Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

یا جد سادات ! این چی بود دیگه ؟!

نشسته بودم سر درسم الکی مثلا ً ، درسم تموم شد اومدم چک نویسا و خورده پاک کنا رو جمع کنم که یه چیزی تو مایه های شکلات آب شده دیدم !

یه چندشِ نرم انگیز ناکی بود لامصب ! همون لحظه جیغ زدم و پرتش کردم روی میز !

غافل از اینکه تمام اون مدتی که من خیلی رمانتیک و شیک و مجلسی گلدونمو گذاشته بودم روی میز ، ایشون اینجا میچریده :/

فک کنم ناخنم رفته بود تو کمرش چون خواهرم هی میگفت زخمیش کردی ! 

من جیغ میزدم ، مامانم میگفت "کوفت ! درد ! زهرمار !"

هنوزم جاش مونده روی میز ، از بقیه جاها براق تره !!! 

تازه ناشنوا هم بود شاسگول ! هر چی با کتاب میزدم بغلش میگفتم هووووی عاموووو نیااااا این طرررررف !

باز مثل گاو می سرید :|||

الان یه سادیسمی دارم اونم اینه که همه چیزو همون شکلی میبینم !

بعد من موندم تو کف خودم که چجوری تو اون بُهبُهِه از این عکس گرفتم !!!

عکسشو صرفاً میزارم نگاه کنین حالتون بهم بخوره ! :دی

۲۵ نظر
صدای ma
۱۴ ارديبهشت ۱۴:۲۹
خدایی این چه اسمیه :|
لیسه هم شد اسم ؟
مگه لیس میزنه :|
اصن مگه زبون داره
شمام با این نوناتون

پاسخ :

چمیدونم !
(:
حسین مداحی
۱۳ ارديبهشت ۱۷:۴۴
http://s7.picofile.com/file/8249705318/Capture.JPG
ببینید. احتمالا به حلزون بدون صدف میگن لیسه. ولی خب در کل حلزونه.

پاسخ :

آره خب ، جز خانواده ی حلزون ها حسابه ! :)
علیرضا یاغموری
۱۳ ارديبهشت ۱۷:۴۴
حسین جان حلزون صدفیش بشکنه زود میمیره
اینم حلزون نیس (:

پاسخ :

منم میگم بهشون !
:)))
حسین مداحی
۱۳ ارديبهشت ۱۷:۴۲
شما صبر کنین من پیدا میکنم الان.

پاسخ :

حتماً .
حسین مداحی
۱۳ ارديبهشت ۱۷:۳۸
اولا همه ی حلزون ها صدف ندارن. دوما خب هر حلزونی توی زندگیش دوره هایی داره که صدف نداره. یعنی ممکنه در عنفوان جوانی صدفش رو از دست بده. هزار تا دلیل دیگه هم میشه براش آورد. ولی خب این موجود حلزونه

پاسخ :

شاید لیسه باشه !
حسین مداحی
۱۳ ارديبهشت ۱۷:۳۷
اولا همه ی حلزون ها صدف ندارن. دوما خب هر حلزونی توی زندگیش دوره هایی داره که صدف نداره. یعنی ممکنه در عنفوان جوانی صدفش رو از دست بده. هزار تا دلیل دیگه هم میشه براش آورد. ولی خب این موجود حلزونه

پاسخ :

ازکجا میگین حلزونه خب ؟!
حلزونا صدف دارن !
با تصورات من بازی نکنین !
علی محمدرضایی
۱۳ ارديبهشت ۱۵:۴۸

وب عاالییییییییییییییی داری دنبالی

پاسخ :

مرسی !
علیرضا یاغموری
۱۳ ارديبهشت ۱۵:۳۴
من شوکولات دوس دارم |:
مخصوصا آب شده |:
بهتره بگم داشتم (:

پاسخ :

داشتم گزینه ی مناسب تریه ! :)
fatemeh hajihoseini
۱۳ ارديبهشت ۱۴:۰۳
((:
یوهاهاهاهاها دیگه نمی تونی شکلات بخوری ((:
یوهاهاهاهاهاهاهاها ((:
(خیلی هم چیز خاصی نیست که ._. )

پاسخ :

چرا ، ترسناک بود ! خیلی هم چندش بود ایضاً ! :)
Lady cyan ※※
۱۳ ارديبهشت ۱۳:۳۸
ویییییی این چیه دیگه! 
وااااای 
دیدمش بدم اومد

پاسخ :

منم !
طاها میرویسی
۱۳ ارديبهشت ۱۳:۱۹
اوه!
اون چیه؟
چه خوشتیپه!

پاسخ :

خیلی خوشتیپ بود عصن !
اگه خدا قبول کنه .. ... یه بنده خدا
۱۳ ارديبهشت ۱۱:۲۴
سلام

عالی بود

ممنون


<<بانک مذهبی>>

پاسخ :

چی عالی بود ؟!
قیافه ی این یا کامنتای اسپمی طور شما ؟! :|||
مترسک ‌‌
۱۳ ارديبهشت ۰۹:۲۸
یه دونه حلزون گوگولی که دیگه این حرفا رو نداره بهار جان ورژن پاتریکیان! :))

پاسخ :

ورژن پاتریکیان ؟! =)))))
کجاش گوگولیه آخه ؟! چاقالو همچین کش میومد که ! 
ساتیا سخی پور
۱۳ ارديبهشت ۰۸:۱۸
فک کردم سوسک بوده بیچاره و که ناکارش کردی بابا

پاسخ :

حقش بود -___-
آقاگل ‌‌‌‌
۱۳ ارديبهشت ۰۱:۱۷
بابا بنده خدا به این نازی ^__^ هیولا کجا بود.
حیف گیر گودزلاها افتاده.
اصلا تصور کن بزاریش رو دستت آروم آروم بره بالا از رو مچت برسه رو گردن.
بعد شاخکاش رو بیاره پایین بماله رو پوستت ^___^

پاسخ :

چرا همه معتقدین گوگولیه ؟!
گودزیلا یا گودزلا ؟! =))))))
ووووویییییی ، تصورشم چندشه که -____-
رُزی گرین
۱۲ ارديبهشت ۲۳:۰۳
الهی بمیرم براش که گیر تو افتاده بهار.... این بازیا چیه در میاری یه لیسه که این حرفا رو نداره ورش دار بذارش لب پنجره خودش میره :|

پاسخ :

من به این خوبی :)
دیگه مرد دیگه :)
pedram yar
۱۲ ارديبهشت ۲۳:۰۲
خخخخخخخخخخ
کاش بهش یه زبون میزدی شاید خشمزه بود
کش هم میومد آیا ؟

پاسخ :

میخواستی میاوردمش تو میچشیدی ؟! :|
والا :)))
حسین مداحی
۱۲ ارديبهشت ۲۲:۵۸
یه حلزون که این حرفا رو نداره!

پاسخ :

اگه حلزونه پس صدفش کو ؟!
Faber Castel
۱۲ ارديبهشت ۲۲:۵۸
این چیزا اینجا زیاده باو،
حال اینجانب بد نشد! هار هار هار!
ولی خیلی دلم می خواست از لحظه قالب تهی کردنت فیلم بگیرم!
یعنی میذاشتم یوتیوب ها، میلیونی لایک می خورد!
به خدا که! :)

پاسخ :

کووووووفت ! :))))
هاههاهاهاهارهارهرهار ! عصنم که :|
آقاگل ‌‌‌‌
۱۲ ارديبهشت ۲۲:۴۱
آخیی چه نازه حیوونکی^___^
نابودش کردین که بنده خدارو

پاسخ :

بابا کجاش نازه این هیولا ؟! O-o
حقش بود :-"
Tamana .....
۱۲ ارديبهشت ۲۲:۳۸
چشه مگه بیچاره به این گوگولویی

پاسخ :

ان شالله یه گوگولی ترشو ببینی قشنگ زهرترک شی بفهمی چقد نازه !
والا بخدا :))))))
علی . ج
۱۲ ارديبهشت ۲۲:۱۲
چه قَدر دوس داشتَنی عه :))
بیچاره رو که نکشتین :|

پاسخ :

کجا دوست داشتنیه با این قیافه ی چندشش ؟! :|
نمیدونم بابام چیکارش کرد حقیقتاً :)
♦♦ حسین ♦♦
۱۲ ارديبهشت ۲۲:۰۴
هههههههههههههه

از دست شما ها

حیوونی نفله شده

پاسخ :

حقشه !
با اون شاخکاش :|||
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان