Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

این دوازدهمین پستیه که مینویسم !

ای کاش آدم یه شونه ی سیار داشت ، همیشه پیشش بود ، هر وقت دلش میگرفت سرش رو میذاشت روش ،

میگفت ، حتی اگه لازم بود گریه میکرد و خالی میشد ...

پ.ن: حالِ بدِ یه بلاگرو میشه از تعداد پستای روزانش فهمید ! :/

پ.ن۲: تا وقتی که حالم خوب بشه نظرات بستس ... [شرمندگی و عرق شرم بر جبین نشستن]

درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان