Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

یهویی فازِ شادی منو گرفت D;

امروز صبح درِ پارکینگو که باز کردم گفتم اوه گاش ! چه هوای دو نفره ای ! بعد هی به شدت ابرا اضافه شد ، باد اومد ، طوفان شد ، بارون گرفت به حدی که سرِ کوچه نرسیده خیس ِ خیس شدم !

انقدر خیس که نتونستم بشینم تو سرویس :))) زنگ تفریحِ سوم بود که رفتم بیرون مرور کنم مباحثو ، یکی از بچه ها ازم اشکال پرسید ، داشتم واسش توضیح میدادم که باز رگبار زد ، وقتی برگشتم سر کار خودم ، دیدم بعله ! هیچی معلوم نیست ! از هر خط نهایتاً یکی دو کلمه معلوم بود :))
اون لحظه واقعاً آرزو میکردم ای کاش دوربینم پیشم بود تا عکس میگرفتم ! انقدر حیاط مدرسه خوشگل شده بود که اصلا ً آدم باورش نمیشد اینجا بیابونه ، وی لاو یو پی ام سی ! :)))
بارون به حدی شدید بود که وقتی موهامو چلوندم ازش آب چکید ، ولی اینقدر فاز داشت که آدم دلش نمی خواست خیس نشه :)))
توضیح نوشت : به بابام گفتم بره برام گل بچینه بزارم کنارِ برگه م ، رفته واسم ترخون چیده D;
کاملا ً made in Baghche :)))) 
اون گله هم شب بو هست ، گلای عیدو کاشتیم و هنوز داریمشون :)))
فوتو بای می :))) آی لاو دیس فوتو :))) آی کنت تحمل مای سلف :))) آی ام سو هَپی فور هیچی ، جاست الکی ، جاست دورهمی :)))) 
۱۱ نظر
fatemeh hajihoseini
۲۰ ارديبهشت ۱۹:۴۹
یو آر وری خل ((:

پاسخ :

میدونم :))
Faber Castel
۲۰ ارديبهشت ۱۰:۵۰
چه شاعرانه بارون گند زد به دفترت! :)

پاسخ :

آره ، نابودش کرد :)
Mr. Moradi
۲۰ ارديبهشت ۱۰:۰۵
اینجا هم بارونه! ندیدم به آرامش بخشیه باران:)

پاسخ :

واقعاً آرامش بخشه :)
ree raa
۲۰ ارديبهشت ۰۹:۲۷
چه جزوه ی رنگی رنگی قشنگی! انگار دفتر شعره :)) عکس خیلی پرروحیه شده و نمیشه از نقش ترخون درش گذشت :))^ـ^

پاسخ :

ممنونم :)
نقش ترخون ؟! ^__^
رُز سبز
۲۰ ارديبهشت ۰۸:۱۸
هِی گِررررل !!

جاست بی هپی....

من فارسی نتوانِست !

دِ پیکچِر ایز فَنتَستیک!!

😂

پاسخ :

اوه گیرین ! :)))
اوکی اوکی :)))
من تو را نشناخت ! ایران کِیلی عوض شد :)))
ثنک یو :)))
yasna sadat
۲۰ ارديبهشت ۰۱:۱۷
چقد بارون که میومد تو مدرسه ما خوش میگذروندیم الکی خل و چل بازی خخ

پاسخ :

ما نیز :)
علی اصغر
۲۰ ارديبهشت ۰۰:۵۲
زیبا بود
حس خوشحالی داد

پاسخ :

خوشحالم :)))
آقاگل ‌‌‌‌
۲۰ ارديبهشت ۰۰:۵۱
چه ترخونه خوشگله!:دی
سازمان حمایت از پدران.

پاسخ :

خیلی خوشگله :دی
:)))
شِمِلـ ــیا
۲۰ ارديبهشت ۰۰:۴۲
میگم ، خوب میشیم :))
پست خوبی بودا ^_^

پاسخ :

من که امیدی ندارم شملیلا :))))
اره ^_^
حسین مداحی
۲۰ ارديبهشت ۰۰:۳۵
تو کل دوران تحصیلم با یه خودکار مشکی یا آبی مینوشتم. کم پیدا میشه که من دورنگ نوشته باشم!
ایشالا که همیشه شاد باشین.

پاسخ :

ممنونم :)))
رنگی نوشتن به من این انگیزه رو میده که بازم بخونم ، اگه دو رنگ بنویسم دیگه نمیخونمش ! :)
علیرضا یاغموری
۲۰ ارديبهشت ۰۰:۳۵
تصویر ایز وری بیوتی فول (:
متنه ایز وری باحال (:
ترخونم دل داره دیه
اینجا فقط صبح بارید یکم

پاسخ :

ثنک یو :))))
خوب خوندی :))))
آخه من گل میخواستم !!! ترخون ؟! :))))
اینجا خیلی بارون اومد صبح ، خیسیدیم همه :)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان