Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

نیستی و تیره تر میکند خاکستری مرا ، هاشورِ پرطعنه ی باران ...

از دیشب داشتم غصه میخوردم که چی آرزو کنم ...

بعد دیدم خدا تا حالا هر چی آرزو کردم بهم نداده ، بی خیالش شده بودم !

بارون میخورد به شیشه ی گلخونه ، صدام میزد انگار ...

نشستم بین گلا ، سرمو گرفتم بالا و به صداش گوش دادم ...

نفهمیدم کی چادر گلدار مامانمو سر کردم و قرآن به دست زیر بارونم ...

چند وقت بود با صوت نخونده بودم ؟! خوندم و نفهمیدم خیسی قرآن از اشکای منه یا بارون ...

دست خودم نبود ، دلم خواست آرزو کنم ...

آرزو کردم :)

یه عالمه :)

ببخشید که عکس خوب نشده ! یا میتونستم عکس خوب بگیرم یا باید با ال سی دی تبلتم خدافظی میکردم!

۱۴ نظر
المی ...
۲۶ فروردين ۱۹:۲۹
التماااس دعاا:-) 

من یادم رفت دعا کنم!!!
کی هست اصن!!!
هنوز وقت داریم یعنی!!!!
همیشه با اس  دوستان میفهمیدم شب آرزوهاست الان که دیگه اس هم نمیده کسی با وجود تلگرامو واتس آپو اینا:-\ 

پاسخ :

دیشب بود عزیزم :)))
آقاگل ‌‌‌‌
۲۶ فروردين ۱۷:۲۳
واسه ماهم دعا کن.
امیدوارم آرزوهاتون برآورده بشه.

پاسخ :

محتاجیم و ممنون :)
parisa .A
۲۶ فروردين ۱۷:۱۱
باید بگم متن خوبه
و من اصلن حال متن خوندن ندارم (:

پاسخ :

فدای سرت :)
بقیه که حال دارن میخونن :))))
مریم
۲۶ فروردين ۱۵:۵۷
خوش به حالت ما رو هم دعا کن

پاسخ :

محتاجیم :)
rezvan azad
۲۶ فروردين ۱۴:۴۷
خوشبحالت که با خدا دوستی

همه پست هات رو میخونم اگه کامنت نمیزارم چون حالم خوب نیست ومیترسم  چیزی بگم که حال بقیه رو هم خراب کنم

امیدوارم همه ارزو هات  براورده بشن


اگه پشم بودی حتما یه چادر خوشگل بهت هدیه میدادم که  موقع دعا بپوشی و واسه منم دعا کنی
 

چقدر دلم میخواهد بهت هدیه بدم

کاش همشهری  بودیم 

پاسخ :

مررررررسی عزیزم :-*
چقده تو مهربونی :)))
Faber Castel
۲۶ فروردين ۱۴:۱۰
برخلاف سند و سالت استعداد قوی تو نوشتن داری
گاهی وقتا احساس می کنم خیلی پر قدرت می نویسی
بعضی از تشبیه هاتت واقعا آدمو تکون میده :)

پاسخ :

عاقو هندونه هاتو از کجا میخری ؟! :))))
مرسی رفیق ، لطف داری :)))
طاها میرویسی
۲۶ فروردين ۱۴:۰۰
میشه روزه بگیری بعدش به خدا بگی یه آرزو طلبم !!

پاسخ :

!!
خانومی ...
۲۶ فروردين ۱۳:۵۹
آخی ...
التماس دعا :)

پاسخ :

محتاجیم :)))
فآطمهـ تنهآ
۲۶ فروردين ۱۳:۴۵
 نفهمیدم خیسی قرآن از اشکای منه یا بارون ...
چه حسِ خوبیه،زیر بارون قرآن خوندن،عآلیه

پاسخ :

خیلی حس خوبیه :)))
دکتر سین
۲۶ فروردين ۱۳:۴۴
التماس دعا!
و التماس آرزوهای خوب! :)

پاسخ :

محتاجیم دکترسین جان :)
همچنین :))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان