Keep Calm , Patrik Is Writing :D

بِهـ ماندِگارى سِتارِهـ هـا دوستَم بِدار ؛ مَن خودَم روشَن میکُنَم سِتارِهـ هـا را

be arvah of my jad , U are not in my had

عنوان شاخیه ، مگه نه ؟! :-)

یکی از مزایای معروف نبودن اینه که میتونی هر عنوانی دلت خواست بزاری ، حس خونه ی خود ادم بهت دست میده و هر چی دلت میخواد میگی !

همه ی خواننده هات رفقای فابتن و هیچ نگرانی ای بابات قضاوت شدن نداری (: عالی نیست ؟؟

عصن با اون صد و پنجاه تا دنبال کننده ی قبلی که به علت ترک گفتن بنده متفرق شدن ، آدم استرس میگرفت !

الان خیلی خوبه (: ای کاش اینم یکی معروف نشه :/ وگرنه با آدرس سوم و چرت و پرت های پاتریک -اسکل- مجددا خدمت خواهم رسید ! (:

عارضم به خدمتتون که فردا و کلا این هفته دهنم سرویسه -_________-

هر روزش امتحانه ، مثلا فردا زبانه و من متکی به کلاس زبانم هیچی نخوندم !

امیدوارم بالای هجده بشم (: البته بعد از اینکه دو قسمت شهرزاد دیدم و دو قسمت تیم وُلف ، حتما یه نگاهی بهش میکنم !

اینکه کوچ کردیم طبقه پایین رو مخمه ! 

سال تا سال به هیچ کودوم از وسایلم جز یه خودکار مشکی و نهایتاً قلم و مرکب احتیاج نداشتم ، الان همه چیز میخوام !

حتی مداد شمعی های پیش دبستانیمو :/

عینِ هیرودو مدیسینالیس (نوعی زالو) پخشم کف هال ، هی عر میزنم زهراااا هووووی ، تراشو بده بیاد ، فلان چیزو بده بیاد !

بعد خواهرم میگه هووووی تو کلات ! و به صورت کاملا تخصصی وسیله ی مورد نظرو جوری پرت میکنه که بخوره تو سرم !

امروز حدود نیم ساعت بعد از نوشتن اون مطلب با کیلو کیلو بغض ، با بابام رفتیم بیرون ، دَدَر دودور و این صحبتا (:

یه عالمه هم عکس گرفتم ! 

ینی واقعاً احساس میکردم بابام بابت داشتن بچه ی روان پریشی مثل من شرمساره :///

ولی کلی خوش گذشت !

خونه یه جور باحالی شده ، مثلا همین الان اگه پامو با شیب سی درجه بیست سانتی متر جابجا کنم میره تو دهنِ خواهرم :)))

یه مثلا اگه خواهرم ارنجشو جابجا کنه ، کلیه منم جابجا میشه قشنگ (:

اینکه من دختر شادی باشم خیلی بهتر از اینه که دختر درس خونی باشم !

(:

حقیقتا دیگه حال ندارم تایپ کنم (:

۲۶ نظر
fatemeh hajihoseini
۲۹ ارديبهشت ۱۷:۰۷
عجب عنوانی ((:
آره خیلی خوب عصت ((:
دوستای خوب،خوب عصت ((:
مداد شمعی پیش دبستانی می خوای چی کار ؟_؟
چه خبره تو خونتون مگه ؟_؟
ولی از من می شنوی پاتو جا به جا بکن ((:
حال می ده ((:
چرا اینقد اسمای علمی سختن -_-
عاخه هیرودو مدیسینالیس -_-

پاسخ :

نمیدونم ، اون روز لازم داشتم :دی
خخخ ، شیطون :))))
نمیدونم :))))
ژنیک :) :)
۰۷ اسفند ۰۱:۰۳
ها ها!
متاسفانه شما سوختی!
من متفرق نشدم!
اومدمتو وبلاگ جدیدت و همه ی پستاتو خوندم }:) (از بالا تا اینجاشو فعلا :دی )
ولی از اونجایی که پستای منم چرت و پرته معذب نشو! :))

پاسخ :

سوختم ناموسن (:
دمت گرم کیانا ، لطف کردی ^_^
چشم ! (:
آقا حسین
۰۲ اسفند ۲۲:۵۶
خسته نباشید(لبخند).من که نگفتم:«ظاهرا یک نویسنده ی خوب از دست رفتن»
من گفتم:«ظاهرا از خوندن کلی مطلب خوب محروم شدم.»
این یعنی که من نمیتونم بخونم.خب شما اگر بنویسید و من نخونم به حال من که فرقی نداره!
پس نتیجه میگیریم جمله تون جواب جمله ی من نبود!خخخ
به هر صورت ادامه بدید.شما یک چیزی میشید.

پاسخ :

نتیجه گیریتون از پهنا تو حلقم (((:
ممنون ، همچنین ! (:
آقا حسین
۰۲ اسفند ۲۲:۴۷
ظاهرا از خوندن کلی مطلب خوب محروم شدم.(لبخند)

پاسخ :

مینویسم ، ولی تو وبم نمیزارم (((:
کتی
۰۲ اسفند ۲۱:۱۱
توپاتریک نیستی.اگه نظر منو بخوای  تو شوق جوونیی .پاتریکو ولش .خود تو ازهمه این شخصیتای کارتونی باحال تری قدر خودتو بدون هرگز اجازه نده تو جونی پیرشی .(من که شدم تونشو)قلمت به شدت به توانn زیباست روحیاتت مثل بهار لطیف ببین باور کن من وبلاگ هیچ کسو^نمیخونم چه برسه نظر بدم ولی عزیزم آنچنان احساس منو برانگیختی که از وب اسگلت تا پاتریکو خوندم اونم چه وقتی براش گذاشتم.)(بلا قدر خودتو خیلییییییییییییی خیلییییییییییی بدون )👌

پاسخ :

کلی انرژی داشت کامنتت (:
دمت گرم و ممنون (:
یک آشنا
۰۲ اسفند ۰۸:۲۸
به به ، پاتریک عزیز ^_^ ، البته فرقی نمیکنه که اسکل یا پاتریک یا حتی اختاپوس ، مهم بهار بودنه :)
آره واقعا این معروف بودن بد وضعیه آدم خیلی از کارا رو نمیتونه انجام بده ، اصلا انگار دارن همیشهه نگاهش میکنن !
منم دعا میکنم که معروف نشده اونطوری که خودت میخوای O_o
این عکس انتهای پست خیلی باحال بود :) ، انگار که زندگی ، ولی فکر نمیکنم برای این فصل باشه ؟! هست آیا ؟

پاسخ :

اختاپوس ! خودشه !
اسم بعدی من اختاپوسه (((:
دقیقا !
((((((((:
ممنون رفیق ، مال همون روزه (((:
المی ...
۰۲ اسفند ۰۰:۳۷
عنوان:))
عکس چه خوبه:دی منم ع اینا دارم :دی

پری هم که:))))

پاسخ :

((((:
پری خیلی باحاله کلا (:
gandom baanoo
۰۱ اسفند ۲۲:۳۰

عه پ واسه این جا به جا شدی؟!!! 

الان دقیقا موقعیتتون چطوریه که اینطوریه ؟!!!! با رسم شکل بی زحمت!!!! 

پاسخ :

واسه چیزای دیگه ام بود (:
(((:
طاها میرویسی
۰۱ اسفند ۲۰:۴۹
پاتریک؟؟
عنوان شاخ بود !
تو دختری؟؟؟؟؟؟؟؟
پاتریک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ :

بله دخترم .
آرین :)
۰۱ اسفند ۱۶:۵۵
به ارواح حدم نیستى در جدم  :|


ببعى بالا نیز بنده ام فقط حال لاگ اینو نداشتم -_-
:)

پاسخ :

😂😂😂
خیلی باحال بود ایول (:
ببعى :|
۰۱ اسفند ۱۶:۵۳
بلى بلى اینکه اینکه آدم شاد باشه خیلى بهتر از خر خونى یا حتى یکم زیاد خونى ئه اما لامصب به شخصه هر کارى میکنم نمیتونم 😭 لامصب نمیشه نخونى معلما یه جورى شدن بابا حالا کى میدونه معدل خودت تو سم راهنمایی و اول دبیرستان و اینا چند شده :/  عین همین هیرودو مدى چمیدونم چى چى اَک به آدم میچسبن ولکنم نیستن 😶

پاسخ :

هوم دقیقا 😔
مهرناز .ج
۰۱ اسفند ۱۶:۲۶
همه جز می زنن معروف شن بشن شاخ مجازی :دی
افرین من به تو افتخار می کنم پاتریکم ^__^
+عنوان شاخی بود :دی

پاسخ :

ممنون عشقولی من ((((:
(((:
خانم انار
۰۱ اسفند ۱۴:۱۴
فقط:)))))

پاسخ :

یوهو (((:
خانومی ...
۰۱ اسفند ۰۸:۴۸
یعنی تو تنها کسی هستی که با خوندن وبش به این فکر میکنم که خواهر داشتن خیلی خوبه ...

پاسخ :

خیلی خوبه ((((:
مترسک ‌‌
۰۱ اسفند ۰۸:۱۲
اولاً معروف که هستی، ثانیاً این‌جا وبلاگ خودته، هر تیتری دلت خواست بنویس، راحت باش ;)

پاسخ :

اولا ممنون (:
دوما ممنون از یادآوری (:
((((:
ههـــ ـــــ
۰۱ اسفند ۰۴:۱۵
سلام نوشته هاتون بوی خون میده "|||

پاسخ :

خون چرا ؟! :-"
Hamid ‌‌‌‌
۰۱ اسفند ۰۰:۵۶
عنوان پستت منو کشت و زنده کرد :))
چرا عالیه به قول شاعر که میگه تکو تنها تو خیابون...
دیگه باس بخونی نخونی مدیون امام وشهدایی :دی
دم عیده شلوغی خونه طبیعیه
نه دختر درس خونی باش شادی هم کنارش خوبه
بازم به قول یه شاعر دیگه میگه علم خوبه یا ثروت همه علمو میخواییم تو فکر ثروت...
عکس جالبی هم گرفتی

پاسخ :

یوهو (:
ممنون (:
اشی مشی
۳۰ بهمن ۲۳:۲۶
عجب عنوانی!مغزم نمیتونست تصمیم بگیره بره تو خط انگلیش؟فینگیلیش؟؟فلذا کلی زور زدم تا خوندم :دی

من ینی هربار وبتو میخونم حس خوب زندگی بهم دست میده و مجبورم میکنه مدام تکرار کنم که عاشقتم دیبانه :)))

پاسخ :

خسته نباشی مغزش (((:
ایول (:
عرفـــــ ـــان
۳۰ بهمن ۲۳:۱۸
با اون قضیه شاد بودن مهم تر از درس خون بودنه بدجور موافقم :)
چه عکسای رنگی رنگیو قشنگی میگیری :)
من از همین الان منتظر پاتریک و چرت و پرتاش همراه اسکلم ! چون این پاتریک نسبت به اسکل خیلی خفن تره بعدی چی بشه خدا میدونه :دی

پاسخ :

ممنون از موافقت (:
ممنووووووون (:
دم شما گرم ! (:
witch Aura
۳۰ بهمن ۲۳:۰۶
وای جا به جایی خونه خیلی وحشتناکه من که مدتها طول میکشه تا با جای جدید آشنا بشم و تااا بخوام آشنا بشم تموم تنم کبود میشه (آخه چون اشنایی ندارم همش به درودیوار میخورم :)) )

اونا چیه زیر پات ریخته شده؟! چه رنگ خوبیه ^ــــ^‌نارنجی!

پاسخ :

منم همین طور ! (:
نمیدونم ، شکل زال زالکه (:
Tamana .....
۳۰ بهمن ۲۲:۵۷
عکست خیلی زیباست معروف باشی

پاسخ :

ممنون (:
آقا حسین
۳۰ بهمن ۲۲:۴۷
دیگه مطلب ادبی نمینویسید؟

پاسخ :

بعید میدونم (:
بآنو نارینـ
۳۰ بهمن ۲۲:۳۵
وایییییییی عکس :)

پاسخ :

الان خوب شده ینی ؟! (:
|♒ صابر ♒|
۳۰ بهمن ۲۲:۳۴
همیشه خوش باشید
+ درس‌خون بودن هم بد نیست (گرچه خودم ...)
این حجم از مطلب خیلی هم باسابقه‌ست.
متأسفانه یا خوش‌بختانه توی کارنامه‌ی وبلاگ‌خونیم یه پست 200+ خطی رو خوندم ینی له له شدم :'(

پاسخ :

ممنون (:
داشتم خودکشی میکردم اخه :-
(:
((((:
پری بانو
۳۰ بهمن ۲۲:۳۳
:/
:|
خیلی معروفی بابا :)) 
من 73 تا فالور دارم که فوقش 10 تاشون منو ادم حساب کنن :/

پاسخ :

اره ، رو مخم بود (:
میدونی ، بالای صد تا که بشن ، روزی شیش هفت تا بهشون اضافه میشن ،
ملت فک میکنن ادم حسابی هستی هس فالو میکنن ((((:
(:
درباره من
پیش میاد وقتایی که مثل حس چشیدن طعم اولین خرمالوی سال میشیم ..
درخت تکون میخوره ،
باد میاد ،
بارون میاد ،
برف میشینه رو شونه هامون ،
ولی آخ نمیگیم ..!
ولی بالاخره یه روزی ،
یه عابری رد میشه ،
دلمون گیر میکنه پیش چشمای قهوه ایش ،
واسه بهتر دیدنش زمین می افتیم ،
برمون میداره ..
خوشحال میشه ..
ولی میدونی ،
کـــــال ایم ، گـــــَس ایم ..
دور انداخته میشیم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان