Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

میشود دیگر اعصاب من را نَپُکانید شما را به مولا ؟! :| + بعداً نوشت ...

همین الان که دارم این هارا مینویسم میتوانم فردا را تصور کنم که من نشسته ام آخر سالن دقیقاً در حلق مراقب و لحظاتی پس از شروع امتحان در حال تنظیم کردن عینکم ، به شرحی که روی زخم بینی ام قرار نگیرد و در عین حال آنقدری عقب نباشد که چشم مبارکم را کور کند و مژه های مبارک ترم را بریزد ! این درحالیست که هنوز خودکار آبی ام را از جیبم در نیاورده ام ! تا اینجا پونزده دقیقه گذشته است ! بعد مراقب به ستوه میاید ، دعوایم میکند و میگوید سوال هارا حل کنم .

بعد من شروع به حل کردن میکنم ، نهایتاً از صفحه ی اول یک نمره بنویسم ، بعد میروم صفحه ی دوم ، در همان حالی که میروم صفحه ی دوم ، بغل دستی نکبتم میگوید یک برگه ی دیگر به او بدهند تا ضمیمه ی چرت و پرت های توی برگه اش بکندش :/

بعد من یک نگاه زیر چشمی به او میکنم و از قاطر درونم استدعا میکنم برایم : بیا بریم دوبی دوبی !!! منو با خودت ببر دوبی دوبی !!! نخواند و خفه شود و بگذارد من تمرکز کنم !

هر چند اگر تمرکز کنم هم از امتحانات قاسمی هیچ نمره ای نمیگیرم ، هر چه بدهد از کَرَمِ نداشته اش میباشد !

مورد داشته ایم از فیزیک صفر بیاورم ، نه اینکه ننوشته باشم یا تقلب کرده باشم که ببیند و صفر بدهد ! آقاجان ، نوشته ام و هیچ نمره ای نگرفته ام ، خب به درک ! اصلا ً مهم نیست چون بقیه هم صفر گرفتند و فقط دو نفر داشتیم که به ترتیب یک و دو گرفتند !

من از شما میپرسم ، این دبیر دیوانه نیست ؟؟

خب وبلاگ من را که نمیخواند ، پس میتوانم بگویم ای تف تو روح پر فتوحت نکبت :///

حتی میتوانم برایش شکلک دربیاورم چون نمیبیند ، اصلا حقش است که نبیند ، هر چند وقتی هم که میبیند من وضع بهتری ندارم ، حداقل تیکه که میتوانم بیندازم !

این دری وری هارا میگویم چون اعصابم خارد است ، چون دبیر درس نمیدهد ، چون باید برویم کلاس خصوصی !!!

فکر نکنید من آنقدری مایه دار هستم که پول کلاس خصوصی داشته باشم ، نه !

ده نفری گله ای میرویم که هزینه ها تقسیم شود ، هر چند هفت نفرمان عملا ً شوت هستیم که من شوت نیستم و واقعاً دلم به حال آن شوت ها میسوزد . بدبخت ها نه در مدرسه میفهمند و نه در کلاس ! 

احساس میکنم استرس دارم ، پس میروم تَمَرگِش میکنم سر درس های نکبتی ام ! هرهرهر :|

بعداً نوشت : خدایا ، میشه لطفاً ، این سری هم کمکم کنی ؟؟ میشه لطفاً یه نتیجه ی خوب بگیرم ؟! خدایا ...

۲۶ نظر
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۲۹ ارديبهشت ۱۲:۵۰
خخخخخخخخخخخخخ واااااااای بابااااااااااا دمت گرررررررم شادمون کردی خداشادت کنه اخخخ دلم :)

خوشبختم منم عینکی ام ازین عینک خنگولیا میزنم:)))))))

پاسخ :

خوشحالم خندیدی عزیزم :)
منم همین طور ، اسکلیا :))) همه اسکلااا :))) دس دس :))
raha !!! روانیه احساس
۲۹ ارديبهشت ۱۱:۰۳
!!!!!!! خخخخ دمت گرم با متن نوشتنت ... 

پاسخ :

مخلصم :)
D.r virus .ツ
۲۹ ارديبهشت ۱۰:۴۵
خخخخخ بهاره جون کلی خندیدم
معلومه اینقدر عصبانی هستی که دوس نداری سربه تنش باشه!
ان شالله موفق میشی ابجی

پاسخ :

خوشحالم خندیدی :))))
دقیقا :)))
مرسی :)))
علی ...
۲۹ ارديبهشت ۰۰:۴۳
خدایی دلم میخواد طرف را پیداش کنم،لینک مطلبت را بدم بهش،ببینم چه واکنشی نشون میده!

پاسخ :

قطعاً میندازتم !
دختر مسلمان
۲۸ ارديبهشت ۲۳:۲۶
سلام
از دست تو :)))))) کلی خندیدم
حالا ان شاالله موفق میشی نگران نباش :)

پاسخ :

خوشحالم خندیدی عزیزم :)
ممنون ، خدا از دهنت بشنوه :)))
ساتیا سخی پور
۲۸ ارديبهشت ۲۲:۴۰
این همه نوشتی کاملا مشخصه تحت تاثیر فشار امتحاناتت کی تموم میشه این امتحان؟

پاسخ :

نونزده خرداد ! :)
مریم y.
۲۸ ارديبهشت ۲۲:۳۰
این خارد هم سوژه دست ملت شده ها :)خخخخخخخخخخخخخ

پاسخ :

اره ، میبینی تروخدا ؟! :دی
مریم y.
۲۸ ارديبهشت ۲۲:۲۸
ما یه دبیر ریاضی داشتم میومد سر کلاس (اول دبیرستان) بعد فقط از درس جدیدی که باید میداد یه مثال در حد دو دو تا چهارتا حل میکرد و میشست ما هم عین بز زل میزدیم بهش و اینگونه بود که من از ریاضی متنفر شدم اگهمثل این معلما دارین برین دفتر بخواین عوضش کنن چون هر کدوم از درسا تو ایندتون تاثیر مستقیم داره موفق باشی :)

پاسخ :

چشم حتمن :)))
مرسی ، همچنین :)))
آرین :)
۲۸ ارديبهشت ۲۱:۴۹
طبق نظر قبلی یادم رفت بگم که:
خدایی برای اولین بار در تاریخ نفرین کردن های بچه ها و خودم (:|) جواب داد  :|
دلم سوخت براش خخخ  شکلک اشک ناشی از خنده  :|

پاسخ :

شکلک دمتون گرم قاموساً :)))
آرین :)
۲۸ ارديبهشت ۲۱:۴۷
کلا روش نوشتنت عوض شد  :|

ما معلم زیست و معلم تفکرمون یکیه بعد سه شنبه هفته پیش من دهنم سرویس شد تا پروژه و گزارش رو با هم تموم کنم چون چهار شنبه روز آخر تحویل بود و از شنبه همین هفته ای دیگه مدارس تعطیل میشدن و...
من چهارشنبه رفتم این نیومده بود نکبت  :|||
بعد فهمیدیم عفونت ریه کرده بیمارستانه D:
مثلا معلم زیست هم هست خیر سرش  :/
هنوز ندیدمش ! از اون جایی که امتحان تفکر رو هم نرفتم فک کنم صفرم بده  D:
کارناممو باید از 15 حساب کنم  D:

پاسخ :

آره ، باحال تره اینطوری ، نیست ؟! :)
بدبخت ، گناه داره طفلی ..:))))
بیست میده بهت بابا ، تفکر چیه آخه ؟؟ :/ :)
رهگذر ....
۲۸ ارديبهشت ۲۱:۴۱
شاید هم بیشتر ;-)

همیشه یه سری معلم ها اینطوری ان
یه سری هم هستن ک ماه و خوبن

همش برات خاطره میشه :-)

پاسخ :

اوف اوف ، الهی صبر :)
دقیقاً :)
خاطره های خوب و بد ..:)))
yasi adkd
۲۸ ارديبهشت ۲۱:۳۵
اعصابتو خرد نکن ...
منم تو درس عربی همچین وضعی دارم و اتفاقا معلم عربی ما هم اسمش قاسمیه :(

پاسخ :

این قاسمیا کلا ً حماسه سازن :)
علیرضا یاغموری
۲۸ ارديبهشت ۲۱:۲۰
سوالای بعضی دبیرا مثل اینه 
به طرف تخم مرغ و روغن بدی
بیف استراگانف بخوای |:
یا قیمه |:
آخه بیشعور این سوالی که دادی مگه گفتی تو کلاس |:
منم سر امتحان امشب دل من هوس رطب کرده یاد میوفته |:
مرضی برا خودش

پاسخ :

خخخ :))))
تشبیهات باحالن خیلی :))))
خیلی مریضی بدیه :(
لیمو ‌‌
۲۸ ارديبهشت ۲۱:۰۴
اعصابتو خارد نکن دختر :))))

بیا من فیزیک خوندم دونشگاه، هر سوالی داشتی بپرس :)

پاسخ :

چش چش :)))
جدن ؟! خوبه رشتش ؟! :)))
gandom baanoo
۲۸ ارديبهشت ۲۰:۳۶
امیدوارم امتحانتو خوب بگیری... ❤

پاسخ :

مرسی عزیزم :)
خانم الفــــ
۲۸ ارديبهشت ۲۰:۳۴
:):) اخی یادش بخیر،،یاد دانش اموزی بخیر،،
موفق باشی ایشالا😊

پاسخ :

ممنونم :)
avangard B.m
۲۸ ارديبهشت ۲۰:۱۲
خب وبلاگ من را که نمیخواند ، پس میتوانم بگویم ای تف تو روح پر فتوحت نکبت ://
ینی عاشق این تیکه ایم که اومدی:-))
نگران نباش دبیرتون خله..دیوونه س تو فکرش نرو :-))

پاسخ :

مخلصم محیا جان :-*
خله هااا ، چش چش :)))
دچــ ــــار
۲۸ ارديبهشت ۲۰:۱۰
شما بچه مدرسه ای ها امتحان نداشتید اینقدر فعال نبودین توی بیان ! 

چه میکنه این فشار امتحان:)

پاسخ :

اره ، ادما هرچی پرمشغله تر بیکارتر :))))
Faber Castel
۲۸ ارديبهشت ۲۰:۰۹
اصلا داغونی داغون
از کلمات مشخصه خیلی داغونی!
طاقت بیار فقط! :)

پاسخ :

طاقت بیار طاقت بیار :)))
دچــ ــــار
۲۸ ارديبهشت ۱۹:۵۲
عصبانیت از دبیر :)
تمرگش!!


پاسخ :

بلیم :)
و باز هم بلیم :)
Mr. Moradi
۲۸ ارديبهشت ۱۹:۴۵
یه بار فکر داشتم دبیری که درست درس نمیداد! ولی درسش خیلی بی اهمیت بود!(تفکر و سبک زندگی)
ولی دبیرای علومم معمولا توضیحات کافی رو میدن!
وضعیت سختیه ؛ امیدوارم به خیر بگذره! 

پاسخ :

منم همین طور ، به خیر بگذره فقط ..:)
Fatemeh シ.
۲۸ ارديبهشت ۱۹:۴۵
بازم خوبه تو کلاس جزو شوتا نیستی فرزندم :)
میشود اعصابت را نپوکانند آنهارا به مولا :)

پاسخ :

میپکانند بیجول ها :|
یس ، آی ام نات شوت :)
رهگذر ....
۲۸ ارديبهشت ۱۹:۴۴
اعصاب خودت رو خورد نکن
زمان ما هم دبیرها همینطور بودن :-D

حالا سعی کن تمرکز کنی و هر قسمتی رو که بلدی خوب یاد بگیری و بعد برو سراغ مباحثی که کمی سخت هستن
تو میتونی
موفق باشی

پاسخ :

واقعاً ؟! همین قدر بی شعور ؟! :)))
چشم چشم :))) مرسی :))))
ree raa
۲۸ ارديبهشت ۱۹:۴۲
بیا بریم دوبی دوبی =))
به قول یکی از استادا تو خودشو ناراحت نکن:)) اعصابتو خارد نکن:)) 

استرس نداشته باش تلاشتم بکن نتیجش مهم نیس:)

پاسخ :

نتیجش مهمه ، تو معدلم تاثیر داره ، معدلم تو انتخاب رشتم ، انتخاب رشتم تو همه ی زندگیم ..
چش چش :))))
قاموساً بیا بریم دوبی ! ایران جای موندن نیست :دی
ابراهیم ...
۲۸ ارديبهشت ۱۹:۴۰
حتی وقتی اعصابتان خارد هست ،باز هم خیلی خوب و جذاب می نویسید.آفرین

پاسخ :

خوشحالم که به نظرتون جذابه ، ممنون :)
bahar ...
۲۸ ارديبهشت ۱۹:۳۵
خخخخ وای بهاااااااااار پوکیدم ازخنده دمت گررررررررم خخخخخخخخخخخ مخصوصا اخرش فکرنکنیدماپولدارهستیم

پاسخ :

خوشحالم خندیدی :)
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان