Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

معیارای ازدواجتون چیه ؟!

امروز سر کلاس ادبیات عملا ً من و رفیقم آخر کلاس داشتیم زر میزدیم !

یه سر رسید گذاشتم واسه دری وری هایی که مینویسیم ، داشتیم توش درباره ی دوست پسر احتمالیِ دختری که امروز سر چهار راهی ایستاده بود که ما با سرویس از کنارش گذشتیم صحبت میکردیم که دبیر اومد دفترمونو گرفت و شروع کرد بلند بلند خوندن برای بچه ها !

با قیافه ی جدی و کلی اخم و تَخم شروع کرد به خوندن ، وسطش که رسید سر رسید از شدت خنده از دستش افتاد و چون من و رفیقم مثل اسکلا نشسته بودیم زیر دستش خورد تو سر رفیقم !

آنچنان با مشت کوبید تو بازوم و بعدش نشگون گرفت که سِر شد و بیزبیزی میشد :/

کلا ً دیگه دبیر نمیتونست بچه هارو آروم کنه ، انقدر که ما فاجعه آفریده بودیم D:

قرار شد حالا که دیگه نمیشه بمون درس بده جهت دار بخندیم ، ینی هر کس بگه معیاراش برای انتخاب همسرش در آینده چیه !

من آستینامو زده بودم بالا و به حالت پوکر فیس به دبیر نگاه میکردم ! آخه قبلش سه تا جک گفت واسمون که همشون دقیق یادم نیست ، فقط یکیشون این بود که ملت از صد درصد وقتشون نود و پنج درصدشو دارن عکس میگیرن و پنج درصد باقی مشغول تنظیمِ منوپادن ! جک میگفت و خودش هرهر میخندید و ما همین طوری پوکر فیس طور زل میزدیم تو چشاش D:

این وسط من حالم از اون نخاله ای که از ته دلش میگفت : "چه جک بامزه ای بود خانوم !" بهم خورد قشنگ :/

آها داشتم میگفتم ، اومد بالا سرم و گفت تو که آستیناتو زدی بالا و دست به خیرت خوبه بگو ببینم دوست داری شوهرت چه شکلی باشه ؟!

من هیچی ، دوستای صمیمیم واقعاً قرمز شده بودن از خنده ! در صورتی که خنده هم نداره و بالاخره بدبختیه ایه که سر هر کسی میاد ! :/

مثل شاسگولا گفتم : از اینا نباشه که پیرهنشو میندازه رو شلوارش ! از اینا نباشه که از ده فرسخی بوی عطر مشهدی میدن ! از اینا نباشه که فرق وسط باز میزارن ! لهجه ی دهاتی نداشته باشه ! 

هی همین طوری داشتم لیست میکردم خصوصیاتشو که هممون برگشتیم طرف صدایی که میومد ، اولش نفهمیدیم خانوم داره گریه میکنه یا میخنده ! بعد فهمیدیم داره میخنده :||||

ملاک نود درصد بچه ها این بود : قد بلند باشه ، چهار شونه باشه ، به قول یکی از بچه ها شیش پکس باشه(!) ،

موهاش مشکی باشه ، چشماش گاوی باشه ، چال گونه داشته باشه ، بازو هاش ماهیچه ای باشه ، پولدار باشه ، خواهر بزرگ تر نداشته باشه ، مامانش مهربون باشه ، و در نهایت با این همه خوشگلی متدین و اهل نماز باشه :/

معیار بچه ها چقدر با معیارای من متفاوت بود :/// خودم هنگ کردم اصلا ً :)

زنگ خوبی بود ، انقدر خندیدیم که هنوزم یادم میفته خندم میگیره ! D:

۲۴ نظر
مترسک ‌‌
۱۷ فروردين ۲۲:۴۱
خودم هم نمی‌دونم :))

پاسخ :

خیلی ممنون واقعاً :)))
ツ η!li
۱۷ فروردين ۲۰:۲۸
لبخند زدم پاتی :)  خنده نبود:)

پاسخ :

همون :)))
دکتر سین
۱۷ فروردين ۱۹:۴۰
ببین آینده‌ی مملکت داره دست کیا میوفته خدا وکیلی! :|
خخخخخخخخخخخخخخ

پاسخ :

دست ماها :دی
یک آشنا
۱۷ فروردين ۱۹:۲۹
عجب ، خندیدم و به فکر فرو رفتم 
درسته این پست طنزه ، ولی چیزی که من رو به فکر فرو برد ؛ ملاک های انتخاب شوور بود :))
چقدر از واقعیت ها دور شده ایم :)
ولی خیلی مشتاق شدم اون دفتر کذایی رو بخونم ببینم چی نوشتین :)))))

پاسخ :

منم به فکر فرو بروندی :)))
خیلی دور شدیم ! :)))
عه ؟! مورد داره باور کنین :))))
ف. ش.
۱۷ فروردين ۱۸:۵۹
شیکس پک بهتره D:

پاسخ :

همون :)))
مترسک ‌‌
۱۷ فروردين ۱۸:۳۰
یعنی خوشم میاد عزیزان دنبال موجود فول آپشنی می‌گردید که خدا هنوز خلقش نکرده! :))
ولی برای اون چشم گاوی و خواهر بزرگ‌تر جا داره 16 روز عزای عمومی اعلام کنم :| :))

پاسخ :

چرا شونزده روز حالا ؟! :دی
دقیقاً :))) هنوز خلق نشده ! ((((:
خانومی ...
۱۷ فروردين ۱۷:۴۵
سیکس پک هم داشته باشه ؟
چرا خواهر بزرگتر نداشته باشه ؟؟

پاسخ :

بلیم بلیم :دی
احتمالا ً واسه خواهر شوور بازی گفتن :)
علی یاد
۱۷ فروردين ۱۷:۳۶
یه خورده بچه گونه هست ولی خب ... بآشه :))))

پاسخ :

چی باشه ؟! :/
Raha .🎶
۱۷ فروردين ۱۷:۳۱
عالى بود

پاسخ :

:)
من ...
۱۷ فروردين ۱۷:۲۶
چه معیارهای جالبی:)
شیش پکس:)))

پاسخ :

مخلصم :)
علی . ج
۱۷ فروردين ۱۷:۲۱
شیش پکسِ ــت تو حلقم :|
یعنی من میمیرَم واسه اینجور پُستات . 

پاسخ :

حلقتون سلامت :)
لطف دارین :)
تو کا
۱۷ فروردين ۱۶:۵۴
بچه های این دور و زمونه رو!! نچ نچ نچ :)))

پاسخ :

بریم خجالت بکشیم ؟! :)))
عرفـــــ ـــان
۱۷ فروردين ۱۶:۳۸
شیش پکس :دی

پاسخ :

به همین برکت :)))
آرین :)
۱۷ فروردين ۱۶:۳۲
معیار های بچه های دیگه قشنگ معلوم بود چین  :||  عاخه کدوم آدمی معیار های خوشکل ، قد بلند ، مهربون ، پولدار ، بدون داشتن خواهر بزرگ رو مادر مهربون و سیکس پک و همه رو با هم داره ؟  :/

چش گاوی O_o اینو نشنیده بودم که الان شنیدم :|||
من خوشبختانه بوی عطر جک وار آبی میدم D: عطر مشهدی چه جوریه ؟  :/
کاشکی از معلمه میپرسیدی معیار های شما چی بوده ( یا هست ) خخخ D:

چال گونه یک نوع فلجی در ماهیچه های صورته  -__________- من در بچگی دچار این فلجی بودم اما الان کمی در زمان خنده این فلجی واسم رخ میده  -_- 

حس دوباره خوندن نیست اگه اشتباه تایپی یا املایی بود شرمنده  -____-

پاسخ :

همین ! داشته باشه هم که نمیاد اینارو بگیره ! :))))
عطر مشهدی خیلی داغونه ، در حدی که باید اون عضوی که بهش عطر زدی رو قطع کنی تا بوش بره ! :/
خخخ ، یادمون رفت !
من چال دارم ولی زیر انبوه لپ مدفون شده -___- اگه لاغر بشم معلوم میشه :دی
دشمنت :)
saied davoodi
۱۷ فروردين ۱۶:۲۳
همیشه بخندید ان شالله.
:)

پاسخ :

ان شالله :)))
همچنین شما آقاگلِ عزیز :)))
gandom baanoo
۱۷ فروردين ۱۶:۲۱
این چیز میزایی که تو دفترت نوشتیو رو کن!!! ^___^

پاسخ :

اگه میشد رو میکردم بخدا  D:
یکم مورد داشتن :))))
..😐.. مـ ـهـ ـیـ ـار
۱۷ فروردين ۱۶:۲۰
خنده ام در امتداد خنده معلمت بود :)
اما اتفاقا معیار های تو معقول تره :))
چون نباید ها رو گفتی.

اما بقیه فقط باید ها رو گفتن :)

پاسخ :

معقولی از خودته :)))))
آخه اگه کسی همه ی اون باید هارو داشته باشه که دیگه نمیاد دوستای منو بگیره که ! :| :)
Hamid ‌‌‌‌
۱۷ فروردين ۱۶:۲۰
عجب :\
حالا دبیرتون متاهله یا مجرد؟؟ :))

پاسخ :

متاهله :)))
raha !!! روانیه احساس
۱۷ فروردين ۱۶:۲۰
خخخخخخ دمت گرم با معیارات .... 
فکر کن یکی باشه که ریش و پشم بزاره و پیرهن چهار خونه بلند بپوشه که رو شلوارش بیاد ... خخخخخ برادره واسه خودش ... 

پاسخ :

نگو حالم بهم خورد -___-
witch Aura
۱۷ فروردين ۱۶:۱۸
:))

پاسخ :

چقدر خوشحالم که خندیدی جادوگر جونم :))
بوف ولگرد
۱۷ فروردين ۱۶:۱۸
عطر مشهدی خخخخ این رو با حال گفتی پاتریک

پاسخ :

معیارمه خب D:
ツ η!li
۱۷ فروردين ۱۶:۱۷
:)

پاسخ :

چرا میخند ؟! :)
..😐.. مـ ـهـ ـیـ ـار
۱۷ فروردين ۱۶:۱۷
:))

پاسخ :

شمام که میخند :| :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان