دنبال علاقش..اون موقع ناراحت شدن الان همه همه چی یادشون رفته

پاسخ :

اره خب ، ولی نمیشه ..
بابام داره همه رو قربانی آرزوش میکنه ..
ree raa
۲۷ تیر ۲۳:۰۵
بهار نذار به الان من برسی، بجنگ، نمیکشنت که! فقط یه اعصاب فولادی میخواد، اما این ،این چیزی که الان هستو و تا ابد قراره همین باشه، روحیه ادمو از بین میبره، من الان جنبه های دیگه ای زندگی رو دارم ولی از نظر علاقه به کاری که میخوام کنم هیچ،من باید صبحا پاشم برم و عصرا برگردم، و هیچ رویا و بلند پروازی و خواسته و عشقی حس نکنم! نمیدونم میفهمی چی میگم یا نه! پس اگه این مدت واسه جنگیدن داغونم بشی بهتر از این تخریب تدریجیه

پاسخ :

چقدر بده اینطوری ..
میجنگم ، حتماً ..
ree raa
۲۷ تیر ۲۳:۰۲
واقعا کاش پدر مادرا میفهمیدن این دلسوزی هاشون چطور و چقدرررررر واسه روحیه بچه ها گرون تموم میشه...
اینا رو که میخونم دردم میاد، از جایی که الان وایسادم، از شغلی که واسش هیجان زده نیستم، از همون چندین سال پیش کع دقیقا این حرفا میشست تو گوشم و تنها چیزی که مهم نبود خواسته ی من بود... ولی میدونی بهار، الان به خودم میگم حقمه! چون نجنگیدم و تسلیم راهو رفتم... امیدوارم چند سال بعدی تو مثه من نباشه 

پاسخ :

امیدوارم .. مرسی ری رای عزیزم :-*
bahar ...
۲۷ تیر ۲۲:۵۹
مرگ من بیابریم ببینم توهمزاد من نیستی؟میخوام برم تجربی نمیزارن میگن توهیچی نمیشی بایدبری انسانی،،،هی خداهی زندگی

پاسخ :

تو برعکس منی ..
وال کوهان دار
۲۷ تیر ۲۲:۵۳
خودت مگه چی دوست داری؟

پاسخ :

مطلقاً چیزی که اونا میخوان نیست ..
از معماری و وکالت خوشم میاد ، هیچ کودومم نمیزارن برم ..
بق بقو
۲۷ تیر ۲۲:۵۳
ای بابا :|
این که نمیشه ... خب از یکی دیگ بخواه که باهاشون صحبت کنه :/

پاسخ :

کسی که نخواد متقاعد بشه هر چی باهاش حرف بزنی نمیشه ..
رهگذر ...
۲۷ تیر ۲۲:۵۱
عزیزممم

من از این دوره ها و کنکور و پشت کنکور و انتخاب رشته و ... بسیار بیزارم

:/


پاسخ :

من بیشتر ..
علی گوهری
۲۷ تیر ۲۲:۳۶
من یه چیز بگم
اگه واقعا به چیزی علاقه دارین زود کوتاه نیاین
ثابت کنین بقیه اشتباه میکنن
یه کم سخته ولی خب میشه

پاسخ :

نمیشه ، 
من نمیتونم متقاعدشون کنم !!
هنر کردم بهشون فهموندم که حالا که دارم با زور میخونم ، اگه هیچی نشدم پای خودتون و اجبار خودتون !
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان