Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

چی شد که وبلاگ نویس شدم ؟!

دوست صمیمی و رفیق فوق فابریکم ، تو پرشین بلاگ یه وبلاگ ادبی داشت ، هر روز بهش سر میزدم و منتظر بودم پست جدید بزاره !

یه مدت ازش خبر نداشتم تا وقتی دوباره سر زدم دیدم نوشته که نقل مکان کرده به بیان !

رفتم وبلاگش ، چند روزی همین طوری کامنت میذاشتم که این درگیری واسم پیش اومد که چرا بقیه عکس دارن من ندارم ؟! :|

بعد از همون قسمت که میگفت اگه میخوای رای بدی یا وارد شو یا ثبت نام کن یه وبلاگ ساختم با اسم "به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد" ،

اولین پستم شعری بود که خودم گفته بودم ! :)

اولین کامنت خصوصیم رو ویزارد آئورا گذاشت و گفت خیلی با پستام میخنده و چند وقته که خاموش میخونه :)))

اولین کامنت عمومی (!) رو پانته آ گذاشت :)))) 

اولین وبلاگی لینک کردم وبلاگ "مستر طلبه" بود :)

بعد اسم وبلاگو عوض کردم و گذاشتم "اسکل آباد" بعد شد "بهارِ بی مخ" و دوباره شد اسکل آباد ! :)

به جرات میتونم بگم اسکل آبادو بیشتر دوست دارم هنوز :) انقدر که با کلمه به کلمش ارتباط برقرار میکنم :)))

بنا به دلایل قانع نکننده ای ولش کردم به امید خدا و پاتریک شدم :))))

اولین کامنت پاتریک رو آقا حامد گذاشتن :)

اولین کامنت خصوصیش رو هم آقا حسین گذاشتن :)))

لینک نکردم هنوز کسی رو ، ولی اولین کسی که دنبالش کردم "مترسک" بود :))))

تو گوگل سرچ کردم "من و پاتریک" ، فکر کنم وب سوم یا چهارم آوردش ^___^ انقدره ذوق کردم ^___^

بعد رفتم پائین تر ، دیدم یک یارویی ، اسم وبلاگشم گذاشته پاتریک ، عیناً مطالب منو کپی کرده ! 

حتی عکسارو ! همچین خورد تو برجکم که نگو -___-

آی اَم فوضول :) اَند آی هَو اِ سوال :)))

شما چطوری وبلاگ نویس شدین ؟! :))))

۳۹ نظر
امیری حسین و نعم الامیر
۲۶ مهر ۱۸:۰۶
نظرت چیه اینو یه چالش کنی؟
لیمو ‌‌
۱۸ تیر ۲۰:۰۱
سلام بهاریک ( بهار بر وزن پاتریک)
خواستم بگم که چطور شد من وبلاگ نویس شدم ... من هم مثل تو یک اسکل آباد داشتم اسمش رو گذاشته بودم انجمن جوجه طلایی و دوستان. بر و بچ رو عضو کرده بودم و هر کی از یه دری می نوشت. موقع فارغ التحصیلی از راهنمایی اسمشو عوض کردم انجمن کلاس سومی های مرده.  کلی تو بلاگفا محبوب شده بودیم که یکهو یک موجود بیشعوری اومد و گفت من راضی نیستم مطالبمو همه بخونن. آقا نشست زیر پای ما تا این وبو پاک کنیم. منم پاک کردم ... فکر کن چقدر الان غصه میخورم. الانم از بس که بچه باحالی م خدا بهم عوض بده... دوباره وبو راه انداختم تا بلکه دوباره اراجیف نویسی گروهی مو با دوستان داشته باشم.
اینم آدرسشه salakhariya.blogfa.com  اما احتمالا نمیگیره دوباره مثل سابق و من افسرده میشم. اه بهار حواست باشه بزرگ نشی اصلا خوب نیست :((

پاسخ :

اوه چه جالب :)))
علی ...
۲۸ ارديبهشت ۰۱:۲۰
هولی...!
من یه نقد بکنم اول!
چرا کسی را که کامنت خصوصی گذاشته لو میدید؟! :/
 
بعد اینکه! چرا من هر جا توی بیان میرم(دقیقا هر جا)شما را زیارت میکنم؟! خدایی بیان باید جایزه ی فعالترین وبلاگ نویس تاریخ را تقدیمتون کنه! :)
 
و اینکه؛عجب حافظه ای...ماشالله! من حتی یادم نیست که آخرین پستی که گذاشتم در مورد چی بوده!

موفق باشید!!!! :)

پاسخ :

وا خب مگه چی گفته بوده ؟! خوش آمد بوده ! :))))
والا اگه شانس منه که یه چیزی هم باید بدم بهشون ، جایزه به من نمیدن :دی
ممنون :) همچنین :) موید باشید :)
یه هاتف
۲۶ ارديبهشت ۱۶:۲۸
حالبه .. تمامی افراد شرکت داده شده در چالش رو خواندم و برایم واقعا جالب بود ...
ماندگار باشید ..

پاسخ :

ممنون همچنین :)
Mr. Moradi
۲۵ ارديبهشت ۲۳:۲۷
عه؟! اینجا همون اسکل آباده؟!!! یادش به خیر :))

پاسخ :

اسکل آباد نیست ، اون هنوز سرجاشه ولی خب نویسندش یکیه ! :)
یک آشنا
۲۲ فروردين ۲۳:۰۰
عجب اتفاق سازنده ای :)

پاسخ :

یس یس :)))
کوثر بانو
۲۱ فروردين ۲۲:۵۵
اصن من کلا آدم پر حرفیم
انقد که یه وقتایی میگن کوثر کمتر حرف بزن سرمون رفت
تو فضای مجازی کوتاه مینویسم تا راحت تر خونده بشه
اما وب تو که میام حرفام خودشون میان
تو ببخش دیگه پرحرفیامو
خوشال میشم برا این پشت کنکوریه بیچاره دعا کنی
بلکم خدا دلش به رحم بیاد 
ماهم یه رشته خوب قبول شیم
اصن پاشو همین الان وضو بگیر یه مغرب عشا بخون به نیت من
تعقیباتشم وصل کن به نماز شب دیگه خدا یه بند حاجت روامون کنه
:)
کوثر بانو
۲۱ فروردين ۲۲:۵۵
اصن من کلا آدم پر حرفیم
انقد که یه وقتایی میگن کوثر کمتر حرف بزن سرمون رفت
تو فضای مجازی کوتاه مینویسم تا راحت تر خونده بشه
اما وب تو که میام حرفام خودشون میان
تو ببخش دیگه پرحرفیامو
خوشال میشم برا این پشت کنکوریه بیچاره دعا کنی
بلکم خدا دلش به رحم بیاد 
ماهم یه رشته خوب قبول شیم
اصن پاشو همین الان وضو بگیر یه مغرب عشا بخون به نیت من
تعقیباتشم وصل کن به نماز شب دیگه خدا یه بند حاجت روامون کنه
:)
سرباز جامانده
۲۱ فروردين ۲۰:۱۷
سه سال پیش واسه رو کم کنی وب زدم برای بار اول.پارسال البته منظورم سال93 که میشه پیارسال از طریق یکی از بلااگرا اومدم بیان ی وب زدم که بامحیطش آشنا شم.امسال البته سال94 که میشه پارسال وبمو اکتیو کردم

پاسخ :

به سلامتی :)
حسین مداحی
۲۱ فروردين ۱۸:۵۱
بعضی از سایت ها هستن که آرشیو وبلاگ ها رو نگه میدارن. 
مثلا این :
http://patrik-blog.koperx.com/
این عین مطالب شما رو داره. از این دست سایت ها زیاده و جای نگرانی نیست. دزد نیستن این سایت ها. ولی دلیل این کارشون رو هم نمیدونم.

پاسخ :

آره !
همینو میگم !
منم نمیدونم :)
آقای سر به هوا ...
۲۱ فروردين ۱۵:۵۲
من نقشی نداشتم جایی ؟ :)) :دی

پاسخ :

شرمنده والا :)))
علی . ج
۲۱ فروردين ۱۵:۴۵
بلی اُسکُل جآن :))

پاسخ :

پارتیکم :)
خانوم عکاس باشی
۲۱ فروردين ۱۵:۰۴
همینطوری یهویی :دی

پاسخ :

عه توهم ؟! :)
صدای ma
۲۱ فروردين ۱۵:۰۳
من رفتم دیدم خوبه بزنم یکیشو 
D:
+تو جمله بالا دو فعل داریم الان قانونای فارسی رو زیر پا گزاشتم 

وقتی زدم دیدم حوصله میخواد زدن ! 
بعد از انتشار 240 مین مطلب وبلاگم یوبوست مطلبی گرفتم :|
مطلبم نمیاد از اون موقع :(
 فک نکنم کل مطالب وبلاگت نصف من بشه :(
ولی خوب بهتر نوشتی افرین D:

پاسخ :

میسی :)

! RaDio AcTiVe !
۲۱ فروردين ۱۴:۵۱
خوشحالم که باعث حضورت تو این عرصه شدم ((:
و خوشحالم که اون فوق فابریک منم ((:

من وبلاگ نویسی یه دلیل داشت ؛ یه آدم بود ؛ یه آدم که خودش وبلاگ نویس بود ؛ یه آدم که دیگه حالا بود و نبودنش حتی به چپ پسر به دنیا نیومدمم نیست ، حتی به اونم نیست واقعا !
کاز آیم هپی ویت یو اند آدر بست فرندز لایک فاصله

پاسخ :

منم خوشحالم :)
یس یس :) تو نباشی کی باشه ؟! تو باشی کی نباشه ؟! :/
اوووف ! ولش کن بابا :))))
لاو یو فور اور :))))
طاها میرویسی
۲۱ فروردين ۱۴:۱۵
من اولین بار داداشم edrism.blog.ir بود که وبلاگ می نوشت
بعدش من تو کار جوک رفتم کلی وبلاگ عوض کردم و بهترین سرویسو بیان یافتم!
الانم من اینجام! طاهااَم!

پاسخ :

خوشحالم که اینجا هستید ! (:
gandom baanoo
۲۱ فروردين ۱۲:۴۹

من واسه کل انداختن با پسر داییم، سوم.دبیرستان بودم که تو بلاگفا وبلاگ زدم :) 

یه آدرس داده بود بهم هی پز میداد من سایت دارم! :/ 

منم اون موقع چیزی از وبلاگ نمیدونستم! 

میگفت باید برات دعوتنامه بیاد و من آدم مهمی بودم و ....!!!! 

خلاصه که اینجوری شد! :) 


پاسخ :

خخخخ ((((:
چه خوب (:
خوشحالم که اینجایی الان (((:
کوثر بانو
۲۱ فروردين ۱۰:۳۷
اصن اولین باری که وب و وب نویسی و اینا به گوشم خورد 
فک کنم تابستون سالی بود که سوم راهنماییم تموم شده بود
یه رفیقی داشتم تو همون دوران راهنمایی که وب زده بود
آدرسشم داده بود به همه
بلاگفا بود
اولین نظرمم اونجا گذاشتم
تو آدرس وبلاگ خودم  برا کامنت هم آدرس خود رفیقمو گذاشتم
فک میکردم هر آدرسی اونجا بنویسم  کامنت میره براش!
بعد دختر داییم وب زد
بعد من... جفتمونم توبلاگفا
۳ بار وب زدم هر ۳ بارم همین اوشون دختر دایی هکم کرد!
یه سال هیچجا ننوشتم
بعد لیدی کوثر بلاگفا رو قایمکی نوشتم
بعدم دیدم نه همه میشناسن منو بلاگفا هم آلزایمریزه! شده
اومدم بلاگ
این بود انشای من

پاسخ :

خجالت میدی منو با کامنتات ...
چطوری جبران کنم لطفتو عزیزم ؟! (:
Haa Med
۲۱ فروردين ۰۹:۵۳
اون "حامد" و "مترسک" منم دیگه؟
:-)

پاسخ :

حامد شمائین (:
ولی مترسک ، مترسک خودمونه :)))))
بق بقو
۲۱ فروردين ۰۶:۴۶


تورو الگو قرارداده:دی

پاسخ :

میخوام قرار نده !
والا ((((:
علی یاد
۲۱ فروردين ۰۲:۵۲
haminjoor alakii....eyne shakhse shoma

پاسخ :

بله (:
آرین :)
۲۱ فروردين ۰۰:۵۲
حداوکیلى تو این پاتریک اولین کسى که لینکت کرد من بودم :/ 
من بعد از زدن ننه نقلى که محتواش آموزشیه گفتم که یه وبلاگ شخصى هم داشته باشم بالاخره که هیچ بنى بشرى که نمیاد چرت و پرتاى منو بخونه ( اون موقعه اینجورى فک میکردم :) ) و خوب خانوادم که کلا نمیفهمن من چه مرگمه حاتى برم بگم من همچین وبلاگى با این آدرس دارم عمرا برن توش و یه نیم نگاهى بزنن...
دقت نمکردم ببینم اولین نظراتم رو کى گذاشته -__- فقط میدونم که چرت و پرتاى دلم که همشون نیست رو میارم اونجا یکمشو...
+ غلط املایى داشت = دیگه حلال کنین حس خوندنش نیست -___-

پاسخ :

یس یس :)))
خانواده ی منم همین طور !
علی اصغر
۲۱ فروردين ۰۰:۴۲
من با وبلاگنویسی قسمتی از تنهائیم رو پر می کنم

پاسخ :

منم همین طور (:
آرش دامن افشان
۲۱ فروردين ۰۰:۲۱
آورین...
چقدر خوب شد وب نوشتی بجای غصه...

پاسخ :

(:
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۲۱ فروردين ۰۰:۱۹
هههه وااای چقدر جالب همرو دقیق یادته بابا باریکلا

والا من تا اونجایی ک یادم میاد اومدم نظر بزارم نوشت باید وارد شوید یا ثبت نام کنید ک ثبت نام کردم اولین پستمم مدل ناخونای دخترونه بود بعد دیدم نه همه نظر میدن و وبلاگ میتونه رو ب رشد باشه به این جمع پیوستم و پستای بهتری گذاشتم ک خب ب مراتب نظرا بیشتر شد و منم خر کیف تر:)

پاسخ :

خر کیفو خوب اومدی :)
المی ...
۲۱ فروردين ۰۰:۱۷
فک کنم 5 سالم بشه حتی:)))

+بلغورستان شبیه این انجمنا یا وبلاگای جوک پخش کنه نمیان منو بخونن خو:)))
بلغوریجات یا بلغوریات:))

پاسخ :

خخخ :))))
خدا نکشه تورو :)))
المی ...
۲۱ فروردين ۰۰:۱۲
تو مگه چند سال ازم کوچیکتری؟:)))
من فکر میکردم یه سال اختلاف سنی داریم:))


+اوممم من میزارم بلغوریات:))

پاسخ :

تو نوزده ای من پونزده :))))
چهار سالی میشه :)))
خوبه خوبه :)))
بلغورستان :)))
Hamid ‌‌‌‌
۲۱ فروردين ۰۰:۱۱
منم ک یادمه اون شب خیلی داغون بودم فقط و فقط اهنگ گوش میدادم... قصه اش درازه
حال روحی روانیم خیلی خراب بود اومد پشت سیستم بلکه حالم بهتر بشه
از طریق یه روم رسیدم به وبلاگ مدیرش،این بود که به مخم زد که پستایی که تو لاین میذاشتمو تو یه وب بذارم تا شاید سرگرم بشم و خیلی چیزا یادم بره که کم کم اینی شد که دیگه نیست...

پاسخ :

آها :)))
چه جالب :)))
مرسی که گفتی :)))
عرفـــــ ـــان
۲۱ فروردين ۰۰:۱۰
یکی به من بگه بیان چه مشکلی داره که همه یا دلشون برا بلاگفا تنگ میشه یا هی میخوان برن یه سرویس وبلاگدهی دیگه :/

پاسخ :

نمیدونم والا :))))
فاز باحالی داره انتقال وبلاگی :))))
هاهاهاهاهاهاها :))))
[با لحن شیطانی خوانده شود]
Faber Castel
۲۱ فروردين ۰۰:۰۷
شروع وبلاگ نویسی من برمی گرده به 10 سال پیش
اون موقع فکر می کنم تازه آب بابا رو داشتی یاد می گرفتی :)
و بنا به دلایل حافظه ای که من ندارم، یادم نمیاد چطو شد!
ولاغیر :)

پاسخ :

نخیرم !
میرفتم مهدکودک ! ((((:
خیلی هم بچه ی خوبی بودم اون موقه :)))
المی ...
۲۱ فروردين ۰۰:۰۶
همون دیگه
درگیر اسمشم:)))
از بعد ازمون دارم روش فکر میکنم مخم هنگیده

پاسخ :

من اسممو میزارم "یک شاسگولِ دری وری نویس!!!"
(((:
المی ...
۲۱ فروردين ۰۰:۰۲
خدایی میای بهار؟؟:)))
بیا بریم فازش منو  گرفته ول نمیکنه

پاسخ :

آره :)))))
پایه ام :)))
فقط هماهنگی های عادرسی بکن با من که گمت نکنم :))))
ژنیک :) :)
۲۰ فروردين ۲۳:۵۹
من قبلا نوشتم :دی
http://zhenik.blog.ir/1393/06/02/%DA%A9%D9%BE%DA%A9-%D8%B2%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C

پاسخ :

صد عافرین بر تو ای ژنیک :))))
آقاگل ملت
۲۰ فروردين ۲۳:۵۸
ما همینجوری داشتیم رد میشدیم.
یک هو دیدیم وبلاگنویس شدیم!
:)
یه نشریه دانشجوعی داشتیم با امیدآقامون دو نفری بعد وبلاگی زدیم به اسم نشریمون!
بعدها از هم جدا شدیم.
و جفتمون یکی یک وبلاگ زدیم.
و یکی یه نشریه جدا.

پاسخ :

شما هم که یهویی بودین (((:
وبلاگ نویسی خوبه :)))
فآطمهـ تنهآ
۲۰ فروردين ۲۳:۵۸
اولین وبم برای کسی بود که دوستش داشتم ودارم :)
که چندبار همون وب ترکوندم و الان دیگه کاملاً منهدمش کردم واز
بلاگفا رانده شدم به سمت بیان :)
راستش را بخوای بیان برام جذاب تره،ولی غربتش بیشتره :(
ولی بلاگفا رو باتموم اذیت هاش دوست داشتم ودارم :|
اممم همین دیگه!

پاسخ :

عه چه باحال :)))
من عاشقانه هم که مینویسم بی مخاطبه ! ملت واسه کسی که دوستش دارن وب میزنن :))))))))
:)
المی ...
۲۰ فروردين ۲۳:۵۶
مامانم وبلاگ زده بود 10 روز بعدش منم وبلاگ زدم:)))
کلا از فضاش و رها بودنش خوشم میومد

بعد هم معتاد شدم:))

الان به سرم زده برم بلاگ اسکای!! نمیدونم چرا
ینیی خیلییییییییی میخوواااماااا خیلییی

پاسخ :

آره !
بیا اینجارو بپوکونیم بریم بلاگ اسکای !
پایه ام :)))
مترسک ‌‌
۲۰ فروردين ۲۳:۵۶
من؟ اوووممم... رفیق ناباب و سرعت اینترنت داغون :|
عه چرا این جوری شد؟ طبیعتاً یکی از دو گزینه باید مثبت می‌بود، این‌که جفتش منفی شد :|
خلاصه خودم هم نفهمیدم چی شد که این شدم :|

پاسخ :

عه ؟! توهم رفیقت به اینجا کشوندت ؟! :))))
منم درست حسابی نفهمیدم ! :)))
عرفـــــ ـــان
۲۰ فروردين ۲۳:۵۱
امروز کلا تو این فازایی ها پاتریک :)

پاسخ :

فردا امتحان فیزیک دارم ، مخم رد داده ! ((((:
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان