Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

تجربه ی درک شدن ، برای اولین بار ..

- خودتو دیدی تو آینه ؟! دیدی چه قیافه ای ساختی واسه خودت ؟!

+ آره ..

- چرا این شکلی شدی ؟! کصافط غمگین که میشه خوشگل ترم میشه تازه :)

+ [پوزخند]

- بزار ببینم .. ممم .. کسی مسخرت کرده ؟!

+ نه ..

- از اینکه زهرا داره ازدواج میکنه ناراحتی ؟!

+ نه ..

- تحت فشار امتحانایی ؟!

+ نه ..

- واسه شکستن پات غصه میخوری ؟!

+ نه .. 

- پس از چی ناراحتی روان پریشِ اسکل ؟!

+ از همه چی و هیچی ..

- خوب شو .. نمیگی که خبرت ! خودت زود خودتو خوب کن .. نمیگم صدای خندیدنت بیاد تو خونه .. حداقل صدای غر زدنت بیاد .. یه چیزی بگو .. داغون میشیا !

+ [بغض]

- [بغض]

+ [گریه]

- [پناه بودن..]

گاهی وقتا لازم نیست حتماً و حتماً بفهمیم دردِ دل طرف چیه ، همین که بزاریم گریه کنه سبک میشه ..

درک کردن ، همیشه فهمیدن ِ دونه دونه غصه های طرف نیست ، گاهی به شونه خریدنِ گریه هاشه ..

۳۶ نظر
fatemeh hajihoseini
۱۷ خرداد ۱۶:۵۳
همه ی مامانا اینجورین؟
یا مامان من فقط؟
هر وقت ناراحتم،می رم بغلش،اصن مهم نیس از چی ناراحت باشم،اون آرومم می کنه.
بعضی موقعا از موهای بلندم بدم میاد و به مامانم می گم یه روز بریم کوتاهش کنیم،ولی وقتایی که ناراحتم و میرم تو بغل مامانم و اون دستشو می برم لای موهام و آرومم می کنه،دلم میخواد تا عاخر عمرم موهام و مامانم،پیشم باشن و یه ذره هم ازشون کم نشه (:

پاسخ :

خوش به حالت ..:)))
صخره
۱۴ خرداد ۰۹:۰۷
پات خوبه؟

پاسخ :

دیشب پوکید :)
هیچی درهیچی
۱۳ خرداد ۱۹:۲۱
من هیچ وقت به مرحله گریه کردن نمیرسم فقط سعی میکنم بغضامو بخورم ولی خوبه اینجور شونه هایی که توصیفشون میکنی:)

پاسخ :

بیشتر ار خوب خوبه ..:)))
نارینم :)
۱۳ خرداد ۱۸:۲۸
:) درک شدن حس خیلی خوبیه 

پاسخ :

خیلی ..
پریسا ..
۱۳ خرداد ۱۸:۱۷
ای وای پات شکسته بهار جان؟ ای دل غافل :-( دم شروع تعطیلات تابستانی آخه

پاسخ :

همین ..
چند روز مونده به عقد خواهرم ..:)))
آقاگل ‌‌‌‌
۱۳ خرداد ۱۷:۵۴
بهار پاتریکیان نبینم گریه کنه!
پاتریکی که گریه کنه دیگه پاتریک نیست جان آقاگل.
:(

پاسخ :

چشم گریه نمیکنم :)))
ree raa
۱۳ خرداد ۱۷:۲۸
چقدر بودن این آدما خوبه! بدون اینکه حرفیم بزنی میان و دست میذارن اونجای قلبت  که درد میکنه و مرهم میشن:)

پاسخ :

همون جا که درد میکنه دقیقاً ..
sevil ...
۱۳ خرداد ۱۶:۴۴
آخی عزیزم  پاس سکستهههههه؟
درکت می کنم

پاسخ :

مسکسته ..
شدید ضربه دیده ..
صخره
۱۳ خرداد ۱۶:۴۱
ارتوپد خوب میشناسی؟برو پیش یه دکتر خوب هر چی هم گفت گوش بده 
بعضی مشکلات بمونن دیگه خوب نمیشن و یه عمر محدودیتت میشن 
تهرانی؟

پاسخ :

چیز خاصی نشده ..
خوب میشم ..:(
Lady cyan ※※
۱۳ خرداد ۱۵:۲۱
من تاحالا همچین کسی رو نداشتم:-(

پاسخ :

منم بار اولم بود ..:)))
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۱۳ خرداد ۱۵:۲۱
منم به شخصه عاااااشقتم زیاد عثن:)))))چ تفاهمی بالام جان:))

هی میخوام برم حاضرشم برم بیرون هی میام اینجا جواب میدم اصن زندگی نمونده برام کع:)))))))))

پاسخ :

خخخ ،خوش گذشت حالا بهت ؟! :)))
Lady cyan ※※
۱۳ خرداد ۱۵:۲۱
عع ابجیم چت شده؟
:-(

پاسخ :

چیزی نیست :-*
مبهم الملوک
۱۳ خرداد ۱۵:۱۴
بارون های بهار رو که میدونی
قطع و وصلی داره ...یهویی میزنه اونقدر که ادمو توی 5 دقیقه خیس اب میکنه ..یه وقت هایی هم هست  دوست داری بگی بزار همین لحظه ثبت شه یه جایی  یه گوشی یه وجودی باشه برای ثبت ! 
ناراحت نبینمت 

پاسخ :

قربانِ مبهم :)))
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۱۳ خرداد ۱۴:۴۳
دوز ار جونت سحر جان://///

کلن هیشکییییییی منو دوس نداره مگه چیکارتون کردم خب....

پاسخ :

من به شخصه عاشقتم عصن :))))
کلا ابراز علاقه ی من خرکیه ، جدی نگیر منو :)))
D.r virus .ツ
۱۳ خرداد ۱۴:۴۰
پات شکسته؟ الهی خدا بد نده عزیزم
امیدوارم هیچوقت غمگین نباشی
خوش به حالت که کسیو داری که بشه به شونه هاش اعتماد کرد
امیدوارم رابطتون همیشه همینطوری بمونه

پاسخ :

مرسی ..
بازم مرسی ..
کماکان مرسی ..
Tamana .....
۱۳ خرداد ۱۴:۳۳
عاشق این شونه های ساکتم که هیچی ازت نمیپرسن بافهمن 

پاسخ :

بافهم و شوعورن :))))
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۱۳ خرداد ۱۴:۳۱
بهاااار ناراحت نبینمتااااا هرچند که نمیبینمت ولی حالا منظورم اینه ناراحت نباش کلن:)

به این فک کن چن روز دیگه ماه رمضونه باید روزه بگیریم اونوقت بشین گریه کن:)))))

نه عصن هروقت من مردم گریه کن:(

خب؟

پاسخ :

تو که نمیمیری ، عصن از قیافه ت معلومه بیخ ریش نداشتمی :)))
آخ جون ، ماه رمضون ..:)
چشم ..
مترسک ‌‌
۱۳ خرداد ۱۴:۲۵
نبینم غصه‌داری بهاری...

پاسخ :

سعی میکنم زود رو پا بشم ..:)
مرسی رفیق ..:)
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۱۳ خرداد ۱۴:۲۴
اععععععع نظرا تاییدی شدن:))))))))))))))))))

پاسخ :

اره ، صرفاً برای تنوع =)))
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۱۳ خرداد ۱۴:۲۴
خخخخ وااااییی خواهرمن خو مراقب باش...

الان چیشده شیکسته؟پوکیده؟پاشیده؟کبود شده؟ضربه دیده ؟موبرداشته؟؟؟

عاخه من دکطر بیانم واس این میپرسم:)))))

نه نمیشه پاشم پام خواب رفته ایشالا بعدن جبران میکنم:))))))))

پاسخ :

باشه نیا :))))
چطوری دکطر ؟! :))))
در مواردی ضرب دیدگی شدید ..
چش چش ..
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۱۳ خرداد ۱۴:۱۷
ینی چی خب؟؟؟؟؟؟؟؟د حرف میزنی یا پاشم؟؟؟

پاسخ :

بابا از لب جدول سر خوردم پوکیدم ..
پاشو بیا :)))))))
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۱۳ خرداد ۱۴:۱۴
بهااااااااااااااار پات چی شده؟؟؟؟؟

پاسخ :

چیز خاصی نیست ..
bahar ...
۱۳ خرداد ۱۴:۱۳
((((((: اجی طوریه شکستن من خیلی دلم میخواد دیتم بشکنه ولی نمیشکنه هاها درد داره>؟توگچ چطوریه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ :

درد داره ، ولی در حال حاضر انقدری دردای مختلف دارم که این باید بره بوق بوق کنه با ماشین کوکیش ..
گچ نگرفتم .. ولی سری قبلی که گچ گرفته بودم حس خاصی نداشت ..
صخره
۱۳ خرداد ۱۴:۰۴
پات چطوره؟

پاسخ :

والا معلوم نیست ،
داداشم و شوهر خواهرم میگن شکسته .. باز صبح رفتم دکتر ، گفت شدید ضربه دیده گچ بگیر ..
منم نگرفتم ..:)
parisa .A
۱۳ خرداد ۱۳:۵۹
عجب دیالوگ هااااایییی (((:

پاسخ :

دیگه دیگه :)))
طاها میرویسی
۱۳ خرداد ۱۳:۵۶
حرف میزنم با صدای سکوت!
یه چیز تو مایه های اون حرفت بود که گفتی از هیچی و همه چی

پاسخ :

پاردوکس کلا باحاله :))))
ماتادور ...
۱۳ خرداد ۱۳:۵۵
دیروز دیدم خبری ازت نیستا پس بگووو!پات شکسته! هی میگفتم این پاتریک کجاست تو بلاگستان خبری ازش نیست،حتما رفته تفریحی جایی.باورت بشه یا نشه واقعا به یادت بودم!
حالا چرا؟!چی شده؟!شیطونی کردی پات شکسته؟!

پاسخ :

نه شیطنت نبود .. 
مرسی عزیزم :-* لطف داری :-*
ممنون که به یادم بودی ..:)))
رهگذر ...
۱۳ خرداد ۱۳:۴۹
خوب شو :)

پاسخ :

باشه ..
Faber Castel
۱۳ خرداد ۱۳:۳۴
باس حتما یکی حالتو بپرسه بزنی زیر گریه؟
گریه کردن که بهانه نمی خواد! مثل وقتی که می خندی و گریه می کنی! :)

پاسخ :

همون وقتایی که خنده و گریه همزمان میشن ؟! :)
bahar ...
۱۳ خرداد ۱۳:۳۳
))))): پات شکسته چرا نگفتی ؟
)))))))): خوش حالم که بلاخره درک شدی

پاسخ :

چی میگفتم خب ..
ممنون ..
علیرضا یاغموری
۱۳ خرداد ۱۳:۲۰
پای رفیقم شکسته من بی خبرم 
ببین پاتریک
بعضی وقتا نباس به فکر آینده بود
فقط باید مواظب باشی تو الانت غرق نشی
تا آخرین لحظه بجنگ
بعضی وقتا هیچیت نیس
اما به اندازه کل دنیا دلت میگیره
دلت پر میشه فوران میکنه
میاد تو گلوت میشه بغض
داغه داغه
نریزی بیرون هم آتیشت میزنه هم خفت میکنه
بریز بیرون تا دلت خنک شه
از همه چیزای که سووندنش ):

پاسخ :

دقیقاً ، هیچیت نیست ولی دلت میگیره ..
استثناً این سری چیزیمم هست البته :/
نگفتم ، سوختم ، خفه شدم ..
pedram yar
۱۳ خرداد ۱۳:۱۳
خوب شو ...
پات کی شیکست ... چرا متوجه نشدم ؟
زیاد با خودت حرف میزنی ؟
پاشو خودتو لوس نکن برو ج نظرمو بده
خوب شو ...

پاسخ :

نگفتم چون .. دیروز ضرب دید ، آخرین دکتری که رفتم گفت ضرب دیده ، دو تاشونم گفتن شکسته ..
با خودم حرف نزده بودم ..:))))
جوابشو همون موقع دادم :)))
چشم ..
Fatemeh シ.
۱۳ خرداد ۱۳:۰۷
یادم نمیاد اخرین باری ک تنهایی گریه نکردم رو ....
شایدم بجز قبل ۵ سالگی دیگ هیچ وقت اتفاق نیوفتاده ....

پاسخ :

میفهمم چی میگی ..
این سری هم به عنوان اولین و آخرین بار تو خاطراتم ثبت میشه ..
Mr. Moradi
۱۳ خرداد ۱۳:۰۵
درک نمیکنم چون تا الان نبوده همچین کسی :)

پاسخ :

منم سری اول بود که درک کردم ..
حس خوبی داره بودنشون ..
:)
k!m!a ...
۱۳ خرداد ۱۳:۰۳
اوووپس گل گفتی

پاسخ :

..
:)
b lue
۱۳ خرداد ۱۳:۰۱
درک میکنم 
خریدن گریه هاش ... 

پاسخ :

دقیقاً ..
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان