Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

"من" شاهد نابودیِ دنیای "من" ــئَم ...

دیروز که در آینه خیره شده بودم ،

دخترکی که دیدم ، "من" نبود .. من این نبودم ..!

دست دراز کردم به سویش ، پنداشت این دست های بی جان به بهانه ی نوازش کردن موهایش بلند شده ..!

شانه هایش را محکم گرفتم تا فرار نکند ، چیزی انگار در صورتش میدرخشید ،

چشم هایش را میگویم ..! از شادی میدرخشید ..

بارِ نگاهِ غمدارم آوار شد روی نگاهِ معصوم و خندانش ، غم در سیاهی چمشانش ته نشین شد و

من به پائین رفتم ..!

وجودش متروک نبود .. پر از زندگی بود .. 

روح سرحالش به هر سو پر میکشید ،

جان میداد به نگاهش .. به لبخندش ..

من اما ؛ آمده بودم این "من" و تصویرش را یکی کنم ..!

همه جا رنگی بود ، صدای خنده های بی پروایش پر رنگ تر میکرد کوچه های وجودش را ..

من بیگانه بودم با این همه شادی .. با این همه زندگی که در کوچه به کوچه ی وجودش ساکن بود ..

بالاخره روحش را پیدا کردم ، داشت کوچه ی بی نهایتِ دلتنگی را بن بست میکرد ..

آه نه ..! تنها راه فرارم .. اگر دیر برسم ..

تیغ های ِ مخفی ِ توی جیب ِ پیرهنم را در آوردم ، یکی یکی به سمتش پرتاب کردم ..

میخندید .. از درد میخندید و صدای خنده های دخترک آوار میشد روی سرم ...

از جان رفت .. گریه کردن را یادش دادم ؛ 

سرش را روی شانه ام گذاشت و های های گریست ..

موهای بلندش را کوتاه کردم .. حالا با "من" یکی شده بود ..

لبخند شیرین و خواستنی اش را در مشت فشردم ..بی فروغی ِ حالش ، "من" بودن را تضمین میکرد ..

قامتش زیادی بلند بالا بود ، خَمَش کردم ، 

نگاهش زیادی دلفریب بود ، به غم مهمانش کردم ،

روحش .. روحش جان میداد وقتی نابودی وجودش را به چشم میدید ..

ته مانده ی روحِ زخمی اش را که کوچک شده بود گذاشتم توی جیبم و از چشم هایش بیرون آمدم ..!

"من" حالا یکی بود با تصویرش .. 

مُرده ..

سرد ..

متروک ..

#ب_سین


درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان