Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

همه ی شهر میدونن که چقدر دوست دارمت ، اگه با من بمونی همیشه رو سر میذارمت :)))

از فقدانِ لپتاپ رنج میبرم وگرنه براتون این آهنگ ِ عنوان و آهنگ دیگری که میفرماید : از این روز تا اون روز ، از این شب تا اون شب ، همش یادِ تو هستم ، به هیشکی دل نبستم !

 رو واستون آپلود میکردم :)))

میبینید صداقتِ آهنگ های اون زمان رو ؟! طرف خیلی صادق میگه از اون وقت که دیدمت به فکرتم ، دیگه کار به ماقبل و رفقای مونث پیشینم نداشته باش D;

نمیدونم چرا وقتِ امتحانا که میشه رَد میده مخم :-" عصن یه جورِ ناجوری شاس میزنم  D;

در راستای تلاش برای به پایان رسوندنِ شیمی و در مواردی قرآن که هنوز درس دومم ، به این نتیجه رسیدم که طرحِ روی کتابم خیلی زشته ! 

فلهذا رنگش کردم ، بعدشم روش تافت زدم که رنگش نره ، دیگه تضمینی رنگش نمیره ! همین طور بوش البته :|

و من کماکان دارم آب خنک میخورم  D; خیلی خوبه البته ، چون مامانم دیگه بهم نمیگه پاشو برو بِگُمش سرِ درست !

و خب یه بدی داره اونم اینه که مامانم دیگه بهم نمیگه پاشو برو بِگُمش سرِ درست و اینطوری میشه که هنوز درسِ دوم امتحانِ فردام  D

از همین تیریبون اظهار خوشبختی میکنم بابتِ داشتنِ زنداداشم که کلیدو از داداشم گرفته و واسم توشه آورده :)))

و دیگه از همون تیریبون میگم که باتوجه به مبانی شیمی ، اگه ما عقل و شعور رو مهم ترین عناصرِ تشکیل دهنده ی هر آدم بدونیم ، پس میتونیم ادعا کنیم هر شخصی که یکی از این دو مورد رو نداشته باشه آدم نیست !

[تفاسیر الپاتریکیه ، باب الکیمیستری]

دیگه صوبتی ندارم :|

ددابظ :|

۱۸ نظر
آرین :)
۲۲ ارديبهشت ۱۴:۳۷
:)

پاسخ :

میخند ؟! :)
رهگذر ....
۲۱ ارديبهشت ۱۰:۱۶
ببینم تو پست میذاشتی.بعد من خبر نداشتمممم!
یه بار اومدم گفتم دلم برات تنگ شده ک
نگفتم؟؟؟
ای ول.خدا ازین زنداداشا نصیب ما نکرده ک.والا بوخودا
تو امتحاناتتم موفق باشی

پاسخ :

ای وای =)))
اظهار دلتنگی بک :)))
^___^ 
مرسی عزیزم ، همچنین :-*
بابا لنگ دراز
۲۱ ارديبهشت ۰۲:۱۵
جوونای ما دارن به چه سمتتتیی میرن؟؟
:))
دوستان از پشت صحنه اعلام کردن دربست گرفتن سمت آزادی :)

یعنی زندانی کردنتون؟؟
چه قدر با اراده!

پاسخ :

دمِ دوستان گرم :)))
هر کس دیگه ای هم بود همون کارو میکرد ! :)
yasna sadat
۲۱ ارديبهشت ۰۰:۵۲
خخخخخ ایول داری:))

پاسخ :

مخلصم ..
parisa .A
۲۰ ارديبهشت ۲۳:۰۴
منم از چهار تا فصل عزیززززززززززززز و دوست داشتنی فیزیک عزیز ترم 
یک فصل و نصف خوندم ! بااااااااااااا اعتماد ب نفس ! 
+ینی کتابت باید عالی شده باشه هااااااااا !
چقدم ک فان داشتی خواهرم (:

پاسخ :

یس یس :)))
عاولی :)) 
خسته نباشی ! :)
پریسا ..
۲۰ ارديبهشت ۲۱:۵۱
یعنی روحم شاد شد این قدر از دستت خندیدم:دی

من درس نمی خوندم اصلا نمی رفتم مدرسه، از استرس زیاد :)

پاسخ :

خوشحالم خندیدین :)))
پس با این حساب من کلا نباید برم مدرسه :دی
شِمِلـ ــیا
۲۰ ارديبهشت ۲۰:۱۳
:))))

من شیمی را عاشقم ^_^

پاسخ :

من نه ! :)
آقاگل ‌‌‌‌
۲۰ ارديبهشت ۲۰:۱۱
خخخخ
دستشون درد نکنه.
میگم اسپیکر نداری تو اتاق؟
آهنگ با صدای بلند بزاری موقع مراسم بخندیم؟

پاسخ :

کارای به نسبت بد تری هم میشه کرد :))) هاهاهاها :)))
چشم به راهم ...
۲۰ ارديبهشت ۲۰:۱۰
حسی که من زمان خوندن درسای مدرسه داشتم، غیر قابل وصفه... الحمدالله که تموم شد

پاسخ :

مال من هنوز مونده :|
bahar ...
۲۰ ارديبهشت ۲۰:۰۹
مدرسه خره درس خره شیمی ازهمشون خرتره متنفرم ازشیمی😐

پاسخ :

شیمی که خوبه !! :)
[ارواح خالش]
علیرضا یاغموری
۲۰ ارديبهشت ۲۰:۰۴
تافت |:
رو کتاب قرآن تافت زدی |:
به نظرت جلد چسبی عاقلانه تر نبود |:
منم دیروز نشتم فارسی بخونم خوابم برد صب ساعت 4 عین منگولا بیدار بودم |:
برا سر امتحانم نگران نباش درد همه گیره |:
آی لاو غذا |:

پاسخ :

کتاب قرآن نیست ، کتاب تکمیلی علومه :)
همه گیره :)))
می تو :)
Fatemeh シ.
۲۰ ارديبهشت ۲۰:۰۴
یعنی ببین دفعه های قبل چه کردی ک در رو حتی قفل کردن 😂😂😂

پاسخ :

یس 😎
رُز سبز
۲۰ ارديبهشت ۱۹:۵۷
ددابظ چیه؟

پاسخ :

ددابظه :)))
خداحافظ:)))
Mr. Moradi
۲۰ ارديبهشت ۱۹:۵۱
واقعا در رو قفل کردن؟ فکر کردم اغراقه :| خسته نباشن :))
درس خوندن همیشه سخته! 

پاسخ :

نه بابا اغراق کجا بوده :)))

سلامت باشین :)))

خیلی سخته ، حتی از کار کردن تو معدن هم سخت تره !

ساتیا سخی پور
۲۰ ارديبهشت ۱۹:۴۲
بچه بشین سر درست

پاسخ :

منتظر بودم تو بگی ساتیا جان :)))
fatemeh hajihoseini
۲۰ ارديبهشت ۱۹:۴۰
احساس کردم این مورچه هه تو عکس اشاره به خودت داره |:
نم دونم چرا |:

پاسخ :

آره ، یکم به حالتم وقتی درس میخونم شباهت داره :)))
ree raa
۲۰ ارديبهشت ۱۹:۳۵
هلاک راهکار تافت زدنت شدم! هلاک:/ :)) 

پاسخ :

منم هلاکتم :))) عاشق سینه چاکتم :)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان