Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

یه ماشین و دوتا خونه ی درندشتُ پول چکای بی برگشتُ بدم ُ بزنی تو رگُ یه آب روش ، به من تو میکنی یه بار گوش؟!

شاید همین امروز و فردا ،
یک هو مسیرم را سمت کوچه باغ های عاشقی عوض کردم ،
در خانه ات را زدم ،
یقه ات را در مشت فشردم ُ گفتم :
دلم واست تنگ شده بود لعنتی ، میفهمی ؟!
بعد احتمالا ً یقه ات را انگشتانم بیرون می کشی و میگویی :
خوب گوش کن ، دیگه تکرار نمیکنم !
دلِ منم واست تنگ شده بود ...
۶ نظر
Faber Castel
۱۰ فروردين ۱۴:۴۹
یه لعنتی هم چاشنیش می کردی خیلی مشتی تر می شد

"دلم واست تنگ شده لعنتی ، میفهمی ؟!"

:)

پاسخ :

آره آره !
وایسا الان اضافه میکنم (((:
دمت جیز (:
Raha .🎶
۱۰ فروردين ۱۳:۰۶
Khob bod😁✌️

پاسخ :

(:
طاها میرویسی
۱۰ فروردين ۱۲:۴۰
چه خشن بعد چاقو بکن تو شکمش بگو دوست دارم!!

پاسخ :

حتمن این کارو میکنم !
..😐.. مـ ـهـ ـیـ ـار
۱۰ فروردين ۱۲:۰۹
عاشقی ات هم عادی نیست:))
متفاوته!

پاسخ :

چیکار کنیم دیگه :دی
η!li ツ
۱۰ فروردين ۱۱:۴۰
عاشق شدهههههههه O: کاش ندونه:|

پاسخ :

عاشق شدم ُ کسی نفهمید ، رسوا تر از این شدن چگونه ؟!
دکتر سین
۱۰ فروردين ۱۱:۱۹
چرا این‌قدر خشن و بی‌اعصاب؟! خخخخخ
+ گلا قشنگن! :)

پاسخ :

نمیدونم والا ، اعصاب معصاب یخدی :دی
مرسی :)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان