Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

ببین ناموسا بارون داره هدر میشه بیا با من قدم بزن:دی

اقا شارژرم دست خواهرم بود برده بودش مشهد ؛ الان تو چمدونشه که خونه ی مادر شوهرش ایناس !!! هر چی بهش میگم خو مومن ! بیا دویست تومنشو من خودم میدم بیا بتکون هیکلتو برو یه کابل بخر تو رو مولا !!! میگه کابل تو خوبه بعدشم میخنده :/

خلاصه که کابل ندارم و الانم گوشی بابام دستمه دارم پست میزارم :))) چقدر این بابای من گوشیش خوووووبههههه ! آقا این مال من عصن ؛ بابام ازینا میخواد چیکار :دی

شمال که بودیم ؛ یهو بی هوا میرفتم در خونه رو باز میکردم میگفتم دلااااااام ! یا مثلن وقتی میرفتیم مهمونی واقعا نمیتونستم نگم دلاااااام دوبی ددلی ! کلا سختم بود بگم سلام :/

یا مثلن موقع خداحافطی با پدربزرگ زن داداشم که خیلی آقای متین و با شخصیتی بود گفتم ددابظ ! ینی آبرو شرفم رفت !

سادیسمش به مامانمم انتقال یافته ؛ ددابظ رو واسه ناز کردن بچه ها در نقش ای جااااان استفاده میکنه :دی

کلا باید یه کمپین به نام ددابظ گویان بزنم عضو پذیرش کنم :))))

دیشب رفیقم بهم زنگ زد کلی چرت و پرت گفتیم ؛ بعد گفت تو غلط کردی واسه من سوغاتی نیاوردی الاغ نفهم گامبو بی شعور چاقالو ! بعد من بهش با یه لحن خسته ای گفتم : DDBZ باو .. بدبخت مفلوک فکر کرد فحشش دادم قطع کرد :دی 

پ.ن: ببخشید اگه پست دلنشینی نبود ؛ صرفا تلاش کردم این طوری بنویسم که طلسم اینطوری ننوشتن بشکنه ..

۲۰ نظر
SИ♡Ѡ MΛИ
۲۷ تیر ۱۰:۳۰
شارژر |:
تو خونه به شارژر من دست بزنن طرفو با اسید میشورم آویزونش میکنم جلو خورشید |:
یبار پسر عموم 1 سال ازم بزرگتره
برداشت
خدابیامرز بچه خوبی بود |:
اونوخت شارژرت تو چمدون آّجیت بوده |:
بعله
ددابظت به منم سرایت کرده
اونروز تو جمع فامیل بلند گفتم ددابظ همه یجوری نیگام کردن |:

پاسخ :

خب اخه کابلمون یکیه !
جداً ؟! :)))
parisa .A
۲۰ تیر ۱۱:۵۸
اشتباه نوشتم :دی!
خدا نکشتت !
نااااااااااااامرررررررردی نکن پاتریک 
خندم گرفت
شلام :دی :دی :دی !!!

پاسخ :

نامردی از خودمه بالام جان :دی
شلام :)))
صخره .
۲۰ تیر ۱۱:۴۹
دالی

پاسخ :

دالی صخی :))
meysam heydari
۲۰ تیر ۱۱:۴۷
یک دستگاه پیکان مدل ۴۸ بی رنگ در حد صفر بدون تصادف فروشی است
😊😉

پاسخ :

خیلی ممنون ، داریم خودمون :دی
مترسک ‌‌
۲۰ تیر ۰۸:۳۱
شارژر آیپد هم اتفاقاً دارم، بیا بگیرش D:

پاسخ :

پرت کن میگیرمش D;
لیمو ‌‌
۱۹ تیر ۲۳:۵۸
درد بی درمونیه این دلام! ددلی؟ دیدار میدُنی؟ منم سالهاست گرفتارشم:))

پاسخ :

هاها :دی
خانم انار
۱۹ تیر ۲۱:۴۷
دقیقا هیچ ارتباطی بین عنوان و متن نیست:D  ددابظ

پاسخ :

هیچ ارتباطی ! :)))
ددابظ :)
علی گوهری
۱۹ تیر ۲۰:۰۲
اینطوری نوشتِ زوری :)

پاسخ :

بله ..
ریحانه. الف :)
۱۹ تیر ۱۹:۴۱
اودفظ شنیده بودیم :/

پاسخ :

ددابظم بشنوید :)
yasna sadat
۱۹ تیر ۱۸:۲۸
چ تاثیری بر مادرت گذاشته:))

پاسخ :

خیلی اصلا :)
parisa .A
۱۹ تیر ۱۸:۱۰
منم با سلام کردن مشکل دارم
میگم هااااای ! منتها مهمونیو اینا سریع و خلاصه یه شلام میکنیم میریم !

پاسخ :

شلام :دی
آرین :)
۱۹ تیر ۱۸:۰۱
ددابظ باو  :|
اون استیکر دلام ددولی دوبی رو یادته؟  :دی
دم مامانت گرم  :/ جلیز ولیز اصن  :\
خیلی هم خوب  :)

پاسخ :

اره یادمه :))) یادم نمیره ینی :دی
یس :))
elahe sodagar
۱۹ تیر ۱۷:۴۰
خخخخ
خنده داربود

پاسخ :

:)
بابا لـــــــــــــــــــــــــــــنگ دراز
۱۹ تیر ۱۷:۳۵
فانوسأ راه نداره!
بارون خیلی شدیده!
سرما میخورم :)))
این جواب اون طرف بود :))

پاسخ :

بزار ببینم اون یکی یارم نمیاد :دی
رهگذر ...
۱۹ تیر ۱۷:۰۰
خوشحالم ک سلامت برگشتی و خوش گذشته

پاسخ :

ممنونم :-*
مترسک ‌‌
۱۹ تیر ۱۷:۰۰
حالا شارژر برای چه دیوایسی می‌خوای؟ شاید داشتم ;)

پاسخ :

واسه آیپد میخوام :)))
سیمِ آیفون یا آیواچت رو بدی حله داداچ :دی
نارین هستم :)
۱۹ تیر ۱۶:۵۹
بهار =|خدا ازت نگذره پوکیدم =)
ددابظ

پاسخ :

هار هار :)))
ددابظ :)
ماهی گلی
۱۹ تیر ۱۶:۳۳
آقا کمپینه رو زدی من اولین عضوش:)
من به شدت تاثیر پذیرم.ینی کافیه یه واژه ای رو دو سه بار کسی استفاده کنه.تبدیل میشه به تیکه کلامم!
تا الانم خیلی تلاش کردم تو پستام از ددابظ استفاده نکنم!
این کمپین رو بزنی دیگه راحت استفادش میکنم :)

پاسخ :

استفاده کن اقا حلالِ حلاله :)))
آقاگل ‌‌‌‌
۱۹ تیر ۱۶:۱۹
بارون رو بخوای هدر نشه باید ازش برق تولید کنی!
.
یعنی ضرری که گودزیلاها به زبان فارسی زدنا با شش تا فردوسی هم نمیشه جمعش کرد قاموسا!:دی

پاسخ :

اره والا ، کلا ما تخریب گریم ! وای بر ما !
گم نام
۱۹ تیر ۱۶:۱۳
عنوان باید بشه قاموسا بارون داره هدر میشه:)))

پاسخ :

اره حواسم نبود :دی
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان