Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

your eyes !

Let your eyes tell the story ...

۸ نظر
yasna sadat
۱۶ فروردين ۱۹:۲۱
چشمهات پر سو :)

پاسخ :

جانم ؟! :|
مترسک ‌‌
۱۶ فروردين ۱۸:۴۰
به نام چشم‌هایش...

پاسخ :

بله بله :)))
علی . ج
۱۶ فروردين ۱۸:۳۷
اوووه مای گآد :|

پاسخ :

اوه یور گاد (:
رُزی گرین
۱۶ فروردين ۱۸:۳۰
Woow!!

چه چشمایی !!❤

پاسخ :

:)))
Faber Castel
۱۶ فروردين ۱۸:۲۳
از این فاصله چه ترسناکه! :)

پاسخ :

یس 😎
آی ام لولو خرخره !
ف. ش.
۱۶ فروردين ۱۸:۰۶
خسته به نظر میای! /:

پاسخ :

چون هستم ! (:
کاکتوس آبی
۱۶ فروردين ۱۷:۵۲
چه چشمای قشنگی:)

پاسخ :

:)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان