Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

فعلا همین هارا داشته باشید ، من باید بروم برای پدرم پیرهن اتو کنم !

-بهار این چیه ؟!

+لاکِ .

-مال کیه ؟!

+من .

-چقدر دوستش داری ؟!

+چون هدیه ست خیلی .

-منو چقدر دوست داری ؟!

+زیاد .

-بیشتر از این ؟!

+آره خب .

-پس مال من D;

+خفه شو قربونت برم من الهی :|

پ.ن: به صورت یهویی همین چند دقیقه پیش بابام گفت یک شنبه میریم شمال :)))

پ.ن۲: هیچ وقت ، هیچ وقت ، هیچ وقت ، هیچ وقت ، یه دختر بچه رو با لاکاتون نذارید ! 

پ.ن۳: نمیدونم چرا اینقدر بچه ها با من خوبن ، در صورتی که من خیلی سخت میتونم تحملشون کنم !

پ.ن۴: ثانیه میرفتُ مام دست به ریشُ .. [یا یه همچی چیزی ، یهو اومد]

پ.ن۵: به جانِ باب اسفنجی این شنبه که بیاد ، هفته رو از نو میسازم عصن D;

پ.ن۶: هشت سال پیش یه همچین روزی باهم دوست شدیم ! تو پارک ، تو صفِ تاب ! حالا تیزهوشان قبول شده و من خیلی خوشحالم براش :) دوستِ اسکلِ من ^.^

پ.ن۷: چرا من اینقدر پ.ن میزنم ؟! نه واقعاً چرا ؟!

پ.ن۸: از همین الان خودتون رو واسه خوندنِ یه سفرنامه ی شونصد خطی آماده کنین :)

۲۴ نظر
Tamana .....
۱۲ تیر ۰۲:۰۴
جون سفرنامه از نوع شمالشششششش

پاسخ :

:)))
SИ♡Ѡ MΛИ
۱۱ تیر ۱۹:۱۲
خفه شو قربونت برم الهی |:
انگار یه لگد محکم بزنی بعد ماچش کنی طرفو |:
جون جون شمال ^____^
پاتریکی منم سر راه وردارین دیه 
چی میشه
یه بچه کوچولو با یه ساک دستی ریز (:
ببین چه مظلومم *__*
بچه گیام عشق لاک زدن بودم بنابراین این مورد دقیقا و شدیدا در مورده منه |:
من عاشق بچه هام ^____^
اصن بچه ای نیس من نتونم باهاش راه برم و آرومش کنم (:
جاان رپ (:
الان منم میگم ساعت رند شه بشینم وبمو بسازم نمیشه که نمیشه |:
اصن معلومه چقدر به استعداد این دوستت ایمان داشتی /:
چرا من اینقدر عاشق پن هاتم عاخه (:
جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااان
سفر نامه سفر نامه 

پاسخ :

خیلی مظلومی *___* بیا بریم دوباره عصن :دی
خیلی هم خوب ننوشتم این سریا :دی
الی
۱۱ تیر ۱۸:۰۵
لاکامو بخشیدم ب اطرافیان. لاک واقعا برای کی و چی می زنیم فک کردی؟

پاسخ :

واسه دل خودمون :)
fatemeh hajihoseini
۱۱ تیر ۱۵:۴۸
اخجون سفرنامه ی شونصد خطی ((:

پاسخ :

هاهاها :))
صخره
۱۱ تیر ۱۲:۴۶
دقیقا درست نوشتی:ثانبه نیرفت و ماهم دس به ریشو همه روزامون غروبه جمعه بود که تو دل ما در میکرد غم خستگیشو این روزا که شدیدن بی قرارم این شبا که شدیدا خرابم 
معنی نداره هیچی که برا من 
من حوصله ی هیچکیو ندارم

تعدادی فحش محبت امیز نسبت به خواننده این اثر در این کامنت بود که حذف شد:-D
دایان^_^



سفر پر ازلذتتتتتتت:)

پاسخ :

دایان ^.^~___~
مرسی صخی :)
مترسک ‌‌
۱۱ تیر ۱۱:۱۳
سفر خوش بگذره پاتریکی ;)

پاسخ :

مرسی مترسک الممالک :)))
رامین :)
۱۱ تیر ۱۰:۵۶
بهتون نمیاد پ.ن.4 گوش بدین :)))

پاسخ :

چرا خب ؟! :)))))
Lady cyan ※※
۱۱ تیر ۰۹:۳۱
و باز هم همه رفتن شمال :0

پاسخ :

هاهاها :)))
گم نام
۱۱ تیر ۰۲:۰۵
خفه شو قربونت برم من الهی
این فحشه قربون صدقه اس چیه؟

پاسخ :

به صورت دو جانبه عمل میکنه .. هم خفه شو رو گفتم ، هم مانع گریه کردن و گلایه شدم ! :)))
پریسا ..
۱۱ تیر ۰۱:۲۴
بچه ها باهات خوبن، چون نودت خیلی خوبی :-)

بچه ها در این موارد اشتباه نمی کنند :)
خوش بگذره شمال حسابی

پاسخ :

مرسی عزیزم ^.^ لطف داری ^.^
خیلی ممنون :)))
گُل نِگار
۱۱ تیر ۰۰:۵۰
نمیدونی چقدر دلم برای شمال تنگ شده..!
خیلی بهت خوش بگذره..
هواش هم عالی باشه..

پاسخ :

خیلی ممنون :)))
**مرضیه **
۱۰ تیر ۲۳:۲۵
شمال:)
خوش بگذره،کلی :)

پاسخ :

مرسی عزیزم :)
witch Aura
۱۰ تیر ۲۳:۰۵
:)) خوش بگذره دختر!

پاسخ :

مرسی دختر ! :)))
آقاگل ‌‌‌‌
۱۰ تیر ۲۳:۰۲
اصلا میگه بیاد بریم دریا کنار دریا کنار هنوز قشنگه:دی 
البته تو تاکسی شنیدما

پاسخ :

خوش به حالتون ، ما تو تاکسی فقط جونی جونم بیا دردت به جونم میشنویم :))))
آوو کادو
۱۰ تیر ۲۳:۰۰
شمال خیلی خوبه :-)

پاسخ :

خیلی :)
ژنیک :) :)
۱۰ تیر ۲۳:۰۰
خوش بگذره ^.^

پاسخ :

مرسی رفیق ^.^
طاهاعیان خوشمزه :)
۱۰ تیر ۲۲:۵۲
اوف
به قول شاعر که میگه:
خاطرات شمال محاله یادم بره
اون همه عشقو حال محاله یادم بره!!
خوش بگذره

پاسخ :

مرسی :)))
عرفـــــ ـــان
۱۰ تیر ۲۲:۱۱
خوش بگذره پاتریکی :)

پاسخ :

مرسی استاد قالبی :)))
رهگذر ...
۱۰ تیر ۲۲:۰۷
خوش بگذره بهاری :)))

پاسخ :

مرسی رهگذری ^.^
وال کوهان دار
۱۰ تیر ۲۲:۰۷
این شعر گوشه ی وبلاگت خوبه شات بگیرم بزارم اینستا :))

پاسخ :

لایک منو داشته باش از الان :)
خانم انار
۱۰ تیر ۲۲:۰۱
اینستا رو هم با عکسات بترکون پلیز:)

پاسخ :

چش چش :)))
با لبخند جواب بدم ؟! :)))
Fatemeh シ.
۱۰ تیر ۲۲:۰۰
دادی لاکروووووو 😱😱😱😱😱

پاسخ :

نه بابا ، گول نخوردم :)
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۱۰ تیر ۲۱:۵۹
واایییی انقد هوس لاک زدن کردم ماه رمضون تموم شه دلی از عزا دراریم:))

چ جالب مام هفته دیگه میریم شماااال:))

بیصبرانه منتظر سفرنامه ی شمال پاتریک میباشیم:)

پاسخ :

قربانت ، مرسی :)
علی . ج
۱۰ تیر ۲۱:۴۹
دختر هم نشدیم لاک جمع کنیم هزار رنگ :/

پاسخ :

پسر هم نشدیم هر وقت دلمون خواست با ماشین بزنیم بیرون ! :)
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان